سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

از عدالت نبود حکم نمودن به گمان . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
امنیت ِ محلّی + جمعه 100 مهر 16 - 5:0 صبح

«این چیه؟! آبروی موشحا رو می‌بری»
این را سیداحمد گفت
به سیدمرتضی
وقتی پیراهن ارغوانی او را دید



محله امنیت می‌آورد
کی؟
چه زمانی؟
وقتی عمری در آن سپری کرده باشی
وقتی بوده باشی
نه یک سال و دو سال
ده‌ها سال
وقتی محله را بشناسی
و محله تو را

درست مثل ما
مایی که شانزده سال است این‌جا هستیم
بچه‌ها این‌جا متولد شده
این‌جا بزرگ شده
نانوا می‌شناسد
میوه‌فروش می‌شناسد
لبنیاتی
سبزی‌فروش
سوپری سر کوچه
فروشگاه لوازم‌التحریر
رنگ‌فروشی
ابزارفروشی
حتی فروشگاه پروتئینی چند کوچه بالاتر
قصابی خیابان بغل



کودکان بزرگ می‌شوند
جوان می‌شوند
اما
جرأت خطا و اشتباه نمی‌کنند
چرا؟
زیرا تمام محل آن‌ها را می‌شناسد

محله امنیت می‌آورد
برای ساکنین
نه مهاجرین
آن‌هایی که تازه آمده‌اند
زود هم می‌روند
آن‌ها امکان خطا دارند
اما
آن‌هایی که مَدید بوده‌اند
از اشتباه و خطا مصون

سیداحمد به همین جهت گیر داد:
«با این پیرهن می‌خوای بیرون بری؟!»
نگران است
نگران آبروی خودش
نگران شناخته شدن
نگران این‌که نگاه مردم چطور عوض می‌شود
اگر
اگر و تنها اگر
خانواده‌اش مرتکب اشتباهی شوند

امر به معروف شکل می‌گیرد
نهی از منکر نهادینه می‌شود
چه زمانی؟
وقتی مردم محله هم را بشناسند
وقتی مهاجرت کم شود
اجاره‌نشین‌ها صاحب خانه
صاحب‌خانه‌ها خرید و فروش نکنند
یک‌جا اقامت
اقامتی دائم

جامعه‌ی ساکن سالم‌تر است
مشکل ِ شهرهای بزرگ همین
چون تهران
ناشناس بودن در محله
منشأ مفاسد اجتماعی دنیای مدرن!

قال سِرُّ الله (ع): «وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَیْتِهِ، فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّیُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ؛ فَقُتِلَ عُبَیْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ یَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ یَوْمَ مُؤْتَةَ» (نهج‌البلاغه، ن9)
هرگاه آتش جمع شعله ور مى شد و دشمنان حمله مى کردند، رسول خدا(ص) اهل بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار مى داد و بدین وسیله اصحابش را از آتش شمشیرها و نیزه ها مصون مى داشت، عبیدة بن حارث روز بدر شهید شد، و حمزه در روز احد، و جعفر در موته. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 315 - فرزند 483 - فرهنگ 83 - سید احمد 237 - سید مرتضی 231 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  لذت ِ برنامه نویسی - امنیت ِ محلّی - مهارت ِ شبانه - قتل ِ حرف - تصادف ِ ناموسی - نمودار کرونای قم - 
تصادف ِ ناموسی + شنبه 100 شهریور 20 - 6:51 صبح

مستقیم حرکت می‌کردم
مثل همیشه
صاف
نه مارپیچ
نه لایی
نه حتی روی خطوط

ناگهان به راست پیچید
خیلی سریع
مثل این فیلم‌های پلیسی
وقتی کنار هم حرکت می‌کنند
پلیس یهو می‌کشد به راست
با خودروی خود به خودروی دیگر می‌زند

شاسی بلند
هایما S7
سفید رنگ
در کسری از ثانیه به راست منحرف شد و محکم به من زد
به خودم که نه
به خودرویی که می‌راندم

کنار کشیدم
کنار کشید
حالش بد شده بود
ترسیده بود
بالای سرش حاضر شدم و از خودرو پیاده
به سختی نفس می‌کشید
اضطراب است دیگر:
آرام باش
نفس عمیق بکش
خدا رو شکر خطر جانی نداشته
آرام...

جوانی 35 ساله
حالش که جا آمد
بهتر که شد
عذرخواهی کرد
پرسیدم:
- چرا یهو فرمونو به راست کشیدی؟
رفتارش را توجیه کرد:
«یه موتوری بهم فحش ناموسی داد، می‌خواستم بزنم بهش»
- خب فحش داده باشه، شما که نباید خودتو و دیگرانو به کشتن بدی!
«به خاطر ناموس بود، حاج آقا شما نمی‌فهمی ناموس یعنی چی!»



منتظر نشدیم افسر بیاید
این‌طور خسارت‌ها نیازی به کروکی ندارد
خیایان هم شلوغ نمی‌شود
رفتیم بیمه
فرم‌ها را تکمیل کردیم و مسیر اداری را کامل
صافکاری و نقاشی
مشکل حل شد
البته سه هفته طول کشید
سه هفته بدون در اختیار داشتن خودرو

اما
این سؤال باقی ماند:
واقعاً فحش شایسته چنین بازخوردی است؟!
حتی اگر ناموسی باشد؟!
اگر هایما به من نمی‌زد
اگر آن لحظه در سمت راست او نبودم
به موتوری می‌زد
و با آن سرعت و شتاب
هر دو سرنشین موتورسیکلت را شاید می‌کشت
نتیجه چه؟
به جای خسارت باید دیه می‌داد؟!
یا گرفتار گزینه قصاص
آیا این سرانجامی بود که راننده هایما انتظار آن را داشت؟
فهمیدن ِ ناموس این است؟!

قال الإمام (ع): «إِذَا تَغَیَّرَ السُّلْطَانُ تَغَیَّرَ الزَّمَانُ» (نهج‌البلاغه، ن31)
هرگاه حاکم تغییر پیدا کند زمانه نیز دگرگون مى شود (ترجمه مکارم)

پ.ن. رئیس جمهور عوض شده است
تغییرات آمدنی‌ست
إن‌شاءالله که خیر باشد
برای مستضعفین یعنی
بحول و قوه خدا :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرهنگ 83 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3   4   5   >>   >

یکشنبه 100 مهر 25

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فرهنگ - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا