سفارش تبلیغ
هاست ایران
هاست ایران
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

خداوند از قیل و قال و تباه کردن مال و فراوانی سؤال نفرت دارد [امام کاظم علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
کلید تست کولر + شنبه 98 تیر 8 - 5:5 عصر

درباره کولر قبلاً نوشته بودم
این‌جا

امسال پارچه روی کولر پاره شد
در زمستان یعنی
از باد و برف و باران
پارچه قبلی را برداشتم
رفتم برزنت جدید خریدم
یک و نیم در یک و نیم متر
45 هزار تومان شد
وصل کردم جای قبلی



خیلی راحت
پیچ‌ها را باز کردم و دوباره بستم
خوب دوام آورد به نظرم
پنج سال کار کرد
93 نصب کرده بودم و امسال 98 است

یک کار دیگر هم کردم امسال
کلید «تست کولر» نصب کردم
این‌چه کاری‌ست که مدام باید داد بزنی:
«آب کولر رو بزن، حالا قطع کن، حالا موتور کولرو روشن کن، زیادو بزن...»



این را باید خود کولرساز‌ها می‌گذاشتند
نمی‌دانم چرا نمی‌کنند

از چهار سیمی که به کولر می‌رود
یکی به دو خروجی متصل می‌شود
آن «نول» است
سه تای دیگر یکی پمپ آب، یکی دور کند و دیگری دور تند است
برای هر کدام یک کلید بین‌راهی گذاشتم
حالا
کولر که روشن است می‌روم بالا
دگمه‌ها را قطع می‌کنم
پمپ آب و موتور قطع می‌شود
کارهای لازم که انجام شد
دوباره با اتصال کلیدها
هر بخش از کولر که بخواهی راه می‌افتد
تست می‌کنی یعنی
داد و هوار هم دیگر نمی‌خواهد
هر چند بار که بخواهم قطع و وصل! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
انحراف در بهار + جمعه 98 فروردین 2 - 4:19 صبح

تا آمد، تحلیل کردم
با دقت تا بفهمم
نفهمم که نمی‌توانم نقد کنم
چیزی که نقد نشود
پذیرفتنی هم نیست
امکان خطا دارد
وقتی از جانب انسانی ارائه شده باشد



[نمودار کامل]

اول بحث اسم‌گذاری‌ست
این‌که
برای دعوت انبیاء
«بهار»
واژه‌سازی‌ست
بد نیست
ولی
آن‌جایی نگران‌کننده می‌شود
که ما
خودمان را
«بهار» بنامیم
همان
همان بهاری که دعوت انبیاء بوده
پس ما
مظهر دعوت انبیاء می‌شویم
و مخالفین ما
مخالف دعوت انبیاء

این بماند
انحراف این‌جا خود را بیشتر نشان می‌دهد
جایی‌که
«آزادی» تقدیس می‌شود
و «مطلق» می‌گردد
مطلق؟!
آری
نمودار را خوب ببینید
تحلیلی که کرده‌ام
کاملاً همان واژه‌های متن است
بدون کم و کاست تقریباً

مقدمه هیچ
بگذاریم کنار
بیاییم سراغ بند سوم
حتی از بند دوم هم می‌گذریم
جایی که از «انحصار» سخن به میان رفته
از «دست‌اندازی»
که مخالفین را انحصارگر معرفی کند
اما بند سوم
عمق انحراف را می‌شود در آن دید
این‌که
«حقیقت انسانی صرفاً در آزادی کامل شکوفا می‌شود»
در دنیا؟!
خب بحثش در دنیاست دیگر
آخرت را که نمی‌گوید
اما آیا چنین است؟!
وقتی آزادی مطلق شود
آیا دینی باقی می‌ماند؟!

با اعتقادات اسلامی نمی‌سازد
وقتی خداوند آدم را از خوردن میوه‌ای خاص نهی می‌کند
وقتی
ابلیس را مأمور به سجده می‌کند
آزادی‌ها را محدود کرده
اصلاً دنیا را برای همین خلق کرده
برای محدود کردن آزادی‌ها
تا
مطیع از غیرمطیع مشخص شود
البته که اختیار داده
ولی
آزادی مطلق خیر!

پیامبران الهی برای همین ارسال شده‌اند
تا خبر را برسانند
و احکام را بیان کنند
احکام چیست؟
محدودیت‌هایی که صلاح انسان است
سلب آزادی‌هایی
که بشر را به تعالی می‌رساند
خود ِ آزادی
خیر
سلب ِ آزادی!

چرا؟!
جامعه چون کشتی‌ست
زیباترین تعبیر رسول مکرّم اسلام (ص)
آزادی اگر مطلق باشد
یکی نشیمن‌گاه خود را سوراخ کند
همه را غرق کرده
آزادی هرگز نمی‌تواند مطلق باشد
و البته
هرگز نمی‌تواند غایت باشد
فلسفه خلقت قرار بگیرد

و مگر انقلاب اسلامی جز این است؟!
جمهوری اسلامی یعنی
نظام مبتنی بر ولایت فقیه چه می‌خواهد؟
چیزی جز بسط فقه در جامعه
فقه مگر چیست؟
چیزی جز دستیابی به امر و نهی‌های خداوند متعال
همو
فقط همو که حق تشریع دارد
شارع مقدّس
همو که حق دارد آزادی‌ها را محدود کند
نظام اسلامی که ادعایی جز این ندارد
اصلاً فقیه که حق تشریع و جعل حکم ندارد
دارد؟!

وقتی آزادی را با اختیار قاطی کنیم
محصول همین است
برای فریب البته
تا ذهن مخاطب مشوّه شود
سره را از ناسره تشخیص ندهد
اختیار البته که به معنای عدم جبر در اراده است
اراده آزاد است
اما
این غیر از آزادی اجتماعی‌ست
و آزادی البته فردی
فردفرد انسان‌ها به هم گره خورده‌اند
این آزادی نمی‌تواند مطلق باشد
و نباید هم!

وقتی محدودیت را به شیطان نسبت می‌دهیم
بازی با کلمات است
شبیه به متصوّفه
عبارات شعری‌ست
مخلوط کردن «باطن» با «ظاهر»
شیطان علی‌الظاهر به آزادی دعوت می‌کند
در باطن امر محدودیت است
وقتی این باطن را با ظاهر یکی کنیم
در عبارات خود
مخاطب گمراه می‌شود
راه انحراف باز:
«پس هر کسی که آزادی را محدود کند شیطانی عمل کرده»
و مخاطب چه می‌بیند؟
این که فقها یک‌سره مشغول محدود کردن آزادی‌اند!

این دروغ بستن به خداوند متعال است
این‌که
عبودیت خدا معادل آزادی گرفته شود
و در کنار آن
پذیرش ِ هر نوع محدودیتی در آزادی انسان‌ها
دیکتاتوری و استبداد تلقّی گردد
که چه شود؟!
کل «شرع مقدّس» معادل دیکتاتوری
و مخالف عبودیت!

جایی‌که هدف از تشکیل نظامات اجتماعی
مقابله با عوامل محدودکننده آزادی ذکر شود
مخاطب
کدام معنا از آزادی را درک می‌کند؟!
معنای صوفیانه و عرفانی
یا اجتماعی و معهود در میان مردم را؟!

البته که اگر بپرسیم
از نگارندگان و معتقدان
آن را باطنی معنا می‌کنند
همان آزادی که انسان را به معراج می‌برد
آزادی از زنجیرهای گناه و فسق و معصیت
که بر روح انسانی بسته می‌شود
اما این آن‌چیزی نیست که مخاطب می‌فهمد
تدلیس دقیقاً یعنی همین!

آنارشیسم را می‌شناسیم
آیا تعریف آن جز این است:
«وقتی همه به طور کامل آزاد باشند»
نتیجه‌اش را این‌طور ادعا کرده‌اند:
«فرصتی برای تجاوز و تبعیض باقی نمی‌ماند»
آیا چنین است؟!
در دنیا چنین است؟!
دنیا با آزادی کامل برقرار می‌ماند؟!
انسان در دنیا با آزادی کامل به رشد و تعالی می‌رسد؟!
حاشا و کلا
من در شگفتم
از این فریب
از این انحراف
و متأسفم
بسیار زیاد
از این‌که چطور آدم‌های دوست‌داشتنی‌مان این‌طور متحوّل می‌گردند
فریب می‌خورند و فریب می‌دهند!

تک‌تک انسان‌ها شایسته احترامند؟!
من در عجب
آیا واقعاً؟!
بله
البته که بالفطره هستند
بالذات یعنی
در بدو تولّد
اما
انسان‌هایی چون فرعون
ظالم چون نمرود
هیتلر مثلاً
آیا شایسته احترام است؟!
چرا چیزهایی بگوییم که با عقاید دینی‌مان نسازد؟!
وقتی اسلام خون محاربین و ارهابیون را هدر اعلام می‌کند!

هدف خلقت را نباید عوضی بگیریم
اگر اسلام توصیه به آبادانی زمین می‌کند
آیا
آیا آن را هدف خلقت می‌انگارد؟
راه رسیدن به کمال مطلوب، آبادانی زمین نیست
اگر چه آبادانی زمین هم تکلیف باشد
کمال مطلوب در آن نیست
آباد کردن زمین که برای خداوند متعال کاری ندارد
او خود وعده رزق داده
سنّتی همیشگی
جنّت اولیه این‌گونه بود
کاملاً آباد
آدم و حوا را ابتدا آن‌جا مستقر کرد
اما
شرایط امتحان
نیاز به محدودیت بیشتر را ایجاب نمود
آبادانی تکلیف است
اما هدف نیست

مغالطه این‌طور شکل می‌گیرد
وقتی «باز» با «باز» مترادف گرفته می‌شود
«در باز است و باز پرنده است!»
نهضت بهار به این دوستان شناخته می‌شود
و آن‌هایی که محدودشان می‌کنند
البته که قضات همین کشور هستند
در متن
عنوان «شیطان» برای آن‌ها به کار می‌رود
تا نگاه مغرضانه به هدف خود برسد
و این خوب نیست
این بازی با الفاظ و عبارات است
این پسندیده و شایسته این عزیزان نیست

مشارکت جهانی نیز
قطعاً امر مطلوبی‌ست
ولی
در وُسع غیر معصوم نیست
می‌دانیم این را
در اخبار و روایات‌مان هم هست
معهود و مشهور میان مؤمنان نیز
در کلام رهبر انقلاب هم
تحقق تمدن اسلامی در قطعه‌ای از عالم

خلاصه
منصفانه ننوشته‌اند
غلط اعتقادی و کلامی در آن هست
و بدتر از آن
کدورت و ناراحتی هم
می‌توان عدم صدق نیّت را نیز از آن استشمام کرد
وقتی این‌طور آشکار مغالطه می‌کند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 18 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
دستور قوّه + چهارشنبه 97 اسفند 29 - 6:47 صبح

این‌ها باید انجام شود
این‌ها توقّع ماست
انتظارات مردم
دستوری که مقام معظّم رهبری ابلاغ فرموده‌اند:



[نمودار در اندازه بزرگ]

قوّه قضائیه خیلی مهم است
خیلی
خیلی بیشتر از دولت
خیلی بیشتر از مجلس حتی
به گمانم
زیرا
قال الصادق (ع): «لیت السیاط على رؤوس أصحابی حتى یتفقهوا فی الحلال والحرام» (بحار، ج1، ص213)

اگر سیاط نباشد
خطا زیاد می‌شود
مسئول است دیگر
قدرت در دست
فرعون هم که در درونش
نفس اماره
وسوسه می‌کند
خطا می‌کند
حتی اگر خیانت نکرده باشد

قوّه قضائیه باید مقتدر باشد
سخت و محکم
همه‌چیز درست می‌شود
إن‌شاءالله!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 18 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
نمودار بیانیه گام دوم انقلاب + سه شنبه 97 بهمن 30 - 7:0 عصر

باید می‌فهمیدم
نمی‌شد که نفهمم
من جوان هستم
هنوز البته
و مخاطبم
خود را مخاطب می‌دانم
برای این کلام
برای این بیانیه

روشم این است
برای فهمیدن
تجزیه کردن مطالب
به سیاق
و جملات
و عبارات
عباراتی که بیانگر نسبت‌هایی هستند
هر چند ناقصه

این در آمد:



همه عبارت‌ها را آوردم
هیچ حذفی نکردم
ترتیب نیز همان است
بالا و پایین نکردم
سعی در رعایت امانت
تا آن‌چه هست را بفهمم

نمونه مفصلش چنین صورتی دارد:



[نمودار در اندازه اصلی]

امیدوارم که بشود
می‌شود
چه باشیم و چه نباشیم
اما
چه بهتر که باشیم
یعنی زودتر
برایش تلاش کنیم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: سند 18 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
نمودار حدیث لوح + یکشنبه 97 بهمن 7 - 5:0 صبح

در حال مطالعه
برای این‌که بهتر بفهمم
برای خودم
مفاهیم را مرتّب کردم
در Xmind
به نتیجه جالبی رسیدم:



[تصویر بزرگ]

از احادیث بسیار مهم
ارزشمند
دقیق
وقتی نمودار شد
دقیق‌تر هم
بهتر می‌شود فهمید اصلاً



[تصویر بزرگ]

قال علی بن أبی‌طالب (علیهما السلام): «هُمْ مَوْضِعُ سِرِّهِ وَ لَجَأُ أَمْرِهِ وَ عَیْبَةُ عِلْمِهِ وَ مَوْئِلُ حُکْمِهِ وَ کُهُوفُ کُتُبِهِ وَ جِبَالُ دِینِهِ، بِهِمْ أَقَامَ انْحِنَاءَ ظَهْرِهِ وَ أَذْهَبَ ارْتِعَادَ فَرَائِصِهِ» (نهج‌البلاغه، خ2)
اهل بیت رسول جایگاه راز حق، و پناهگاه امر یزدان، و ظرف علم رحمان، و مرجع دستور خدا، و مخازن کتاب‌هاى پروردگار، و کوه‌هاى پشتوانه دین الهى ‏اند. به وسیله آنان کژی‌هاى دین را راست، و لرزش بدنه آیین را آرام نمود. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
تعمیر به جای تعویض + جمعه 97 آذر 16 - 7:56 عصر

خیلی بد است
بدعادت‌مان کرده‌اند
به نفع خودشان
فکر سودند
استثمار همین است
تا منابع مفت‌مان را غارت کنند

وقتش شده بود
وقت خراب شدنش
9 سال پیش خریدم
وقتی مأموران پلیس به منزل‌مان آمدند
با یک خودروی دارای چراغ گردان
جلوی چشم همسایه‌ها
همراه با زن سابق
برای بردن جهزیه
وقتی بردند
غیرمترقّبه
بدون خبر قبلی
باید نهار برای بچه‌ها درست می‌کردم
ولی گاز نداشتم
من و سه کودک خردسالم؛
2ونیم ساله، 1ونیم ساله و شش ماهه!

تندی رفتم نزدیک‌ترین فروشگاه لوازم خانگی
تازه پروژه‌ای را تمام کرده
دو میلیون تومان نقد داشتم
یک یخچال‌فریزر، یک گاز پنج‌شعله، یک جاروبرقی
و همین
همین ماشین لباسشویی در از بالا را خریدم
دقیقاً چند ساعت بعد از این‌که خانه‌ام را خالی کردند!

از آن روز
تحقیقاً 9 سال می‌گذرد
جیک نزد
ایراد پیدا نکرد
حالی به حالی نشد
یک ریز کار کرد
حداقل هفته‌ای سه بار
بدون لحظه‌ای درنگ
مثل قلبی سالم می‌تپید
خدا را شکر
قطعاً از برکت و منّت باری تعالی

اما دیگر وقتش شده بود
مدتی بود انتظار خراب شدنش را می‌کشیدم
حس می‌کردم خسته است
حس می‌کردم زیاد کار کرده
آخ نگفته
ملاحظه حال و احوال ما را کرده
کودکان شستشو زیاد نیاز دارند
لباس زیاد عوض می‌کنند
طبیعی‌ست
ماشین لباسشویی پرکار می‌شود
در خانه‌ای که بچه زیاد باشد!

چند هفته پیش خراب شد
کامل که نه
فقط خشک‌کنش
آخر ِ کاری نمی‌چرخید
سیلندر ِ دور ایستاده
حرکت نمی‌کرد
این شد که به نمایندگی زنگ زدم
بعد از 9 سال:
«باید وانت بگیرید و بیاورید این‌جا، احتمالاً بلبرینگ آن جام کرده و نیاز به تراشکاری دارد»

این پاسخ قانعم نکرد
نمی‌توانستم قبول کنم
راستش بعدتر هم فهمیدم
لباسشویی‌های در از بالا اصلاً بلبرینگ ندارند که
فقط کاسه نمد

پس باز کردم
با توکّل بر خدا
نام خدا را بر زبان آوردم
و دست به پیچ‌گوشتی شدم



از بالا شروع کردم به باز کردن
پیچ‌های اصلی را
همین‌طور گام به گام
خیلی باز کردم
بیشتر از آن‌چه نیاز بود
بعد فهمیدم
این‌که اصلاً لازم نبود این‌طور لختش کنم!

هیچی نداشت
چقدر ساده
چقدر اندک
پیچیده نیست اصلاً
چقدر فکرهای عجیب می‌کردم درباره‌اش!

به تهش که رسیدم
متوجه دستگاه عجیبی شدم
موتوری که یک سیم بکسل نازک از آن خارج شده بود
کشیدم
دسته‌ای را
کلاچ دستگاه بود
آزاد شد
بله
چرخید
مشکل همین بود
یافتم
یافتم
من خودم یافتم
مشکل لباسشویی‌مان را
به تنهایی
با یاری خداوند متعال



ماشین را بستم
از پایین تا بالا
گذاشتم سر جا
رفتم در سایت دیوار
دنبال نزدیک‌ترین تعمیرکار
تعمیر آن را باید به یک متخصص می‌سپاردم
حالا که دقیقاً می‌دانستم مشکل از کجاست

دو نفر بودند که آمدند
همان‌روز
سریع
من هم ماجرا را گفتم
آن‌ها هم به جای این‌که ماشین لباسشویی را باز کنند
فقط روی زمین خواباندند
تأیید کردند که مشکل از همان است
عکسی گرفتند
مفتولی به کلاچ بستند که موقتاً کار کند
کشیده بماند یعنی
و وعده کردند
بروند و بگردند و قطعه را پیدا کنند
تماس بگیرند و بیاورند و نصب
25 هزار تومان هم گرفتند

فردایش طاقت نیاوردم:
چرا باید عوض شود؟!
آیا تعمیر نمی‌شود
این دستگاه که کار خیلی خاصی انجام نمی‌دهد
فقط می‌کشد
سیم بکسل را
درست وقتی برق 220 به آن متصل می‌شود
خب شاید خودم بتوانم درستش کنم

لباسشویی را خواباندم
دستگاه را از دو پیچش باز کردم
مشغول باز کردن قطعات داخلی آن شدم
کامل رها شد
تمام قطعات کوچک و بزرگش



گریس زدم
تمام چرخ‌دنده‌ها را
همه سالم بودند
احتمالاً خشک شده
بعد از 9 سال کار
دوباره بستم
ولی کار نکرد!

ده بار
شاید بیست بار
شاید هم بیشتر
هر چه باز کردم و بستم
بدتر شده بود
گریس چسبیده به قطعات
چسبناک شده
روی هم نمی‌لغزیدند
روان حرکت نمی‌کردند
بدترش کرده بودم
گریس داغانش کرده بود
کاش نمی‌زدم!

آب جوش
مایع ظرفشویی
افتادم به جان قطعات
چقدر بد می‌چسبد
گریسش خوب نبود شاید
شاید هم خیلی خوب بوده اتفاقاً
جدا نمی‌شد لامصّب
ذره ذره شستم
باز هم کامل نه

این‌بار که خشک شد
از روغن چرخ خیاطی استفاده کردم
خیلی رقیق‌تر
لغزش بیشتر
قطعات را بستم
با دقت فراوان
اما
این‌بار هم کار نکرد
نمی‌دانستم چرا
وقتی می‌بستم
موتور صدا می‌داد
می‌چرخید یعنی
اما سیم بکسل به داخل کشیده نمی‌شد
هیچ حرکتی نمی‌کرد
نا امید شدم

فردایش رفتم کیوانفر
سی‌متری
مرکز تعمیرگاه‌های شهر قم
دو سه مغازه را رفتم
خب البته اول هم برقعی
همه اول آن‌جا می‌روند دیگر
معروف‌ترین
بعد هم روبه‌روی بانک ملّی
و چند محل دیگر هم
هیچ‌کدام نداشتند
پاسخ‌شان مثل هم بود:
«این طور قطعات را فقط از نمایندگی باید تهیه کنید»

میدان باجک
روبه‌‌روی بانک ملّی
ابتدای باجک دو
داخل نمایندگی شدم:
«با این‌که شرکت خارجی تعهد داده
اما
به خاطر تحریم قطعه نمی‌دهد
صد تومان بیعانه بگذار
تا یک ماه دیگر اگر از تهران فرستادند
به قیمت روز می‌آوریم
در منزل خودتان نصب می‌کنیم»
قیمت چند؟!
«حدود 220 هزار تومان شاید کمی بیشتر هم»

قبول نکردم
220 هزار تومان؟!
برای فقط یک قطعه کوچک
که کاری بسیار کوچک‌تر را انجام می‌دهد
کشیدن یک سیم نازک
همین
مگر خودمان در داخل چُلاقیم؟!
نمی‌توانیم یک دستگاه شبیه به این بسازیم
حالا کپی هم نکنیم
یک چز دیگری به هر شکلی
که این سیم را با قدرت بکشد؟!

این چه بلایی‌ست سر ما آمده؟!
چنین قطعه مزخرفی باید لنگ‌مان بگذارد
تا خارجی‌ها حالمان را سرش بگیرند
بگویند دست از آرمان‌های انقلاب‌تان بردارید
تا موتور تخلیه ماشین لباسشویی بهتان بدهیم؟!
استقلال‌تان را بدهید
مثل عربستان بشوید
ضعیف باشید و همچون برده
تا هر چه بگوییم اطاعت
خاک بر سر ناصرالدین شاه و رضاشاه و تمام اعوان و انصارشان
که این تخم بدبختی را در کشور ما کاشتند
وابستگی صنعتی را

سراغ اوراقی را گرفتم
پیرمردی را یافتم
مغازه‌ای داشت
دستگاه را نشانش دادم
عین همان را یافت
نشانم داد
قیمت؟
تلفن کرد و از پسرش پرسید:
380 هزار تومان!

باور نکردم
قبول هم
قرار شد ظهر زنگ بزنم
با پسرش صحبت کند
شاید تخفیف بدهد
شاید هم اصلاً دستگاه را عوضی گرفته
که چنین قیمتی گفته

زنگ زدم
از خانه
150 هزار تومان
قیمت نهایی
رفتم و خریدم

گاهی، گاهی اتفاق‌ها مناسبت‌هایی دارند
الطافی هستند تا بفهمیم
از جانب خدا
آگاهمان کند
همه چیز قرار نیست همیشه خوب پیش برود
خراب شدن گاهی آگاهی‌بخش است

این هم کار نکرد
آری
وقتی در مغازه پرسیدم: سالم است؟
گفت: سالم
امکان امتحان هم نبود
برق 220 را چه کسی جرأت می‌کند لخت بزند در پشت دستگاه
خب ترس دارد
فیش و کانکتور و فازمتر و حداقلی از امکانات می‌خواهد
امتحان نکردم
در خانه فهمیدم خراب است
کار نمی‌کند

می‌توانستم پس بدهم
ولی همین یکی را داشت
فرض که می‌دادم
پولم را هم پس
بعد چه؟!
دستگاه دیگری که نداشت
یک هفته شده بود که لباس‌ها را با دست می‌شستم
سخت بود و وقت‌گیر
دو روز یک‌بار معمولاً
می‌خواستم زودتر راه بیافتد
لباسشویی‌مان

حالا دو دستگاه داشتم
روی هم اگر می‌ریختم
بالاخره یک دستگاه سالم که می‌شد بسازم
دیدم گزینه بهتر همین است
این شد که دست به کار شدم

تحلیل کردم
فکر کردم
نه فقط چیدن قطعات
این‌بار مسیر نیرو را دیدم
آنالیز
گشتاور هر چرخ‌دنده را
جهت چرخش
هدف از طراحی هر کدام
این‌که چه می‌کنند
برای چه در آن جای خاص قرار گرفته
و شد
بله
حل شد
بستم و کار کرد
همان دستگاه موتور تخلیه قبلی خودمان
همان که اول خراب شده بود
همان که اول باز کرده بودم
همان درست شد
عالی و پرقدرت

خوشحال شدم
کیفور
بچه‌ها هم دیدند
سیداحمد اصلاً جای قطعات را هم یاد گرفته
روی آن دیگری
اجازه دادم دو سه بار باز کرد و دوباره چید
مثل یک پازل
بله واقعاً به جورچین می‌مانست
خیلی زیباتر
خیلی جذاب‌تر
چون واقعی
چون کار می‌کرد
چون فایده داشت
چیزی که جورچین‌های مقوایی ندارند

دومی را هم درست کردم
آن هم کار کرد
بارها و بارها تست کردم
اتصال یکی از چرخ‌دنده‌ها به موتور ساییده شده
مقدار خیلی کمی
رد می‌کرد
واشر ریزی زیر محل قرار گیری روتور
آهن‌ربای چرخنده وسط موتور
به خوبی درگیر شد
کار راه افتاد
من دو دستگاه سالم داشتم
رفتم و روی لباسشویی نصب کردم
نصب کردم
و کار کرد
لباس‌ها را ریختم
شست
خشک کرد
صدایش هم در نیامد
اعتراضی هم نداشت
خیلی عالی! :)

پیامک زدم
به تعمیرکار محلّی:
«دستگاه را تعمیر کردم و بستم، دیگر نیاز نیست تهیه بفرمایید!»

دستگاه دوم را چه کردم؟!
ابتدای کار که بودم
هر چه در اینترنت می‌گشتم
گشتم یعنی
هیچ نیافتم
این دستگاه نبود
نه خودش
نه باز شده‌اش
نه تصویری
نه راهنمایی
این‌که چه می‌کند و چطور
این شد که دستگاه دوم را گذاشتم برای فروش
در ایسام
بلکه کسی نیاز داشت
مجبور نشود مثل من بگردد
با این توضیح:

اگر چه به آن موتور تخلیه، مگنت، الکترومگنت یا گیربکس گفته می‌شود، ولی کار اصلی آن خلاص کردن ترمز سیلندر دور محفظه ماشین لباسشویی در هنگام فعال شدن خشک کن است.
این دستگاه که نام اصلی آن Drain motor است تعداد زیادی چرخ‌دنده در داخل خود دارد که با افزایش نیرو، قدرت کافی برای کشیدن اهرم کلاچ موتور گرداننده ماشین لباسشویی را تأمین می‌کند.
وقتی برق 220 ولت به این دستگاه وارد می‌شود، موتور براش لس آن به گردش درآمده و چرخ‌دنده‌ها را تا زمانی که سیم بکسل تا انتها به داخل کشیده شود می‌گرداند. وقتی سیم به انتها رسید، یک ضامن کوچک در داخل دستگاه فعال شده و چرخ دنده گرداننده را از موتور جدا نموده، در عوض یک قفل را روی سیم بکسل فعال می‌کند. بنابراین همچنان که برق وارد دستگاه می‌شود، سیم بکسل در داخل مانده و آزاد نمی‌شود. یعنی کلاچ ترمز سیلندر خشک کن ماشین لباسشویی کشیده مانده و آزاد شده و همراه با موتور می‌چرخد. پس از پایان عملیات خشک کردن، برق از دستگاه قطع شده و در نتیجه سیم بکسل آزاد شده و با فنر قوی‌ای که دسته کلاچ دارد بیرون آمده و دوباره ترمز فعال شده و سیلندر قفل و بی‌حرکت می‌گردد.


وابستگی بد است
اقتصاد باید مقاوم باشد
نمی‌شود که هر قطعه‌ای را بخریم
فقط تعویض
این نمی‌شود
خیلی از قطعات قابل تعمیرند
بلد نیستیم؟!
خب یاد می‌گیریم
گروهی از مردم ما اهل فن‌اند
بروند و فرا بگیرند
تلاش کنند و مشغول شوند
تعمیر کنند
هم خودشان درآمد کسب
هم خدمتی به هم‌وطنان
این نمایندگی‌ها که در حقیقت نمایندگی کارخانه خارجی‌اند
نماینده ما نیستند
در راستای منافع آن‌ها
این‌ها فقط تعویض می‌کنند
اهل تعمیر نیستند
این بد است
این خوب نیست
این به مصلحت ما نیست
کشور ما
ملّت ما
مردم و هم‌وطنان ما!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: اقتصاد 97 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
نرم افزار محاسبه گروهی بیوریتم + یکشنبه 97 آذر 4 - 7:26 عصر

سال 1391 این نرم‌افزار را نوشتم
زیست‌چرخه‌های سه‌گانه را برای یک فرد محاسبه می‌کرد
در این نشانی قرار دادم

اما وقتی با تعدادی از افراد مرتبط باشی
و بخواهی
برای آزمایش و بررسی صحّت بیوریتم
هر روز گزارش بگیری
سخت می‌شود
یک برنامه گروهی بهتر
فهرستی از اسامی افراد بگیرد
با تاریخ تولّد
همه را با هم محاسبه نماید
این شد که نسخه قوی‌تری نوشتم

نسخه چاپ هم دارد
هم پیش‌نمایش
و هم امکان این‌که به صورت افقی پرینت بگیرد
برای هر فرد هم به تفکیک
می‌توان نمودار یک هفته را مشاهده کرد

این نرم‌افزار را می‌توانید از نشانی زیر دریافت کنید
https://idpay.ir/movashah/file/28636

نکته1.
این نرم‌افزار با استفاده از آخرین نگارش دات‌نت نوشته شده است
پس
به چارچوب دات‌نت 4.7.2 برای اجرا نیاز دارد
البته اگر Setup را اجرا کنید
در صورت نیاز خودش دانلود کرده و نصب می‌کند
اما
از نشانی زیر هم می‌توانید فایل Net Framework Runtime. را خودتان دانلود و نصب کنید:
https://www.microsoft.com/net/download

نکته2.
نرم‌افزار فارسی‌ست
باید فارسی هم در آن تایپ کرد
طبیعتاً باید ویندوز شما امکان نمایش فارسی و فارسی‌نویسی داشته باشد
اگر ندارد
فعال بفرمایید

نکته3.
بنده شخصاً مدرک معتبری مبنی بر صحّت بیوریتم نیافتم
یعنی
این‌که زیست‌چرخه‌ها واقعاً وجود داشته باشند
این نرم‌افزار را
فقط برای بررسی و مطالعه و تحقیق ساختم
این‌که
افرادی را به فهرست بیافزایم و ببینم رفتارهایشان آیا تطبیق می‌کند یا خیر
همین!

لینک دریافت نرم‌افزار (بلافاصله پس از پرداخت، لینک دانلود در اختیار شما قرار می‌گیرد)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
شفافیت ِ اندرویدی + دوشنبه 97 آبان 28 - 5:0 صبح

گفتنش سخت است
معمولاً پنهان
دوست ندارد کسی بگوید
فرهنگ ما این‌طور کلاً شکل گرفته
درآمدها مخفی باشد

همه از هم
حتی درون خانواده‌ها
خیلی عجیب است

من اما
از آن‌ها نبودم
هنوز هم نیستم
خوب است به گمانم
این‌که به هم کمک کنیم
این‌که شفاف باشیم
این‌که در تجارت و بازار
راهی برای یکدیگر بگشاییم
تجربه به اشتراک نهیم

این برنامه را که نوشتم



نگران بودم
نمی‌دانستم
چقدر باید قیمت بگذارم
کجاها باید برای عرضه قرار دهم
قوانین کافه‌بازار را هم نمی‌دانستم
ولی خدا را شکر
وقتی دیدم چهل هزار تومان حق عضویت می‌خواهند
آیا باید بپذیرم یا خیر
با آن‌همه درصدی هم که روی هر فروش می‌گرفتند

مستقل اقدام کردم
در وبلاگ خود گذاشتم
نه هیچ جای دیگر
و لینک دادم به یک سایت پرداخت
آن سایت هم 500 تومان روی هر پرداخت بر می‌داشت
نتیجه چه شد؟!
رضایت‌بخش
می‌نویسم تا دیگران هم بدانند
تا امروز 415 هزار تومان فروش داشته است
شفاف می‌گویم
درآمد خالص یعنی
بدون هیچ درصدی برای هیچ شرکتی
تقریباً ماهی 140 هزار تومان

این را نوشتم تا بدانند
آن‌هایی که تازه می‌خواهند وارد این فضا شوند
بازار هدف را بهتر بشناسند

دولت باید این‌طور باشد
دخل و خرجش معلوم
مملکت که دیگر پلیسی نیست
قرار نیست باج و خراج به حلقوم خوانین بریزد
تا بخواهند پنهانش دارند
و دزدکی خرج کنند
انگلیس و آمریکا هم که دیگر دستشان در مملکت نیست
کوتاهش کردیم
تمام دولت باید شفاف باشد
تمام مجلس باید شفاف باشد
تمام قضا باید شفاف باشد
از نظر مالی
مثل کار خوبی که شهرداری تهران کرده است
این‌جا
درست همان کلام گهرباری که آقایمان فرمود:
«مسئول در جمهوری اسلامی عملکرد خودش را به‌طور واضح در اختیار مردم قرار بدهد.» (خطبه‌های نماز عید سعید فطر، 1388/6/29)
وقتی مولا علی (ع) خود را موظّف به شفافیت می‌داند:
«اَلا وَ اِنَّ لَکُم عِندِی اَن لَا اَحتَجِبَنَّ دُونَکُم سِرّاً اِلّا فی حَرب» (امالی طوسی، ص217)
«بدانید حقّ شما بر من است که چیزى را از شما جز اسرار جنگ پنهان ندارم»
تمام حکومت اسلامی باید تابع کلام مولا باشد
نباشد؟!

بلای ما
فرهنگ فاسدی‌ست
که از دوران ستمشاهی باقی مانده است
رسوخ کرده در مردم و مسئولین
ول کن هم نیست
این‌که در امور مالی همواره پنهان‌کاری می‌کنند!

امیرالمؤمنین (ع): «فَاسْتَعِنْ بِاللّهِ عَلى ما اَهَمَّکَ ... وَ اخْفِضْ لِلرَّعِیَّةِ جَناحَکَ، وَابْسُطْ لَهُمْ وَجْهَکَ، وَ اَلِنْ لَهُمْ جانِبَکَ، وَ آسِ بَیْنَهُمْ فِى اللَّحْظَةِ وَ النَّظْرَةِ، وَ الاْشارَةِ وَ التَّحِیَّةِ، حَتّى لایَطْمَعَ الْعُظَماءُ فى حَیْفِکَ، وَ لایَیْاَسَ الضُّعَفاءُ مِنْ عَدْلِکَ.» (نهج‌البلاغه، ن46)
پس در مشکلات از خدا یارى جوى ... پر و بالت را برابر رعیّت بگستران، با مردم گشاده روى و فروتن باش، و در نگاه و اشاره چشم، در سلام کردن و اشاره کردن با همگان یکسان باش، تا زورمندان در ستم تو طمع نکنند، و ناتوانان از عدالت تو مأیوس نگردند. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
نخستین اندرویدی ِ من + سه شنبه 97 مرداد 23 - 5:0 صبح

برنامه‌نویسی را در 15 سالگی یاد گرفتم
ماجرایش را این‌جا به اجمال نوشتم
اخیراً کمتر
دیگر نمی‌نوشتم
بیشتر، کارهای پژوهشی
تحقیقات
علمی و مطالعاتی

اما اصرار
از سوی کاربران نرم‌افزار
کدام؟
نرم‌افزاری که پنج سال پیش
درباره محاسباتی ابجدی نوشته بودم
برای یافتن نام فرزند
با ویژوال بیسیک 6 بود
متقاضی
می‌گفتند به اندروید بنویس
بلد نبودم اما



خیلی دانلود داشت
فکر کردم اندرویدی‌اش کنم

من زبان جاوا اسکریپت را بلدم
از خیلی سال پیش
اما خود ِ جاوا
کار نکرده بودم
شبیه به C
این‌بار امکانش پیش آمد
اندروید یاد گرفتم
در مدّت کوتاهی
و نوشتم

چرا؟!
درآمد
دیدم گرانی می‌تازد
به فکرم رسید درآمدهای جانبی‌ام را افزایش دهم
به توانایی‌هایم اندیشیدم
دیدم اندروید خوب است
دارد جواب می‌دهد
این شد که دو هفته وقت گذاشتم
برنامه‌نویسی اندروید را از روی راهنماهای آن فرا گرفتم
و این برنامه را نوشتم



فروش رفته است
تعداد 35 نسخه تا این لحظه
لحظه‌ای که دارم می‌نویسم
در کافه بازار؟
خیر
آن‌جا نگذاشتم
چرا؟!
گران بود
بی‌انصاف‌ها
همه‌جا که حدود یک سوم قیمت فروش را بر می‌دارند
خب قبول
اما این‌ها
می‌گویند باید 40 هزار تومان هم سالانه بدهی برای عضویت
علاوه بر آن
یعنی چه؟! مگر داریم؟!
یعنی هم درصد از فروش و هم یک مبلغ ثابت سالانه؟!

نه
فکر کردم خودم می‌فروشم
گذاشتم روی وبلاگ
در این نشانی
http://rastan.parsiblog.com/posts/272

همان‌جایی که قبلاً نرم‌افزار قبلی بود
همان ویندوزی
حالا اندرویدی هم در کنارش
آماده فروش!

دنیا بن‌بست ندارد
اگر دولت نمی‌تواند اقتصاد خانوار را سامان دهد
خودمان باید بتوانیم
باید توان‌مان را افزایش دهیم
و بر تولیدمان بیافزاییم
هر کدام
هر چه که می‌توانیم
تولیدات خانگی
شرکت‌هایی هم هستند که امکان فروش این تولیدات را فراهم می‌کنند!

قال امیرالمؤمنین (ع): «عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ تَکُونُ الْفَرْجَهُ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلاَءِ یَکُونُ الرَّخَاءُ» (نهج‌البلاغه، ح351)
چون سختی به نهایت رسد، گشایش در رسد و چون حلقه‌های بلا سخت به هم آید، آسایش در آید.

پ.ن.
آمارهای نرم‌افزار:
تمام اسامی: 6174 عدد
پسرانه: 3132 اسم
دخترانه: 3333 اسم
(بعضی اسامی مشترک بین دختر و پسرند)
اسم‌های پرکاربرد: 169 عدد (برگرفته از سایت ثبت احوال)
اسم‌های خوب: 2147 عدد
اسم‌های متروک: 4027 عدد
اسم‌های دو بخشی: 639 مورد
اسم‌های داری حروف ویژه فارسی (پژگچ): 1073 عدد



...
[دانلود فیلم]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: کار 31 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
نمودار فقهای شیعه + سه شنبه 97 تیر 26 - 5:0 صبح

مشغول پژوهش
به دسته‌بندی خوبی دست یافتم
به شکل نمودار در آوردم
برای استفاده شخصی
با ذکر منبع
این‌جا هم باشد
به کار می‌آید

فقهای عظام شیعه از قرن دوم هجری تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

متکلمین شیعه از قرن دوم تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

مفسّران شیعه از ابتدا تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

کتاب‌های فقهی شیعه از قرن دوم تا کنون:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

مراجع تقلید شیعه:



[نمایش نمودار بزرگ و کامل]

ملتمس دعا!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3      >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

جمعه 98 شهریور 1

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
فعالیت‌ها 3 - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید