سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بدترین مردم کسانی اند که از بدترین مسأله ها می پرسند تا دانشمندان را به اشتباه اندازند . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 8 - شکست ِ شمشیر - پیتزا دوپُخت - سمبوسه پنیری - قدرت ِ نمایشگاه - 
اصول تربیت فرزند 8 + دوشنبه 98 بهمن 7 - 5:0 صبح

«قانون باید ثابت باشد»

ظلم دو جور است
گاهی با مقایسه است
«باعک تجر باعی لاتجر»
برای یکی بشود، برای دیگری نشود
این فقط یکی از انواع ظلم است
ما معمولاً فقط به همین توجه داریم

اما
بیشتر ظلم‌ها یک‌نفره است
برای کودکان معمولاً
کودک با خود می‌گوید
وقتی رفتار والد را قضاوت می‌کند:
«دیروز به لیوان شیشه‌ای دست زدم چیزی نگفت، چرا امروز ناراحت شد؟»
وقتی پاسخی نداشته باشد
احساس ظلم می‌کند
این بدترین نوع ظلم درباره کودکان است

قانون باید ثابت باشد
رفتار با کودک
باید از قوانین ثابتی تبعیت کند
اگر نکرد
توضیح لازم است:
«دیروز چیزی بهت نگفتم چون مهمون تو خونه بود، امروز چون تنها هستیم دعوات کردم»

کودک زمانی احساس آرامش می‌کند
که تبعات اعمال خود را بداند
هر انسانی همین‌طور است
در شک و تردید نمی‌شود زیست
ناامنی‌ست
احساس ناامنی دیوانه می‌کند
بیمار می‌شود روح انسان
اگر هر لحظه نداند با چه رفتاری روبه‌رو خواهد شد

برای خودمان چارچوبی تعیین کنیم
پدران و مادران
اگر کودک از این مرزها عبور نکرد
هیچ ناراحتی
اگر عبور کرد
حتماً ابراز کنیم
بداند که ناراحت شدیم
ارتباط برقرار کنیم
ناراحتی ما را بفهمد
چه تماسی باشد و چه مشاهده‌ای و چه صوتی
نیشگون یا اخم یا کلام

اگر همیشه مثل هم تکرار شود
کودک احساس آرامش می‌کند
چون کنترل رفتار ما را به دست می‌گیرد
احساس می‌کند می‌تواند ما را کنترل کند
می‌داند که اگر از این مرزها خارج نشود
هیچ آسیبی از طرف ما نخواهد دید
از طرف پدر و مادر

کودک این‌طور است که لج‌باز نمی‌شود
برعکسش می‌شود
اگر قانون ثابت نباشد!

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 210 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 8 - شکست ِ شمشیر - پیتزا دوپُخت - سمبوسه پنیری - قدرت ِ نمایشگاه - 
شکست ِ شمشیر + شنبه 98 بهمن 5 - 5:0 صبح

خیلی دوست دارند
از بچگی داشتند
شمشیربازی را

همه بچه‌ها این‌طورند ظاهراً
شمشیر چیز عجیبی‌ست
هر کودکی ببیند عاشقش می‌شود!

دیگر نمی‌شد
بزرگ‌تر که شدند
دیگر نخریدم
اجازه ندادم داشته باشند
خطرناک شده
بدن‌ها رشد کرده
عضلانی شده
قدرت بیشتر از آن است که قابل کنترل باشد
دیگر ضربه‌هایشان مخاطره‌آمیز گشته

مقداری الیاف از بالش‌ها زیاد آمده
ایده‌ای به ذهنم رسید



لوله‌هایی دوختم
با پارچه‌های زیاد آمده از روتُشکی
و الیاف را
با فشار زیاد
سعی کردم محکم و قوی باشد
اما
نرم و بی‌خطر

خوب بود
دو سه روزی بازی کردند
مثل شمشیر
لذّت بردند
هم را زدند
و آسیبی هم ندیدند

اما شکست خورد
چرا؟
دو روز نگذشته نرم شد
الیاف وا رفتند
شمشیرها دیگر استقامت نداشتند
و بچه‌ها
شیوه بازی را عوض کردند
شمشیرها تبدیل به شلاق شدند
حالا این‌طور بازی می‌کردند

سیل شکایت‌ها سرازیر شد
این از آن
آن از آن‌یکی
آن‌یکی هم از این‌یکی
دیگر ضربه‌هایشان آسیب‌زا شده بود
هر کدام یک‌جایش را گرفته و با گریه و آه و ناله می‌آمد

«بچه‌ها من اشتباه کردم»
شمشیرها را پس گرفتم
گفتم این یک پروژه شکست‌خورده است
باید فکری دیگر کنیم
این‌که چطور شمشیرها شمشیر باقی بمانند
تبدیل به شلاق نشوند!

جامعه این‌طور رشد می‌کند
وقتی اشتباه خود را بپذیرند
مسئولین
و اصلاح کنند
روش‌ها را
هر روز
روز به روز
نشود، نمی‌شود
راهی جز این نیست
ما که از پیش همه چیز را نمی‌دانیم
مسئولین ما هم نمی‌دانند!

قال علی (ع): «لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَةِ، لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَةٍ؛ وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ؛ فَإِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یَقُولُ "وَ اعْلَمُوا أَنَّما أَمْوالُکُمْ وَ أَوْلادُکُمْ فِتْنَةٌ"» (نهج‌البلاغه، ح93)
فردى از شما نگوید: خدایا از فتنه به تو پناه مى برم، زیرا کسى نیست که در فتنه اى نباشد، لکن آن که مى خواهد به خدا پناه برد، از آزمایش هاى گمراه کننده پناه ببرد، همانا خداى سبحان مى فرماید: «بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه شمایند» (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 257 - فرزند 398 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 8 - شکست ِ شمشیر - پیتزا دوپُخت - سمبوسه پنیری - قدرت ِ نمایشگاه - 
پیتزا دوپُخت + شنبه 98 دی 28 - 5:0 صبح

نه این‌که بد بشود
ولی
به این خوبی نمی‌شد
این چیزی بود که بچه‌ها گفتند

در برنامه غذایی جمعه‌های ما
پیتزا هم هست
نه هر هفته
دو سه هفته یک‌بار
نه پیتزایی که بخریم
بلکه
پیتزایی که خودمان بپزیم



همیشه خمیر را که درست می‌کردم
از آب و روغن و آرد و کمی نمک و خمیرمایه
پهن می‌کردم کف ظرف
خودشان یا خودم
مواد رویی را می‌چیدیم
و خلاص
فر بود و گرما و پختن در حرارت
کمی در وسط خمیر آب می‌انداخت
و کمی وسط خمیر نرم‌تر

این‌بار
اول خمیر را گذاشتم در فر
تنها
بدون مواد رویی
کمی که پخت
نان که نیم‌پز شد
بیرون آوردم
مواد را چیدیم
و دوباره
یک بار دیگر پخته شد

عالی
حرف نداشت
همه راضی
نان خوشمزه و کاملاً پخته
این را بچه‌ها بیشتر دوست داشتند!

همیشه راه بهتری وجود دارد
یادگیری ته ندارد
علم بی‌منتهاست
رشد پایان ندارد
هر چقدر تلاش کنی بیشتر فرا می‌گیری
این راز خلقت بشر است
آن‌چه او را از سایر مخلوقات متفاوت ساخته!

قال ابن ابی‌طالب (ع): «فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ کَالْبَهِیمَةِ الْمَرْبُوطَةِ هَمُّهَا عَلَفُهَا، أَوِ الْمُرْسَلَةِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا، تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا، أَوْ أُتْرَکَ سُدًى أَوْ أُهْمَلَ عَابِثاً أَوْ أَجُرَّ حَبْلَ الضَّلَالَةِ أَوْ أَعْتَسِفَ طَرِیقَ الْمَتَاهَةِ» (نهج‌البلاغه، ن45)
آفریده نشده ام که غذاهاى لذیذ و پاکیزه مرا سرگرم سازد، چونان حیوان پروارى که تمام همّت او علف، و یا چون حیوان رها شده که شغلش چریدن و پر کردن شکم بوده، و از آینده خود بى خبر است. آیا مرا بیهوده آفریدند آیا مرا به بازى گرفته اند آیا ریسمان گمراهى در دست گیرم و یا در راه سرگردانى قدم بگذارم. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 257 - فرزند 398 - آشپزی 60 - سید احمد 190 - سید مرتضی 172 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 8 - شکست ِ شمشیر - پیتزا دوپُخت - سمبوسه پنیری - قدرت ِ نمایشگاه - 
سمبوسه پنیری + شنبه 98 دی 21 - 5:0 صبح

خوش‌شان آمد
از فرمولی که یافتیم
نسبت یک به دو و نیم
در طرح هندسی نان سمبوسه

سیدمرتضی نان و پنیر درست کرد
با سبک سمبوسه
زیاد هم
بردند مدرسه
تغذیه
رقابتی
هر سه مشتاق
بیشتر می‌خواستند



زیبایی اثر دارد
حتی در خوردنی‌ها
شکل و شمایل ِ آن‌چه می‌خوریم
تنوّع
تا حدّی خوب
برای آن‌که میل ندارد
ولی
بدنش نیاز دارد

اما
وقتی به فروشگاه‌ها می‌رویم
همین تنوّع
انسان شهری امروز را بیچاره کرده
حیران
هر چه می‌خورد تمامی ندارد
هر چه می‌خَرد
جدیدتر می‌آید
شرکت‌ها هم می‌دانند
هر روز بسته‌ها را عوض می‌کنند
طرح‌ها را دگرگون

هدف؛ سرمایه است
افزایش سود ِ سرمایه
اوست که تصمیم می‌گیرد
و سرمایه
به هیچ‌چیزی جز خود اهمیت نمی‌دهد
سلامتی ما برایش مهم نیست
او فقط به افزایش خود می‌اندیشد
از هر راهی که بشود
از تنوّع بهتر چیست
برای افزایش تقاضا برای خرید کالا؟!

قال أمیرالمؤمنین (ع): «قَدْ قَلَّبْتُ هَذَا الْأَمْرَ بَطْنَهُ وَ ظَهْرَهُ حَتَّى مَنَعَنِی النَّوْمَ، فَمَا وَجَدْتُنِی یَسَعُنِی إِلَّا قِتَالُهُمْ أَوِ الْجُحُودُ بِمَا جَاءَ بِهِ مُحَمَّدٌ (ص). فَکَانَتْ مُعَالَجَةُ الْقِتَالِ أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مُعَالَجَةِ الْعِقَابِ وَ مَوْتَاتُ الدُّنْیَا أَهْوَنَ عَلَیَّ مِنْ مَوْتَاتِ الْآخِرَة» (نهج‌البلاغه، خ54)
زیر و روى کار را بر رسیدم [به گونه اى که خواب از چشمم برید.] دیدم یا باید با این قوم بجنگم یا آنچه را محمد (ص) آورده انکار کنم. پس، جنگ با آنان را از عذاب خدا آسانتر یافتم که رنجهاى این جهانى، تحمل پذیرتر از عذابهاى آن جهانى است. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 257 - فرزند 398 - آشپزی 60 - سیدمرتضی 1 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  اصول تربیت فرزند 8 - شکست ِ شمشیر - پیتزا دوپُخت - سمبوسه پنیری - قدرت ِ نمایشگاه - 
قدرت ِ نمایشگاه + پنج شنبه 98 دی 19 - 8:13 صبح

همه را می‌رویم
هر نمایشگاهی را
هر نمایشگاهی که در شهرمان برگزار شود
پیگیری می‌کنیم
از طریق سایت رسمی آن

ایده می‌دهد
نه فقط به من
که به کودکان
آن‌ها را با دنیای بزرگ پیرامون آشنا می‌کند
جامعه‌ای که در آن می‌زیند
چقدر پیش رفته
تا کجا
و چقدر باقی مانده
بر عهده آن‌ها
تا پیش ببرند
تصمیم بگیرند
برای بزرگسالی‌شان

آرزوها در کودکی شکل می‌گیرند
خواسته‌ها
آن‌چه می‌خواهند بشوند
و بکنند
کار و شغلی که بپسندند
این‌ها
این علاقه‌ها
امیال
در کودکی در ضمیر همه ما شکل گرفته است



همه نمایشگاه‌ها را می‌رویم
تقریباً هر هفته
هر نمایشگاهی که برگزار شود
نه برای خرید
بیشتر برای دیدن
برای این‌که نوآوری‌ها را ببینند
غبطه بخورند
بخواهند
اراده کنند
و این اراده در ناخودآگاهشان رسوخ کند
ته‌نشین شود
برای روز اقدام
روزی که قادر به انجام باشند
مثلاً نوشتن کتاب

نمایشگاه کتاب خیلی خوبی این هفته برگزار شد
خیلی خوب
عالی!

قال أخو الرسول الأعظم (ع): «انْظُرْ فِی أُمُورِ عُمَّالِکَ فَاسْتَعْمِلْهُمُ اخْتِبَاراً، وَلاَ تُوَلِّهِمْ مُحَابَاةً وَأَثَرَةً، فَإِنَّهُمَا جِمَاعٌ مِنْ شُعَبِ الْجَوْرِ وَالْخِیَانَةِ.» (نهج‌البلاغه، ن53)
در امور مربوط به کارگزارانت دقت کن و آنها را با آزمون و امتحان و نه از روى «تمایلات شخصى» و «استبداد و خودرأیى» به کار گیر، زیرا این دو کانونى از شعب ظلم و خیانت اند. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 257 - فرزند 398 - سید احمد 190 - سید مرتضی 172 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

سه شنبه 98 بهمن 8

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده کار سفر مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم کتاب دشمن جوجه انشا خودم خیاطی نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی سیدمرتضی طلاق
آشنایی
شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید