سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

راهنمایی کامیاب تر از دانش نیست . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
لذت ِ برنامه نویسی + جمعه 100 مهر 23 - 4:0 صبح

تغییر را می‌بینند
متعجب می‌شوند
غافلگیر
وقتی چند عدد و علامت را عوض می‌کنم
و به ناگه
اتفاقات زیادی در ظاهر صفحه می‌افتد

معمولاً متوجه نمی‌شدند
قبل‌ترها
امروز اما برنامه‌نویسی‌ام را که می‌بینند
گاهی خیره می‌شوند
توجه می‌کنند
و به شگفت می‌آیند
وقتی نمونه‌کارهایم را نشان‌شان می‌دهم

برنامه‌نویسی ذاتاً جذّاب است
نوعی سلطه
تسلّط
بر ماشین سیطره پیدا می‌کنی
آن‌چه تو می‌خواهی
هر چه که بخواهی
او مطیع است
او فقط عمل می‌کند
به هر دستوری که بدهی
و این چیزی‌ست که هر انسانی طالب آن است
تسخیر!

چند روز پیش دیدم روی تابلو نوشته است
خیلی درشت هم:



درباره آینده زیاد صحبت می‌کنیم
ولی اصرار...
هرگز
من تکلیفی برای آینده‌شان ترسیم نکرده‌ام
به خودشان واگذار
چه بشوند
با چه شغلی
در چه فعالیتی
چون مهم‌تر از آن وجود دارد:
«درستکاری»
مهم این است
در هر شغل و پیشه‌ای که باشند
به هر حرفه‌ای که بپردازند
بنده خوبی برای خدا باشند
تا «رستگار» شوند
این از همه مهم‌تر است!

قال امام الاولیاء (ع): «لَا عِلْمَ کَالتَّفَکُّرِ» (نهج‌البلاغه، ح113)
هیچ دانشی چون تفکّر نیست.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 315 - فرزند 483 - سید مرتضی 231 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
امنیت ِ محلّی + جمعه 100 مهر 16 - 5:0 صبح

«این چیه؟! آبروی موشحا رو می‌بری»
این را سیداحمد گفت
به سیدمرتضی
وقتی پیراهن ارغوانی او را دید



محله امنیت می‌آورد
کی؟
چه زمانی؟
وقتی عمری در آن سپری کرده باشی
وقتی بوده باشی
نه یک سال و دو سال
ده‌ها سال
وقتی محله را بشناسی
و محله تو را

درست مثل ما
مایی که شانزده سال است این‌جا هستیم
بچه‌ها این‌جا متولد شده
این‌جا بزرگ شده
نانوا می‌شناسد
میوه‌فروش می‌شناسد
لبنیاتی
سبزی‌فروش
سوپری سر کوچه
فروشگاه لوازم‌التحریر
رنگ‌فروشی
ابزارفروشی
حتی فروشگاه پروتئینی چند کوچه بالاتر
قصابی خیابان بغل



کودکان بزرگ می‌شوند
جوان می‌شوند
اما
جرأت خطا و اشتباه نمی‌کنند
چرا؟
زیرا تمام محل آن‌ها را می‌شناسد

محله امنیت می‌آورد
برای ساکنین
نه مهاجرین
آن‌هایی که تازه آمده‌اند
زود هم می‌روند
آن‌ها امکان خطا دارند
اما
آن‌هایی که مَدید بوده‌اند
از اشتباه و خطا مصون

سیداحمد به همین جهت گیر داد:
«با این پیرهن می‌خوای بیرون بری؟!»
نگران است
نگران آبروی خودش
نگران شناخته شدن
نگران این‌که نگاه مردم چطور عوض می‌شود
اگر
اگر و تنها اگر
خانواده‌اش مرتکب اشتباهی شوند

امر به معروف شکل می‌گیرد
نهی از منکر نهادینه می‌شود
چه زمانی؟
وقتی مردم محله هم را بشناسند
وقتی مهاجرت کم شود
اجاره‌نشین‌ها صاحب خانه
صاحب‌خانه‌ها خرید و فروش نکنند
یک‌جا اقامت
اقامتی دائم

جامعه‌ی ساکن سالم‌تر است
مشکل ِ شهرهای بزرگ همین
چون تهران
ناشناس بودن در محله
منشأ مفاسد اجتماعی دنیای مدرن!

قال سِرُّ الله (ع): «وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَیْتِهِ، فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّیُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ؛ فَقُتِلَ عُبَیْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ یَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ یَوْمَ مُؤْتَةَ» (نهج‌البلاغه، ن9)
هرگاه آتش جمع شعله ور مى شد و دشمنان حمله مى کردند، رسول خدا(ص) اهل بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار مى داد و بدین وسیله اصحابش را از آتش شمشیرها و نیزه ها مصون مى داشت، عبیدة بن حارث روز بدر شهید شد، و حمزه در روز احد، و جعفر در موته. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 315 - فرزند 483 - فرهنگ 83 - سید احمد 237 - سید مرتضی 231 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
مهارت ِ شبانه + دوشنبه 100 مهر 12 - 11:9 صبح

قصد خواب داشتم
به رختخواب رفته
چشم‌ها بسته
چراغ‌ها خاموش
«بابا! سیداحمد حرف میزنه نمیذاره بخوابم»
- پسر گلم!
بهش بگو صحبت نکنه خب!
«حرف منو که گوش نمیکنه، خودت بیا بهش بگو»
- یه بار دیگه برو بهش بگو
یه جوری بگو که گوش کنه
«گفتم چند بار، گوش نمیکنه،‌ خودت پاشو بیا بهش بگو حرف نزنه»

این اتفاق یک بار نیافتاده است
قبل‌تر هم بسیار
این از آن شکایت
آن از این
یکی از دیگری
یکی از آن یکی

قبل‌تر دخالت می‌کردم
قبل‌تر بلند می‌شدم و می‌رفتم و صحبت می‌کردم
به شکایت‌ها رسیدگی
اما حالا...

- ببین سیدمرتضی!
تو دیگه رفتی دبیرستان
دیگه بچه نیستی که
من نباید دخالت کنم
خودت باید «راه حل» پیدا کنی
خودت باید مشکلاتتو حل کنی
باید اینو یاد بگیری
راه حل پیدا کردن رو یاد بگیری

مهارت ِ یافتن راه ِ حل
این مهم است
این را کودکان باید یاد بگیرند
وقتی نوجوان شدند
یکی از نیازهای اساسی بشر
نیازی که قبلاً این‌جا درباره‌اش نوشته بودم



«هیچ راه‌حلی نداره، فقط خودت باید بیای بهش بگی»
- داره پسرم
راه حل داره
برو پیداش کن
«خب اگه راه داره بگو برم انجام بدم»
- نه دیگه
اگر من بگم که یاد نمی‌گیری
من نباید بگم
امشب هر چقدر هم که اصرار کنی نمی‌گم
برو و خودت راه حلشو پیدا کن
تا صبح بشین فکر کن
اگر فردا صبح پیدا نکردی
من بهت می‌گم

راضی شد و رفت
فوری هم خوابش گرفت
فردا صبح شد
اصلاً یادش رفته بود
یادش انداختم:
- دیدی راهشو پیدا کردی!
«راه چیو؟»
- همین‌که توجه نکردی و رفتی سرجات و خوابیدی
مشکل حل شد
اصلاً فراموش هم کردی
این راه حل بود دیگه!



هر چقدر کودکان بزرگ‌تر می‌شوند
مهارت‌هایی که باید یاد بگیرند متفاوت
در کودکی غذا خوردن را یادشان می‌دهیم
قاشق گرفتن را
لیوان را
بزرگ‌تر که می‌شوند
نیازها هم جدیدتر
پیچیده‌تر
مهارت‌های ذهنی و روحی را باید فرا بگیرند!

قال ناصرُ لِدین‌ِالله (ع): «اللَّهُمَّ صُنْ وَجْهِی بِالْیَسَارِ وَ لَا تَبْذُلْ جَاهِیَ بِالْإِقْتَارِ، فَأَسْتَرْزِقَ طَالِبِی رِزْقِکَ وَ أَسْتَعْطِفَ شِرَارَ خَلْقِکَ، وَ أُبْتَلَى بِحَمْدِ مَنْ أَعْطَانِی وَ أُفْتَتَنَ بِذَمِّ مَنْ مَنَعَنِی، وَ أَنْتَ مِنْ وَرَاءِ ذَلِکَ کُلِّهِ وَلِیُّ الْإِعْطَاءِ وَ الْمَنْعِ، «إِنَّکَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیر».» (نهج‌البلاغه، خ225)
خداوندا آبرویم را با بى نیازى و غنا محفوظ دار و شخصیتم را بر اثر فقر ضایع مکن! مبادا از کسانى درخواست روزى کنم که آنها خود، از تو روزى مى طلبند و از افراد بدکردار و پست، خواستار عطوفت و بخشش گردم و سرانجام به ستودن آن کس که به من چیزى عطا کرده، مبتلا شوم (هر چند شایسته ستایش نباشد) و به نکوهش کردن آن کس که مرا محروم داشته گرفتار گردم، هر چند در خور نکوهش نباشد، این در حالى است که تو در ماوراى همه اینها سرپرست و صاحب اختیار بخشش و منع هستى و تو بر هر چیز توانایى. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 315 - فرزند 483 - سید احمد 237 - سید مرتضی 231 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
قتل ِ حرف + شنبه 100 شهریور 27 - 3:10 عصر

- چهار نفرند اول فیلم که بعد وارد بازی می‌شن...
«آره، من دیدم، بعد می‌افتن تو یه سرزمین دیگه که...»
> «بابا داشت حرف می‌زدا...»

این اتفاق زیاد می‌افتاد
الآن کمتر
قبل‌تر بیشتر

یک عادت در خودم ایجاد کردم
بیشتر برای تربیت فرزندان
بعد هم شد رویه جاری زندگی
یک قانون
تا حرفم را قطع کنند، قطع می‌کنم
دیگر ادامه نمی‌دهم
به هیچ وجه
حتی اگر اصرار کنند!

> سیدمرتضی: «دیدی چی شد، دیگه بابا بقیه‌شو نمی‌گه حالا»
- بابا: سیداحمد برات توضیح می‌ده، نگران نباش!
سیداحمد: «بابا خودت توضیح بده بقیشو»
- نه پسر گلم، حرفی که قطع شد دیگه ادامه نداره!



سیداحمد هم پشیمان
خیلی اصرار می‌کند
اما راه به جایی نمی‌برد
شاید یک حرف دیگری بزنم
شاید یک بحث دیگری
اما آن حرف را
نه
دیگر آن را آن روز و آن لحظه ادامه نمی‌دهم
شاید اگر مهم بود یک روز دیگر
در شرایطی که پذیرش داشته باشد

قطع ِ حرف نیست
قتل ِ حرف است
کاری کردم این‌طور فکر کنند
یقین داشته باشند
بدانند اگر حرفی را قطع کردند
خود را از چیزی محروم ساخته‌اند:
- ببینید بچه‌ها
حرف ِ من
مال ِ منه
من حرف ِ خودم رو قطعاً خیلی دوستش دارم که می‌خوام به شما بگم
برام مهمه یعنی
برای هر کسی این‌طوره
هر انسانی وقتی حرف می‌زنه
حرفش براش مهمه که داره می‌گه
اگر قطع بشه
معناش چیه؟
یعنی مخاطب
یعنی شنونده
علاقه‌ای به اون حرف نداره
عین کالایی که مشتری نداره
کالایی که مشتری نداره رو نباید فروخت
چرا؟
چون تمومش ضرره!

آب کم خور تشنگی آور به دست
تا بجوشد آبت از بالا و پست

نه الآن
نه از الآن
از کودکی‌شان
از وقتی خیلی کوچک بودند
برایشان توضیح دادم
گفتم نباید در حرف دیگران دوید
عین بی‌ادبی‌ست

و عمل کردم
به همین روش
قطع کردم
ادامه ندادم
کاری کردم حس کنند محروم شده‌اند
از چیزی که می‌توانستند به دست آورند
اگر سکوت می‌کردند

واقعاً هم به این معتقدم
سخنی که شنونده آن را قطع می‌کند
حرفی‌ست که نباید گفته شود
بی‌سود
فقط ضرر
مصداق ِ «شَقشَقَةٌ هَدَرَت!»

قال امام الاتقیاء(ع): «لَا رَأْیَ لِمَنْ لَا یُطَاع»(نهج‌البلاغه، خ27)
آن کس که فرمانش را اطاعت نمى کنند طرح و نقشه و تدبیرى ندارد (و هر اندازه صاحب تجربه و آگاه باشد، کارش به جایى نمى رسد). (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 315 - فرزند 483 - سید احمد 237 - سید مرتضی 231 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
تصادف ِ ناموسی + شنبه 100 شهریور 20 - 6:51 صبح

مستقیم حرکت می‌کردم
مثل همیشه
صاف
نه مارپیچ
نه لایی
نه حتی روی خطوط

ناگهان به راست پیچید
خیلی سریع
مثل این فیلم‌های پلیسی
وقتی کنار هم حرکت می‌کنند
پلیس یهو می‌کشد به راست
با خودروی خود به خودروی دیگر می‌زند

شاسی بلند
هایما S7
سفید رنگ
در کسری از ثانیه به راست منحرف شد و محکم به من زد
به خودم که نه
به خودرویی که می‌راندم

کنار کشیدم
کنار کشید
حالش بد شده بود
ترسیده بود
بالای سرش حاضر شدم و از خودرو پیاده
به سختی نفس می‌کشید
اضطراب است دیگر:
آرام باش
نفس عمیق بکش
خدا رو شکر خطر جانی نداشته
آرام...

جوانی 35 ساله
حالش که جا آمد
بهتر که شد
عذرخواهی کرد
پرسیدم:
- چرا یهو فرمونو به راست کشیدی؟
رفتارش را توجیه کرد:
«یه موتوری بهم فحش ناموسی داد، می‌خواستم بزنم بهش»
- خب فحش داده باشه، شما که نباید خودتو و دیگرانو به کشتن بدی!
«به خاطر ناموس بود، حاج آقا شما نمی‌فهمی ناموس یعنی چی!»



منتظر نشدیم افسر بیاید
این‌طور خسارت‌ها نیازی به کروکی ندارد
خیایان هم شلوغ نمی‌شود
رفتیم بیمه
فرم‌ها را تکمیل کردیم و مسیر اداری را کامل
صافکاری و نقاشی
مشکل حل شد
البته سه هفته طول کشید
سه هفته بدون در اختیار داشتن خودرو

اما
این سؤال باقی ماند:
واقعاً فحش شایسته چنین بازخوردی است؟!
حتی اگر ناموسی باشد؟!
اگر هایما به من نمی‌زد
اگر آن لحظه در سمت راست او نبودم
به موتوری می‌زد
و با آن سرعت و شتاب
هر دو سرنشین موتورسیکلت را شاید می‌کشت
نتیجه چه؟
به جای خسارت باید دیه می‌داد؟!
یا گرفتار گزینه قصاص
آیا این سرانجامی بود که راننده هایما انتظار آن را داشت؟
فهمیدن ِ ناموس این است؟!

قال الإمام (ع): «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَانُ» (نهج‌البلاغه، ن31)
هرگاه حاکم تغییر پیدا کند زمانه نیز دگرگون مى شود (ترجمه مکارم)

پ.ن. رئیس جمهور عوض شده است
تغییرات آمدنی‌ست
إن‌شاءالله که خیر باشد
برای مستضعفین یعنی
بحول و قوه خدا :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 83 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
نمودار کرونای قم + چهارشنبه 99 بهمن 1 - 1:42 صبح

** نمودارهای این پست پیوسته به روز می‌شود **

آمار کل:



توضیح نمودار: خط بنفش نشان می‌دهد که در هر ماه به طور کل چه تعداد مبتلا به کووید19 در شهر قم شناسایی شده است و خط سبز نشان می‌دهد که به طور میانگین در هر روز تعداد مبتلایان شناسایی شده چند نفر بوده‌اند.

نیافتم
هر چه جستجو کردم
نموداری که تغییرات ابتلا را نشان دهد
به تفکیک شهرها
مثلاً برای قم

من در این شهر ساکنم
باید بدانم وضعیت چگونه است
تغییر به چه سمتی
افزایش یا کاهش

اطلاعات ارائه می‌شود
هر روز گزارش
اعداد و ارقام
ولی قابل درک نیست
تا وقتی تصویری نباشد

من این اطلاعات را از صداوسیمای قم گرفتم
شبکه نور
اطلاعات مربوط به هر ماه
و این ماه جاری:

توضیح نمودار: یکی از داده‌هایی که هر روز توسط صداوسیمای استان قم (شبکه نور) منتشر می‌شود «پذیرش بیمار با علائم کرونا» است. نمودار بنفش نمای این آمار است. یعنی تعداد افرادی که به عنوان بیمار کویید19 در استان قم شناسایی شده‌اند. خط سبز نیز نشان‌دهنده شاخص «بستری جدید» در هر روز است. یعنی مبتلایانی که به دلیل وخامت بیماری در بیمارستان‌های استان بستری شده‌اند.





















و سایر ماه‌ها





















سقوط شاخص‌ها را می‌شود دید
کاهش را
در ماه‌های اخیر
اما
در انتها
گاهی انگار نمودار می‌رود که رشد پیدا کند
باید مراقب بود
زود اقدام کرد

وقتی تصویری شود
روز به روز
آدم حواسش جمع‌تر می‌شود
وقتی به روشنی ببیند!

تعجب می‌کنم
چرا نهادهای مسئول
چنین نمودار و آماری را متمرکز ارائه نمی‌کنند؟!

کتب نفس الرسول (ع): «فَلَا تَقْتُلُوا مُدْبِراً وَ لَا تُصِیبُوا مُعْوِراً وَ لَا تُجْهِزُوا عَلَى جَرِیحٍ، وَ لَا تَهِیجُوا النِّسَاءَ بِأَذًى وَ إِنْ شَتَمْنَ أَعْرَاضَکُمْ وَ سَبَبْنَ أُمَرَاءَکُمْ» (نهج‌البلاغه، ن14)
فرارى را به قتل نرسانید، و ناتوان را آسیب نزنید، و زخمى را نکشید، و زنان را با آزردن به هیجان نیاورید گرچه متعرض آبروى شما شوند یا به بزرگانتان ناسزا گویند. (ترجمه انصاریان)

پ.ن. آمار سالانه:





برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 26 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

   1   2   3   4   5   >>   >

یکشنبه 100 مهر 25

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سید مهدی موشَّح - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا