سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

آنکه جامه دانش بپوشد، عیبش از مردم نهان ماند [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
افتخار ِ بلند + شنبه 100 بهمن 2 - 6:0 صبح

زیاد به خودش افتخار می‌کرد
فخر می‌فروخت
اخیراً
هی حرفش را می‌زد
مدام کنار دیوار
دیوار ِ قد

ما خُب اندازه می‌گیریم
قد همه را
این‌جا نوشته بودم
یک دیوار اختصاص دادیم



مدتی عجیب شده
و غریب حتی
ناگهان
در همین چند ماه
سیداحمد رکورد زده
خیلی



ذوق کرده
مدام دستش کنار سرش
با برادر و خواهرش مقایسه
که چه؟
بلندتر است!

نیاز به توضیح داشت
اقدامی تربیتی:
ببین سیداحمد!
نعمت‌های خدا را به خودت نسبت نده
کاری که از ما نیست
شایسته تشویق نیست
شایسته تنبیه هم
اگر مریم از تو کوتاه‌تر
اگر قدش به مادرش رفته
کار ِ خداست
خالق اوست
مربوط به خودش نیست
اگر قد تو این‌قدر
باز هم همین
مربوط به خودت نیست
افتخار ندارد
افتخار مربوط به «اختیار» است
اگر اختیار نباشد
افتخار نیست
کار دیگران
افتخارش هم برای دیگران

راستی
خداوند حساس است
اگر کسی به خودش ببالد
خودخواهی
خودشیفتگی
هوای نفس
نسبت به انسان‌هایی که دوست‌شان دارد
نجات‌شان می‌دهد
می‌دانی چطور؟
آن‌چه از او دورشان کرده را می‌گیرد
می‌گیرد تا نزدیک شوند
به خودش
رها شوند
از شرک
از بت‌پرستی
از نفس‌پرستی

به این فکر کن
در کمتر از چند ثانیه
در یک لحظه
حادثه در کمین
ممکن است تا آخر عمر روی ویلچر بنشینی
آن‌وقت مریم از تو بلندتر خواهد بود
نه؟!
مراقب باش دیگران را نیازاری
با فخرفروشی‌هایت!

قال اُذُن الله الواعیه (ع): «أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّمَا أَنْتُمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِیهِ الْمَنَایَا، مَعَ کُلِّ جَرْعَةٍ شَرَقٌ وَ فِی کُلِّ أَکْلَةٍ غَصَصٌ، لَا تَنَالُونَ مِنْهَا نِعْمَةً إِلَّا بِفِرَاقِ أُخْرَى، وَ لَا یُعَمَّرُ مُعَمَّرٌ مِنْکُمْ یَوْماً مِنْ عُمُرِهِ إِلَّا بِهَدْمِ آخَرَ مِنْ أَجَلِهِ» (نهج‌البلاغه، خ145)
اى مردم! شما در این جهان هدفى هستید در برابر تیرهاى مرگ که یکى پس از دیگرى به سوى شما پرتاب مى شود، همراه هر جرعه اى بیم گلوگیر شدن است. و با هر لقمه اى بیم گرفتن راه نفس، به هیچ نعمتى از دنیا نمى رسید، جز این که نعمت دیگرى را از دست مى دهید. و هیچ کس از شما یک روز عمر نمى کند، مگر این که از جمع زندگى وى یک روز کاسته مى شود. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 522 - سید احمد 264 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
فتوشاپ + یکشنبه 100 دی 26 - 6:0 صبح

یاد گرفته
نه خیلی زیاد
ولی
البته قدری که نیاز است
ویرایش و تغییرات

این تصویر را به من داد:



که چه؟!
«بگذار در وبلاگت!»

تصویر اصلی و تصویر اصلاح شده
هر دو در کنار هم
از خودش
تصاویر قدیمی
با افتخار
خوشحال از این‌که توانسته چنین تغییراتی اعمال کند! د:

قال ساقی کوثر (ع): «إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ اثْنَتَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ» (نهج‌البلاغه، خ28)
ترسناک ترین چیزى را که بر شما از آن بیمناکم دو چیز است: هواپرستى و آرزوهاى دراز (نخستین، انسان را از پیروى از حق باز مى دارد و دومى، آخرت را به فراموشى مى سپارد). (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
ورزش ِ مجازی + دوشنبه 100 دی 20 - 8:50 صبح

این بار توپ درست کرد
برای کلاس ورزش
عجیب است
ولی واقعی!



ورزش که مجازی نمی‌شود
این را همه می‌دانند
پس معلّم چه کند؟
بالاخره حقوق می‌گیرد

تکلیف معلوم است
باید تشویق کند
گزارش فعالیت بخواهد
در منزل ورزش کنند
راه دیگری که ندارد



اما این‌بار
مثل سال گذشته
کاردستی خواسته
هر کدام چیزی درست کنند
هنری که به ورزش مرتبط
نمره هم می‌دهد



مریم کیک درست کرد
تصویرش برای مدرسه
خودش برای خودشان
سه نفری همه را خوردند!

قال زَینُ الصِّدّیقینَ (ع): «أَلَا فَاعْمَلُوا فِی الرَّغْبَةِ کَمَا تَعْمَلُونَ فِی الرَّهْبَةِ» (نهج‌البلاغه، خ28)
آگاه باشید! همان گونه که به هنگام ترس عمل مى کنید در موقع آرامش نیز عمل کنید! (و تنها، در سختى ها و مشکلات، به یاد خدا نباشید). (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سیده مریم 270 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
شیدایی + پنج شنبه 100 آذر 25 - 5:0 صبح

گاهی شیفته هستی
برای هنری
عشق آن را دارد
فقط و فقط آن
یک‌جور متفاوت می‌شود
آدم را رها نمی‌کند
همیشه با او

کارها را معمولاً می‌نویسیم
برای نظم
جلوگیری از فراموشی
بچه‌ها هم یاد بگیرند
چیزهایی که باید بخریم:
- بنویس پنیر بخریم
پنجشنبه که با هم رفتیم بیرون!



سبک نوشتن را دیدید؟!
اصلاً یک حوصله‌ای

سیدمرتضی دیوانه طراحی‌ست
نقاشی
نقاشی نه به عنوان رنگ‌آمیزی
بیشتر سیاه‌قلم
فقط مشکی
نه
سیاه‌قلم هم نه دقیقاً
طراحی فقط
رسم فنی شاید
طراحی و ترسیم
کشیدن خطوط و شمایل
کاریکاتوری

دو سه تا کلاس رفت
تابستان‌های گذشته
هر کدام دو سه جلسه
نپسندید
باب طبعش نبود
نه نقاشی و رنگ‌آمیزی
نه سیاه‌قلم و طراحی سایه‌دار
شاید بشود گفت گرافیک
طراحی لوگو مثلاً
بیشتر به درد نقشه‌کشی می‌خورد
طبعش

انسان کلاً این‌طور
وقتی دوست بدارد
در همه چیز داخل می‌کند
همان را
همیشه همراهش است
در همه کارهایش
آن‌چه را که دوست دارد
زمین نمی‌گذارد
«پنیر» و «موش» می‌کشد
حتی وقتی قرار است بنویسد «پنیر»

حالا فکر کن «خدا» را دوست بدارد
بدون رضایت او کاری انجام می‌دهد؟!
بدون حسّ حضورش؟!
بدون ملاحظه و توجه به امر و نهی‌اش؟!

نداریم که غافل می‌شویم!

قال قرآن ناطق (ع): «أَوَّلُ الدِّینِ مَعْرِفَتُهُ وَ کَمَالُ مَعْرِفَتِهِ التَّصْدِیقُ بِهِ وَ کَمَالُ التَّصْدِیقِ بِهِ تَوْحِیدُهُ وَ کَمَالُ تَوْحِیدِهِ الْإِخْلَاصُ لَهُ» (نهج‌البلاغه، خ1)
آغاز دین شناخت اوست، و کمال شناختش باور کردن او، و نهایت از باور کردنش یگانه دانستن او، و غایت یگانه دانستنش اخلاص به او،  (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
نوسازی + جمعه 100 آذر 19 - 3:1 عصر

دور هم بازی می‌کنند
تقریباً هر روز
آخر هفته‌ها بیشتر
این‌بار مشغول «اسم و فامیل»

دیدم تکراری شده
حروف الفبا را دور زده
کلمات، دیگر همه در ذهن‌شان
تا یکی حرفی انتخاب می‌کند
فوری همه را تکمیل
به نظرم خسته‌کننده

- بچه‌ها!
چرا قانون بازی رو عوض نمی‌کنید؟
این بار کلماتی رو بنویسید که حرف مورد نظر در آخرش باشه!



تازه شد
رنگ و رو گرفت
جدید شد
خوش‌شان آمد
حالا می‌توانستند واقعاً خود را بیازمایند
دایره لغات
تلاش کنند
ببرند و ببازند
متفاوت از دفعات قبل
دوباره از نو
همه چیز تازه

دولت‌ها هم همین‌طور
مسئولین هم
مدیران نیز
زیر و رو شدن
تغییر کردن
از نو آغاز کردن
چقدر متفاوت
انسان هم به تغییر نیاز دارد
همان‌قدر که جامعه

امروز چقدر تفاوت را می‌شود دید
در همین صد روز
همین صدروزی که دولت جدید سر کار آمده
و چقدر خوب
و چقدر امید!

کتب امام الصّالِحین (ع): «لاَ یَکُنِ اخْتِیَارُکَ إِیَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِکَ وَاسْتِنَامَتِکَ وَحُسْنِ الظَّنِّ مِنْکَ، فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلاَةِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَحُسْنِ خِدْمَتِهِمْ، وَلَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ مِنَ النَّصِیحَةِ وَالاَْمَانَةِ شَیْءٌ» (نهج‌البلاغه، ن53)
در انتخاب این منشیان هرگز به فراست و هوشیارى خود، و اعتماد شخصى و حسن ظن خویش قناعت مکن، زیرا افراد (فرصت طلب) براى جلب توجّه زمامداران به ظاهرسازى و خوش خدمتى مى پردازند در حالى که در ماوراى این ظاهرِ جالب هیچ گونه خیرخواهى و امانت دارى وجود ندارد. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - بازی 21 - سیده مریم 270 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
سریع تر از زمان + سه شنبه 100 آذر 9 - 8:34 صبح

«بابا»
- بله
«میشه برام پیرهن سفید بدوزی، مثل مال خودت؟»
- مگه پیرهن نداری؟
«برای داخل خونه»
- خب برای خونه هم که پیرهن داری
«نمی‌خوام رنگی باشه، سفید باشه»
- چرا سفید؟
«چون می‌خوام بزرگ شدم طلبه بشم!»



قبلاً تفاوت می‌کرد
خیلی متفاوت
همین چند ماه پیش
اصرار داشت «وکیل» شود
قطعی و بدون تردید
مسیر آن را هم پرسیده
راهنمایی هم کرده
می‌دانست چه رشته‌ای برود

قبل‌تر هم
تابستان
محکم و مصرّ
فقط آتشنشان
حتی رفتیم ایستگاه آتشنشانی سر فلکه ارتش
با یک‌نفرشان صحبت کردیم
مسیر استخدام را



تغییر سریع است
زمان ِ تغییر است اصلاً
دوره نوجوانی
تصمیماتی سخت

- پسرم نگران نباش! باز هم تغییر خواهد کرد.
شب دراز است و قلندر بیدار
عمر به همین سپری
«نه! تصمیم من قطعی‌ست!»

انسان هست و همین تصمیمات
انسانیّت به همین
کار اصلی‌مان
«اختیار» داریم دیگر
خدا به ما بخشیده
کارمان همین
تصمیم بگیریم
پاداش و عقاب هم
بهشت و جهنم
وقتی بین خوبی و بدی
وقتی حتی بین دو خوبی
یا دو بدی
خوبی بیشتر
یا بدی کمتر
«تصمیم‌گیری» هرگز ما را رها نمی‌کند!

قال امام النّاصِحُ (ع): «مَا أَنْقَضَ النَّوْمَ، لِعَزَائِمِ الْیَوْمِ.» (نهج‌البلاغه، ح440)
چه شکننده است خواب براى تصمیم هایى که (انسان) در روز مى گیرد. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
تصمیم ِ بزرگ + یکشنبه 100 آبان 16 - 4:6 عصر

رشته ریاضی برود یا تجربی
انسانی یا معارف اسلامی
کاردانش یا هنرستان ِ فنی و حرفه‌ای
کلاس نهم است دیگر
وقت انتخاب
برای سال بعد

آمد و پرسید
نظرم را
دست به سرش کردم:
- من نظر نمی‌دم! خودت باید تصمیم بگیری!

امروز گذشت
فردایش آمد
و روز بعد
اصرار داشت
و اصرارش که به حدّ کفایت رسید:
- ببین دختر گلم!
اصلاً مسأله این نیست
این رشته یا آن رشته
مسأله‌ی مهم‌تری در بین است
پیش از هر انتخابی
تو قبل از انتخاب رشته
قبل از این‌که به ریاضی و تجربی فکر کنی
اول باید یک انتخاب مهم‌تر انجام دهی
یک تصمیم بزرگ بگیری

برایش توضیح دادم:
- پسرها در زندگی یک گزینه بیشتر ندارند
در کشور ما این‌طور است
در فرهنگ ما
آن‌ها «باید» کار کنند
در آینده زندگی‌شان
شکی در این نیست
چه بخواهند و چه نخواهند
فقط مسأله سر انتخاب شغل است
کارگر شود یا خلبان
مهندس یا پاسدار
پارکبان یا مثلاً پاکبان

اما برای دخترها
یک تفاوت مهم وجود دارد
یک گزینه دومی هم هست
قبل از هر گزینه دیگری
قبل از هر تصمیم دیگری
«خانه‌دار» شود یا «شاغل»

تصمیم مهم این است
تصمیم اصلی این‌جاست
روی این موضوع باید فکر کنی
اول باید این تصمیم را اخذ کنی



دختری که نخواهد شاغل شود
نیازی به خیلی از مطالعات ندارد
خیلی از وقت‌هایی که تلف می‌شود
می‌تواند سراغ آموزش‌های تربیتی برود
روش‌های خانه‌داری را بیاموزد
روش‌های فرزندپروری را
اداره یک خانواده را
چرا باید عمر خود را صرف یادگیری ریاضی و شیمی و فیزیک کند
یا تاریخ ادبیات حفظ نماید؟

البته خیلی‌ها برای «کسب احترام» تحصیل می‌کنند
رسم شده است
مد یعنی
لیسانس می‌گیرند نه برای اشتغال
دکتر می‌شوند نه برای کار کردن
فقط برای اثبات
نشان دهند که «می‌توانند»
خودت باید فکر کنی
عقل و خرد خویش به کار بندی
آیا این کار عاقلانه است؟
آیا تو نیاز به چنین کسب احترامی داری؟

تربیت فرزند یک کار تمام‌وقت است
اصلاً پاره‌وقت نیست
حرفش را دور بریز
هر کسی که گفت: هم کار می‌کنم و هم فرزند تربیت!
این تربیت نیست
این رهاسازی‌ست
تربیت قطعاً یک شغل تمام‌وقت است
اگر نبود، خدای متعال این‌طور مقرّر نمی‌کرد
نفقه را بر شوهر واجب نمی‌کرد
هفت سال باید لحظه به لحظه با کودک باشی
آنی او را ترک نکنی
تا آنی بشود که تو می‌خواهی
حداقل تا قبل از این‌که به مدرسه برود
آیا این با اشتغال و کار کردن بیرون از خانه سازگار است؟

نظرات گوناگون
نظر مرا خواستی
باید اول تصمیم بزرگ زندگی خود را بگیری
بین «کار» و «خانه‌داری»
این تصمیم روبه‌روی پسرها نیست
روبه‌روی دخترها فقط
پسرها باید به درآمدزایی فکر کنند
دخترها هم قبلاً بدون مشکل
فقط گزینه خانه‌داری
اما
امروز که سبک زندگی مدرن ما را فراگرفته
دخترها با این چالش اصلی مواجه:
1. درآمدزا باشم؟
2. درآمدزایی را به شوهرم واگذارم و آینده‌ساز باشم؟

فراموش نکن که قرار است نسل بعدی جامعه را «دختران ِ امروز» بسازند
هم جسم و هم روح
جسم و روح و تربیت و اخلاق و رفتار و منش ِ تمام انسان‌های بعدی
و توانایی‌هایشان بر اداره درست جامعه
این‌ها را «دختران ِ امروز» برعهده دارند
فکر کن پنجاه سال بعد را دوست داری چگونه ببینی
جامعه‌ات چه شکلی باشد؟
تو عضو آن گروهی هستی که آن جامعه را طراحی خواهند کرد
این مسأله کوچکی نیست!

وَ قَالَ مَولَی الْمؤمنین (ع): «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ عَضُوضٌ، یَعَضُّ الْمُوسِرُ فِیهِ عَلَى مَا فِی یَدَیْهِ وَ لَمْ یُؤْمَرْ بِذَلِکَ، قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ "وَ لا تَنْسَوُا الْفَضْلَ بَیْنَکُمْ"؛ تَنْهَدُ فِیهِ الْأَشْرَارُ وَ تُسْتَذَلُّ الْأَخْیَارُ وَ یُبَایِعُ الْمُضْطَرُّونَ، وَ قَدْ نَهَى رَسُولُ اللَّهِ (صلى الله علیه وآله وسلم) عَنْ بَیْعِ الْمُضْطَرِّینَ.» (نهج‌البلاغه، ح468)
بر مردم زمانى رسد بسیار سخت، که توانگران در آن زمان از آنچه در دست دارند انفاق نکنند در حالى که به نگاه دارى مال امر نشده اند، خداوند سبحان فرموده: «احسان بین خود را فراموش نکنید». در آن زمان بدکاران بلند مرتبه، و خوبان خوار مى شوند، تهیدستان هستى خود را از روى ناچارى به قیمت اندک مى فروشند (و توانگران مى خرند) در حالى که پیامبر اسلام ص از چنین خرید و فروشى منع کرده. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سیده مریم 270 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
این غیبته؟ + شنبه 100 آبان 1 - 6:0 صبح

سیداحمد: «بابا، سیدمرتضی یه همکلاسی داشت که خیلی زودباور بود، حالا نمی‌خوام اسمشو بگم...»
سیدمرتضی: «خب من که می‌شناسمش، غیبت میشه»
سیداحمد: «این ماجرا رو که خودت برام تعریف کردی، غیبت نمیشه که»
سیدمرتضی: «پس بذار خودم برای بابا تعریف کنم!»
و این‌گونه تعریف کرد:
«یه نفری بود تو کلاسمون که نمی‌خوام اسمشو بگم
اون به یه نفری که اسمشو نمی‌گم
و همین هم‌کلاسیم که سیداحمد گفت که اسمشو نمی‌گم
گفته بود که اگر بری و ...»

حساس
مراقب
تا غیبت نکنند
این خوب است
غیبت گناه بزرگی‌ست
خیلی
آگاه کردن دیگران از گناه یا خطای پنهان
که خطری برای آن‌ها ندارد
من این‌طور برای بچه‌ها تعریف کردم
غیبت را:

1. اگر شکایت دارید و به شما ضرر زده، غیبت نیست
2. اگر کاری کرده که به مخاطب یا مردم دیگر ضرر می‌زند، غیبت نیست
3. اگر برای مشورت است و به تصمیمات آینده فرد ارتباط دارد، غیبت نیست
4. فقط وقتی که رفتارش پنهان بوده از مخاطب
ضرری هم برای شما یا مخاطب نداشته
گفتنش سودی نمی‌رساند
جز این‌که تخم کدورت و دشمنی می‌کارد
بین مردم فاصله می‌اندازد
این غیبت است



مورد یک و دو را اصلاً باید بگویید تا راهی پیدا شود
مشکل حل شود
ضرر و خطر برطرف گردد
در حالت سوم هم گفتن و نگفتنش فرقی ندارد
فقط مورد چهار
آن را مراقب باشید کافیست!

قال امامُ الاَبرار (ع): «أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَةَ دِینٍ وَ سَدَادَ طَرِیقٍ، فَلَا یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ؛ أَمَا إِنَّهُ قَدْ یَرْمِی الرَّامِی وَ تُخْطِئُ السِّهَامُ وَ یُحِیلُ الْکَلَامُ وَ بَاطِلُ ذَلِکَ یَبُورُ، وَ اللَّهُ سَمِیعٌ وَ شَهِیدٌ.» (نهج‌البلاغه، خ141)
اى مردم! هر کس از برادر مسلمانش، استوارى در دین و روش صحیح را مشاهده کند، باید به سخنانى که این و آن در نکوهش او مى گویند گوش فرا ندهد (اضافه بر این) آگاه باشید، گاه تیرانداز تیرش به خطا مى رود (و حدس و گمانهاى مردم همیشه مطابق واقع نیست) سخن باطل فراوان گفته مى شود، و باطل نابود و بى اثر خواهد شد، خداوند شنوا و شاهد (بر اعمال بندگان) است (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سیده مریم 270 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
لذت ِ برنامه نویسی + جمعه 100 مهر 23 - 4:0 صبح

تغییر را می‌بینند
متعجب می‌شوند
غافلگیر
وقتی چند عدد و علامت را عوض می‌کنم
و به ناگه
اتفاقات زیادی در ظاهر صفحه می‌افتد

معمولاً متوجه نمی‌شدند
قبل‌ترها
امروز اما برنامه‌نویسی‌ام را که می‌بینند
گاهی خیره می‌شوند
توجه می‌کنند
و به شگفت می‌آیند
وقتی نمونه‌کارهایم را نشان‌شان می‌دهم

برنامه‌نویسی ذاتاً جذّاب است
نوعی سلطه
تسلّط
بر ماشین سیطره پیدا می‌کنی
آن‌چه تو می‌خواهی
هر چه که بخواهی
او مطیع است
او فقط عمل می‌کند
به هر دستوری که بدهی
و این چیزی‌ست که هر انسانی طالب آن است
تسخیر!

چند روز پیش دیدم روی تابلو نوشته است
خیلی درشت هم:



درباره آینده زیاد صحبت می‌کنیم
ولی اصرار...
هرگز
من تکلیفی برای آینده‌شان ترسیم نکرده‌ام
به خودشان واگذار
چه بشوند
با چه شغلی
در چه فعالیتی
چون مهم‌تر از آن وجود دارد:
«درستکاری»
مهم این است
در هر شغل و پیشه‌ای که باشند
به هر حرفه‌ای که بپردازند
بنده خوبی برای خدا باشند
تا «رستگار» شوند
این از همه مهم‌تر است!

قال امام الاولیاء (ع): «لَا عِلْمَ کَالتَّفَکُّرِ» (نهج‌البلاغه، ح113)
هیچ دانشی چون تفکّر نیست.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
امنیت ِ محلّی + جمعه 100 مهر 16 - 5:0 صبح

«این چیه؟! آبروی موشحا رو می‌بری»
این را سیداحمد گفت
به سیدمرتضی
وقتی پیراهن ارغوانی او را دید



محله امنیت می‌آورد
کی؟
چه زمانی؟
وقتی عمری در آن سپری کرده باشی
وقتی بوده باشی
نه یک سال و دو سال
ده‌ها سال
وقتی محله را بشناسی
و محله تو را

درست مثل ما
مایی که شانزده سال است این‌جا هستیم
بچه‌ها این‌جا متولد شده
این‌جا بزرگ شده
نانوا می‌شناسد
میوه‌فروش می‌شناسد
لبنیاتی
سبزی‌فروش
سوپری سر کوچه
فروشگاه لوازم‌التحریر
رنگ‌فروشی
ابزارفروشی
حتی فروشگاه پروتئینی چند کوچه بالاتر
قصابی خیابان بغل



کودکان بزرگ می‌شوند
جوان می‌شوند
اما
جرأت خطا و اشتباه نمی‌کنند
چرا؟
زیرا تمام محل آن‌ها را می‌شناسد

محله امنیت می‌آورد
برای ساکنین
نه مهاجرین
آن‌هایی که تازه آمده‌اند
زود هم می‌روند
آن‌ها امکان خطا دارند
اما
آن‌هایی که مَدید بوده‌اند
از اشتباه و خطا مصون

سیداحمد به همین جهت گیر داد:
«با این پیرهن می‌خوای بیرون بری؟!»
نگران است
نگران آبروی خودش
نگران شناخته شدن
نگران این‌که نگاه مردم چطور عوض می‌شود
اگر
اگر و تنها اگر
خانواده‌اش مرتکب اشتباهی شوند

امر به معروف شکل می‌گیرد
نهی از منکر نهادینه می‌شود
چه زمانی؟
وقتی مردم محله هم را بشناسند
وقتی مهاجرت کم شود
اجاره‌نشین‌ها صاحب خانه
صاحب‌خانه‌ها خرید و فروش نکنند
یک‌جا اقامت
اقامتی دائم

جامعه‌ی ساکن سالم‌تر است
مشکل ِ شهرهای بزرگ همین
چون تهران
ناشناس بودن در محله
منشأ مفاسد اجتماعی دنیای مدرن!

قال سِرُّ الله (ع): «وَ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِذَا احْمَرَّ الْبَأْسُ وَ أَحْجَمَ النَّاسُ قَدَّمَ أَهْلَ بَیْتِهِ، فَوَقَى بِهِمْ أَصْحَابَهُ حَرَّ السُّیُوفِ وَ الْأَسِنَّةِ؛ فَقُتِلَ عُبَیْدَةُ بْنُ الْحَارِثِ یَوْمَ بَدْرٍ وَ قُتِلَ حَمْزَةُ یَوْمَ أُحُدٍ وَ قُتِلَ جَعْفَرٌ یَوْمَ مُؤْتَةَ» (نهج‌البلاغه، ن9)
هرگاه آتش جمع شعله ور مى شد و دشمنان حمله مى کردند، رسول خدا(ص) اهل بیت خود را پیشاپیش لشکر قرار مى داد و بدین وسیله اصحابش را از آتش شمشیرها و نیزه ها مصون مى داشت، عبیدة بن حارث روز بدر شهید شد، و حمزه در روز احد، و جعفر در موته. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - فرهنگ 88 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

   1   2   3      >

شنبه 101 بهمن 8

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر سند آموزش هنر بازی روحانیت فیلم فاصله طبقاتی خواص انشا دشمن ساخت خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فرزندانم 24 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 43
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌کار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 117
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xانتخاب نام فرزند بر اساس ابجد