سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دانش، میراثی سودمند است . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
گربه سگ؛ مشاور خانواده + شنبه 92 تیر 1 - 7:52 عصر

از یوگی نوشتم
از باب اسفنجی هم گفتم
دیدم بی‌انصافی است اگر در این میانه
نامی از «گربه‌سگ» نبرم

گربه‌سگ انیمیشن شگفتی است
منحصر به فرد
اگر چه امروز در حال پخش نیست
از هیچکدام از شبکه‌های سیما
اما نمی‌توانم از آن یاد نکنم
از عجایبی که در آن دیدم

نویسنده آمده و دو دشمن را به هم متصل کرده
موجود جدیدی ساخته
ترکیب جدیدی
ترکیبی از دو دشمن دائمی و همیشگی
با تفاوت‌های اخلاقی و احساسی و عاطفی و منطقی و رفتاری و ...
هر تفاوتی که فکرش را بکنید
حتی ساختار پنجه‌های این دو حیوان هم متفاوت است
پنجه‌های سگ همیشه آشکار
و پنجه‌های گربه پنهان در زیر پوست سر انگشتان
یکی از درخت می‌تواند بالا رود
دیگری نه
یکی شنا می‌تواند
دیگری از آب گریزان
یکی آرام و ساکت و پنهان و دزد و البته بی‌وفا
دیگری پرسر و صدا و دزدگیر و مشهور به وفا

اصلاً شگفتی آفریده این آدم
انگار مردان مریخی و زنان ونوسی را تصویر کرده
کارتون را که می‌بینی
یاد قصه سفر زنان از ونوس می‌افتی
و مردان از مریخ
و زندگی مشترک‌شان در سیاره‌ای به نام زمین!

تک‌تک اپیزودها را اکنون با این نگره بنگرید
که گربه سمبل یک «زن» است
و سگ نماد یک «مرد»
دو جنبنده که در محیطی به نام «خانه» به هم پیوند خورده‌اند
پیوند ازدواجی که «وثیق» و محکم است
قرار است با هم زندگی کنند همیشه

نوشته‌ام را طولانی نمی‌کنم
با تطبیق ادعایم
با تک‌تک حکایت‌هایی که در این انیمیشن دیده‌ام
این با خواننده
کافیست اندکی به خاطرت مراجعه کنی
تا نیک دریابی:
انیمیشن گربه‌سگ مشکلات خانوادگی را مطمح نظر قرار داده است
و گرفتاری زن و شوهرها را قصه کرده
به نظرم خیلی خوب هم تصویر نموده
تا باشد، از این‌ها.


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
آنا کارنینای تولستوی + یکشنبه 92 خرداد 5 - 9:46 عصر

البته که نیستم
اصلاً در این فضا نبوده و - شاید - هرگز نخواهم بود
اهل رمّان
خواندن کتاب‌های این‌چنینی یعنی
از نوجوانی هم
کتاب‌های علمی را ترجیح می‌دادم به عشقی!

اما این‌یکی تکان‌دهنده بود
مضمونی عجیب
قابل توجه و قابل ارج
تولستوی چه داستانی نوشته است!

برای من که از تولستوی جز «جنگ و صلح» چیزی نشنیده بودم
آن‌هم فقط یک نام
نامی که نمی‌دانم چه مفهومی دارد
و در آن چه نوشته شده
آنا کارنینا ترسیمی سنجشی
و مقایسه‌ای
از چند زندگی متفاوت بود
از چند نوع عشق
چند نوع دلبستگی
چند نوع لذت‌طلبی گوناگون
همه با هم مختلف
اما در یک چیز متحد؛ خواستن!
همه‌شان طلب داشتند
طلب‌هایی متنوّع

جو رایت 40 ساله انگلیسی این فیلم را ساخته است
همین سال گذشته
بر اساس بازنویسی تام استاپارد
از رمان آنا کارنینای تولستوی

فارغ از لهجه کاملاً بریتیش و سلیس آدم‌ها
سبک بسیار جذاب «تئاتر ِ سینمایی»
که به جای جابه‌جایی دوربین از مکانی به مکان دیگر
این لوکیشن‌ها هستند که تو در تو و پشت سر هم به سر صحنه می‌آیند
طنزی رقیق و حاشیه‌ای و در عین حال دلنشین
که پیشتر در فیلم‌های فرانسوی دیده بودم
آن‌چه مرا یک‌ساعت و نیم میخکوب کرد
«محتوا» بود
قصه و ماجرای در حال اتفاق!

تولستوی کولاک کرده به نظرم در این نوشته
پنج زندگی را نمایش داده
پنج زندگی متفاوت
که هر کدام به نوبه خود
بر مبنای عشق بنیان نهاده شده
شاید پنج قرائت مختلف از عشق باشد
یا شاید هم
پنج نتیجه متفاوت
یا پنج تصمیم متفاوت
نمی‌دانم
شاید هم آدم‌های قصه‌اش پنج جور مختلف
یا به پنج دلیل مختلف
در این علاقه‌های آتشین افتاده باشند
شاید هم اساساً پنج‌جور زندگی مشترک را منظور داشته است

باز هم فارغ از سایر مسائل
مانند عدم اعتقاد نگارنده به عشق مجازی
و مجازی بودن تمام آن‌چه تولستوی نگاشته است
می‌خواهم این تنوّع پنجگانه را فهرست کنم
به همان ترتیبی که وارد ماجرا شده‌اند:

1. استیو و دالی:
بعد از 9سال زندگی مشترک که با شیفتگی‌ای کوتاه‌مدت آغاز شده، دارای فرزند
مرد ثروتمند اکنون به قول دوستش: «اگر چه رستوران دارد، همچنان نان می‌دزدد!»
یعنی روابط پنهانی!

2. کنستانتین لوین و کیتی:
مردی روستایی و کشاورز، عاشق دختری متموّل، دختر عاشق یک نظامی پولدار
وقتی خواستگارش رهایش می‌کند، به کنستانتین می‌پیوندد و به روستا می‌رود

3. ورونسکی و آنا:
دیدار تصادفی در قطار، زن متأهل، رابطه‌ای نامشروع، فرزندی حرامزاده
مرد پس از مدتی سروگوشش می‌جنبد، زن جلوی قطار می‌پرد و نابود می‌شود
پشیمان از گناهی که مرتکب شده!
و چقدر دیر می‌فهمد
می‌فهمد که چه چیزی را با چه چیز معاوضه کرده
و چه بد تصمیم می‌گیرد
تصمیمی که بهترش برایش میّسر بود
اما او ناتوان از ابراز پشیمانی
ناتوان از بازگشت
به سوی مردی که می‌داند او را می‌بخشد
جمله‌ای که چند بار تکرار می‌کند: او مرا می‌بخشد!

4. الکسی کارنین و آنا:
مردی صبور، جدّاً صبور، به شدت فهمیده و آگاه، دارای شغل وزارت
البته ثروتمند و صاحب کاخ‌هایی مجلّل
پیوسته در حال مطالعه انجیل، بسیار مقدّس و شاید هم تا حدّی کشیش اصلاً
زن خیانت کرده، رسوایی، بدنامی، پچ‌پچ‌های مردم
او در تلاش برای حل مسأله
دارای فرزند مشترک
تصویر او زینت‌بخش آخرین سکانس فیلم است
با اشکی که در چشمانش نهفته
و کتاب مقدّسی که می‌خواند
هم فرزند خود را نگهداری می‌نماید و هم فرزند زن را
مشروع و نامشروع!

5. نیکلای لوین و ماریا:
برادر کنستانتین، یک مبارز، اهل ریاضت و زهد
به قول خود؛ ماریا را از مرکز فحشا بیرون کشیده است
به او علاقه دارد و تعهد

سه زندگی ِ غرق در ثروت
و دو زندگی ظاهراً در فقر و فاقت

سه زندگی اول سه رویکرد دارد؛
مردی که بر زن خطاکار صبر می‌کند
مردی که به قول دیگران: «به زن همسایه طمع می‌کند» و او را نابود می‌نماید
مردی که به ظاهر صبر و در پنهان آن کار دیگر

دو زندگی فقیرانه چطور؟
مردی که مبارز است و احتمالاً چپ مارکسیست، در تنگنا، با زنی که او را از تنگنا پیدا کرده
مردی که زنی ثروتمند، اما پاک‌نهاد را به مزرعه خود می‌برد

اگر چه نام فیلم، یک زن را اشاره می‌کند
اما به نظرم رفتار و عملکرد مردها در فیلم تنوع بیشتری دارد

به متن تولستوی مراجعه کردم
ترجمه فارسی از رمان
خیلی مفصل‌تر از آن‌چیزی است که استاپارد برداشته
شاید انواع دیگری از زندگی را هم
انواع دیگری از علاقه را
در محتوا گنجانده باشد که از آن بی‌اطلاع باشم

بی‌پروایی آنا
و صبوری کارنین
واقعاً آزاردهنده است
هر دو با هم
هم آن شرارت زن
هم این آرامش مرد
فشار می‌آورد به انسان
و ایجاد تألم و تأثر و درد می‌کند
تولستوی چه شرح صدری برای این مرد تدارک کرده:

هر چقدر کازابلانکا تلاش می‌کند عشق را از خودگذشتگی نشان دهد و وارستگی
آنا کارنینا عشق را آلوده نمایانده و به لجن می‌کشد!

چطور شد این فیلم را دیدم؟!
خودم هم نمی‌دانم
مجالی بود و فرصتی
حالی دست داد و امکانی فراهم شد
به دستم رسید و ابتدا سلبی
ولی بعد کاملاً ایجابی
آن را نگریستم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فیلم 9 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
قرآن شناسی جان استوارت میل + یکشنبه 92 خرداد 5 - 7:23 عصر

به دنبال کتاب «انقیاد زنان» می‌گشتم
متن کاملش
که چشمم به «درباره آزادی» خورد
کتابی که یکی از دلایل اصلی شهرت اوست
و رسیدنش به قدرت سیاسی

در حال خواندن کتاب
ناگهان به شگفتی آمدم
تعجب کردم و حیران ماندم
وقتی واژه قرآن (Koran) را در عبارات دیدم
جان استوارت میل
کشیشی مسیحی
شخصیتی مشهور در تسلط به مسائل مربوط به جامعه، سیاست، اقتصاد و نظریه‌پرداز در موضوع حکومت
از مناشئ جنبش فمینیسم
مطلبی را به قرآن ارجاع می‌دهد!

این مطلب را:

It is in the Koran, not the New Testament, that we read the maxim—"A ruler who appoints any man to an office, when there is in his dominions another man better qualified for it, sins against God and against the State." (On Liberty, John Stuart Mill, The Walter Scott Publishing, p93)

او تعالیم اخلاقی مسیح را بسیار ناقص می‌داند
همه را ناظر به نفی
منفعلانه
و تنها درصدد نهی از انجام بعضی امور
ده امری که ذکر می‌کند
در برابر الحاد
الحادی که به نظر جان استوارت میل
ریشه در گذشته دارد
در نظر او مسیحیت تنها «نهی اخلاقی» دارد
و این را با رجوع به کتب عهد جدید بیان می‌نماید
اگر چه در عهد عتیق
میراثی که مسیح از شریعت موسی دارد
اخلاق به شکل ایجابی موجود باشد

به اسلام ارجاع می‌دهد
از قرآن شاهد مثال می‌آورد:

«از این رو در قرآن است، نه در انجیل ما، که ما این آیه آسمانی را می‌خوانیم: هر آن فرمانروایی که مردی را به منصبی بگمارد در حالی که خود بداند در قلمرو حکومتش مرد دیگری هست که صلاحیتش برای احراز آن منصب بیشتر است، چنین فرمانروایی مرتکب معصیت بر ضد خدا و دولت وقت می‌گردد» (رساله درباره آزادی، جان استوارت میل، ترجمه: جواد شیخ‌الاسلامی، ناشر: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، ص134)

او اسلام را دارای گزاره‌های اثباتی و ایجابی در اخلاق می‌داند
مانند عهد عتیق
و آن‌چه از یونان و روم برای مسیحیت به ارث رسیده

با صرف نظر از اشتباهی که مترجم به او منتسب می‌سازد
که آن‌چه به قرآن نسبت داده
اساساً در قرآن نیست
و روایت و حدیثی است از نبی اکرم(ص)*
در هر صورت برایم جذابیت داشت
اقرار یک کشیش مشهور مسیحی به برتری قرآن بر انجیل!

* شاید اشاره به یکی از این دو روایت:
المناقب لابن شهرآشوب أَبُو ذَرٍّ عَنِ النَّبِیِّ ص «مَنِ اسْتَعْمَلَ غُلَاماً فِی عِصَابَةٍ فِیهَا مَنْ هُوَ أَرْضَى لِلَّهِ مِنْهُ فَقَدْ خَانَ اللَّهَ» (بحارالأنوار، ج‏23، ص75)
و یروون عن النبیّ صلّى اللّه علیه و آله أنّه قال: «من تولّى شیئا من امور المسلمین فولّى رجلا شیئا من أمورهم و هو یعلم مکان رجل هو أعلم منه فقد خان اللّه و رسوله و المؤمنین» (التعجب من أغلاط العامة فی مسألة الإمامة، محمدبن‌علی کراجکی، ص59 و الغدیر، ج8، ص291)
ترجمه احمد آرام: «آن کس که خود را پیشواى مسلمانان قرار دهد، در صورتى که مى‏داند در میان آنان کسى برتر از او وجود دارد، به خدا و رسول خدا و به مسلمانان خیانت کرده است» (الحیاة، محمدرضا حکیمی، ص585)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خواص 13 - کتاب 8 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
نمای سه بعدی وب + شنبه 92 اردیبهشت 21 - 10:16 صبح

نخستین ابزار یاری‌رسان طراحان وب را
در اکسپلورر دیدم
چندین سال پیش
با یک‌بار فشار کلید F12 نمایان می‌شد
و DOM را به خوبی نشان می‌داد
البته مستقل از IE باید دانلود و نصب می‌کردی!
که اکنون جزیی از مرورگر مایکروسافت شده و خودبه‌خود نصب می‌گردد.

بعدها مرورگرهای دیگر نیز چنین ابزارهایی تولید کردند
کروم نسخه بهتری ارائه نمود
من معمولاً از آن استفاده می‌کنم
اجازه می‌دهد به صورت هم‌زمان با تغییر CSSها
تأثیرشان را روی صفحه ببینم
بسیار سریع و قدرتمند
یا اسکریپت‌ها را بازبینی کنم و باگ‌گیری نمایم

اما امروز پس از آپدیت فایرفاکس
یک ابزار سه‌بعدی نمایش وب روی آن دیدم
نتوانستم حرفی بزنم
از بس جالب و جذاب...
دقیقاً مشکلی که در سایر ابزارها وجود داشت
برای انتخاب لایه‌های زیرین صفحه
این‌جا از بین رفته است
تا کنون ناگزیر بودیم ابتدا لایه رویی را انتخاب کنیم
عنصری که داخلی‌ترین است
سپس به سمت Parentهایش برویم و به عنصر مورد نظر خود دست یابیم
اما Firefox
کولاک کرده و این ابزار سه‌بعدی را ارائه نموده
به سادگی می‌توان هر عنصر از صفحه را رؤیت کرد

این ابزار حتی انباشتگی عناصر و Tagها در بخش‌های صفحه را نیز نشان می‌دهد
بدین‌ترتیب می‌توان برای ساده‌سازی صفحه نیز از آن ایده گرفت
فوق‌العاده است
چند نمونه را مشاهده کنید:


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
باب اسفنجی؛ کارشناس روابط اجتماعی + شنبه 92 اردیبهشت 21 - 8:50 صبح

از یوگی و اهتمامش به تربیت اخلاقی نوشتم
این‌که چگونه رذایل اخلاقی را نشان می‌دهد
و راهکار اصلاح آن را نیز ارائه می‌کند
تأکید کردم به مثبت بودن کارتون‌های دهه شصت
دیدم بی‌انصافی است اگر از انیمیشن‌های معاصر چیزی نگویم
آن‌هایی که واقعاً درصدد اصلاحند

فارغ از خشونت‌بار بودن بعضی رفتارهای نمایش داده شده در این انیمیشن
یا وجود ولنگاری‌های پوششی و بعضی خلاف عفّت‌ها
که به لطف مساعی سیمای جمهوری اسلامی اصلاح شده تقریباً
دقیقاً ظرائف ناهنجاری‌های اجتماعی امروز غرب را
به تصویر می‌کشد باب اسفنجی
البته انگار بیشتر مصرف داخلی داشته
تا این‌که مناسب برای صادرات باشد:

روابط سودمحور میان کارفرما و کارگر
خرافه‌پرستی‌های مدرن
تجمل‌پرستی و افتخار به پنت‌هاوس‌داری
عشق به مال دنیا و ثروت‌اندوزی
خودنمایی‌های کوته‌فکرانه برای حفظ دوستان
قصه NGOها و ندانم‌کاری‌هایی به اسم دموکراسی
پارتی‌بازی و سوءاستفاده از اقوام صاحب‌منصب
جاسوسی اقتصادی و تکنولوژیکی
رقابت بی‌حد و مرز و غیرمنصفانه برای کسب سود بیشتر
ترس بیش از اندازه و مخل به روابط اجتماعی از بیماری‌ها و آلودگی‌ها
حماقت در پرداخت هزینه زیاد فقط به دلیل رتبه و کلاس بالای یک رستوران
توجه زیاد به ظاهر و قیافه و بحران ِ «من زشتم!»
رواج دروغگویی‌های روزمره
اعتماد به دوستان نادان و در چاه افتادن
لااباحی‌گری و جاهل‌مآبی و ولگردی بدون تدبیر، به عبارتی: لات‌بازی!
ولخرجی و رفاقت‌های منفعت‌محور، مگسان گرد شیرینی!
عرفان‌های نوظهور و ریاضت‌های بودیستی!
آثار بی‌کاری و عدم اشتغال در ایجاد انحراف
جوگیر شدن شدید متأثر از تبلیغات رسانه‌ها
اشتباه در واگذاری امور مهم به افراد ناشایست و نالایق
ارتکاب به جرائمی مانند دزدی در قالب راه‌اندازی گروه‌های موسیقی
عاقبت ریاست‌طلبی و جاه‌طلبی
ساده‌لوحی و پذیرفتن هر حرفی از هر گوینده‌ای
نفهمی‌های عصر جدید در ارزش‌دهی به آثار هنری بی‌ارزش!
ورزش‌های خشن و خطرناک و جوگیر شدن برای شرکت در آن‌ها
سودجویی سرمایه‌داران از ترغیب جوانان به ورزش‌های پول‌آور
آسیب جامعه از اشتباهات دانشمندان در تولید داروها و ابزارهای جدید ناآزموده
و بسیاری حرف‌های دیگر...

انصافاً
اگر به ما می‌گفتند این همه مطلب را در کارتون بگنجان
که جذاب هم باشد
می‌توانستیم؟!

کارتون ایرانی ساخته‌اند به اسم «سمنو و شقاقل»
به طرز بسیار زننده و زشتی
گربه‌دختر کوچک داستان می‌گوید: «دو پدرم!»
شخصیتی از قصه که دو پدر دارد و مادر ندارد! مثلاً به فرزندی پذیرفته شده!
و بدین‌ترتیب شده‌اند: خانواده! (وای بر ما)
گذشته از این‌که تمام اپیزودها هم دارای پی‌رنگی تکراری است و حرفی برای گفتن ندارند!

باب اسفنجی روابط اجتماعی درون آمریکا را بیشتر هدف گرفته
ناهنجاری‌ها را فهرست کرده
یک به یک با لسان طنز مورد تمسخر قرار داده است
البته با حفظ احترام به ارزش‌های آمریکایی؛
یعنی سعی کرده به اصل نظام سرمایه‌داری (کاپیتالیسم) و ولنگاری (لیبرالیسم) خدشه وارد نسازد.

اما با همه این اوصاف
هنوز از یوگی عقب‌تر است
پیام یوگی برای کودکان قابل فهم بود
اما باب اسفنجی
بیشتر برای نوجوانان قابل درک است تا کودکان
به دلیل استفاده از طنز که اساساً نیاز به «درک واژگون» دارد
(بن‌مایه طنز: غلوّ نمایشی در رفتار، زشتی‌های آن را نمایان‌تر می‌سازد)
کودکان فقط جلب جذابیت‌های بصری
و دوبله قشنگ ایرانی باب اسفنجی می‌شوند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
اختلاف مراجع + یکشنبه 92 اردیبهشت 15 - 12:30 صبح

مشغول مطالعه «حدائق»(1) بودم که به این فراز از کلام مرحوم بحرانی رسیدم:
«فانظر الی صراحة هذا الخبر فی اختلاف اجوبته علیه السلام فی مسألة واحدة فی مجلس واحد و تعجب زراره و لو کان الاختلاف انما وقع لموافقة العامة لکفی جواب واحد بما هم علیه و لما تعجب زراره من ذلک لعلمه بفتواهم علیهم السلام احیانا بما یوافق العامه تقیة»(2)
اشکم را نتوانستم نگهدارم
زیرا می‌گوید در ادامه:
«لعل السر فی ذلک أن الشیعة إذا خرجوا عنهم مختلفین کل ینقل عن امامه خلاف ما ینقله الآخر، سخف مذهبهم فی نظر العامة و کذبوهم فی نقلهم و نسبوهم الی الجهل و عدم الدین و هانوا فی نظرهم»(3) [متن]
این‌گونه شیعه حفظ شده است
این گریه دارد
غم و غصه دارد
فغان و زاری و ناله دارد

امام معصوم که خطایی از او سر نمی‌زند
او که امداد الهی هماره همراهش است و روح بر او نازل می‌شود در لیالی قدر
او مصون است که غرض‌ورز باشد و منفعت‌طلب
او به کذب سخن نمی‌راند و از هوای نفس متابعت نمی‌نماید
او می‌گوید که
تعمداً پاسخ اشتباه به شیعیانش داده است!؟
به زراره می‌گوید این مطلب را

این نظر صاحب حدائق است:
امام علیه السلام به شیعیانش دستور می‌داد تا در اوقات مختلف نماز جماعت به پای دارند تا معلوم نشود متحد هستند و قوّت دارند و به علم عصمت متصلند!
چنانکه فردی آمد نزد حضرت و شکایت کرد:
«وارد مسجد شدم و دیدم گروهی از شیعیان نماز ظهر می‌خوانند و گروهی دیگر از شیعیان نماز عصر، چگونه می‌شود؟»
و ایشان پاسخ فرمودند:
«من آنان را به این رفتار دستور دادم»(4)
و این را «سبب بقای شیعه» می‌دانند

حال ِ امروز را که بنگریم
«اختلاف علماء امتی رحمة»(5) را هم لحاظ نکنیم
اختلافی که بین فقها در هر عصر و مصری بوده و هست
گریزی نبوده از آن
وقتی امام معصوم علیه السلام تنها راه حفظ دین را اختلاف در پاسخ‌های شرعی می‌دانند
امروزه روز را هم دیده و سنجیده‌اند
که فقها چه دشواری پیش رو خواهند داشت
تا سره را از ناسره تشخیص دهند
و تقیه را از حکم واقعی
اگر چه امروز رقاب مؤمنین آزاد است و خلاص
از این‌که وحدت فتاوا سبب کشتار و قتل عام‌‌شان شود
اما اثر که مانده از ذی‌اثر

نشود که عدّه‌ای از روی جهالت
از نادانی و بی‌اطلاعی
و البته نه از روی غرض‌ورزی
تا عید فطر اختلافی می‌شود
یا رأی و نظر درباره فلان شبکه ارتباطی تلفن همراه
آسمان و ریسمان به هم ببافند
و ندای یاللعجباه سر دهند

بدانند که ما پاسوز جابه‌جایی بزرگی هستیم که در جانشینی رسول خدا (ص) پدید آمد
و کشتاری که سلاطین جور از رهروان دین حق داشتند
ائمه علیهم السلام ناگزیر بودند به پاره‌ای پرده‌پوشی‌ها
و حتی جواب غیرصحیح دادن‌ها
حتی ـ به قول مرحوم صاحب حدائق ـ در جایی‌که همه شیعه بودند و از عامه نبود هم تقیه می‌کردند!

آنان که چنین گریزگاهی را پسندیده‌اند
عواقب امروزین آن را نیز سنجیده‌اند
این مقدار اختلاف در فتاوا را هم حتماً مخلّ به نظام دینی ندیده‌اند!

---------------------------
(1) الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، یوسف بن احمد بن ابراهیم بحرانی
(2) و (3) و (4) الحدائق، ج1، ص6
(5) الإحتجاج علی أهل اللجاج، طبرسی، ج2، ص355


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
هوس ِ استقلال + سه شنبه 92 فروردین 27 - 9:54 صبح

گویا این‌ها نیز فهمیده‌اند
این‌هایی که این اعلامیه را منتشر ساخته
و تبلیغ می‌کنند برای خود

اینان نیز فهمیده‌اند جذابیت‌ها برای زن امروز چیست
و علاقه‌مندی‌های او کدام است

وقتی زن را از «وابستگی مالی» به شوهر نجات دادند
به کارگاه خود وابسته می‌سازند
در این میان
تنها کارفرما عوض شده است
چیزی از وابستگی کاسته نشده
با این تفاوت؛
کارفرمای جدید
وابستگی و تعلق عاطفی ندارد
که به خاطر کارمند از درآمدهای روزافزون بکاهد
اگر مطلوبیت‌های کار را به دست نیاورد
تعهدی به ادامه همکاری ندارد
بازار بازار است
سرمایه ترسو
کار قوانین خود را دارد!

زن‌ها اصلی‌ترین قربانی «هوس ِ استقلال مالی» هستند
و مردهای سرمایه‌دار
اصلی‌ترین بهره‌برداران از این هوس!

فرهنگ ما در فضای قرن 15 اروپا نفس می‌کشد
اگر تاریخ را بخوانیم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
یوگی؛ استاد اخلاق + دوشنبه 92 فروردین 19 - 7:15 عصر

کودک بودم و خردسال
وقتی کارتون یوگی را می‌دیدم
آن روزها تنها پرنده بودن کشتی
تنوّع حیوانات و رنگ‌های به کار رفته در تصویرسازی
و دوبله قشنگ و جذاب آن
توجهم را جلب می‌کرد
چیزی انگار بیشتر از همین ظاهر نمی‌دیدم

امروز دوباره کارتون «یوگی و دوستان» را که می‌بینم
به مرحمت فرزندان خود
که اهتمام به تماشای کارتون و انیمیشن دارند و البته شبکه پویا
امروز چیزهای بیشتری مورد توجهم قرار می‌گیرد
چقدر آموزنده و اخلاقی
در یک کلام؛
یوگی یک استاد اخلاق است
یک استاد که مکرمت‌های اخلاقی را آموزش می‌دهد
و کجی‌ها و پلشتی‌های روحی را به مخاطب می‌شناساند
هر قسمتش یک دنیا حرف است
تمام سناریوها مبتنی بر تربیت روحی و اخلاقی
اخلاق رذیله را شناسایی کرده
همه را در یک‌سو نهاده
آدم خوب‌های قصه را به بدی کشانده
و در نهایت با توبه و بازگشت آن‌ها
برتری تمامی خُلق‌های حسنه را به اثبات می‌رساند
راهکار نشان می‌دهد برای هر رذیله
کاری که اساتید اخلاق بر آن اهتمام دارند

یاد پروژه‌ای افتادم که سال‌ها پیش پیشنهاد شد
«نهضت ساماندهی اخلاق اجتماعی» نام گرفت
با تیزرهای تبلیغاتی و این قبیل ابزارها
انیمیشن‌های کوچک و تأثیرگذار

خداوکیلی چقدر کارتون‌های دهه شصت آموزنده بودند!
اگر استاد مطهری (ره) امروز زنده بود
و امکانات و توانمندی‌های ما را در اختیار داشت
شاید به جای «داستان راستان»
سناریو برای کارتون و انیمیشن
و شاید سریال تلویزیونی می‌نوشت!

دیدگاه‌های متفاوت در این‌باره:
یوگی و دوستان و یک پیام اخلاقی
کارتون یوگی توهین به مقام انبیاست
پخش انیمیشن موهن در صداوسیما
یادداشت‌های یک معلم


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
سه رویکرد فقه حکومتی + جمعه 91 اسفند 25 - 7:27 عصر

جلسه هشتم است
استاد میرباقری فقه حکومتی می‌گویند
اخیراً چنین بحث‌هایی رونق خوبی دارد
استاد اراکی نیز بحث خوبی در فقه حکومتی دارند
در این جلسه آقای میرباقری تمامی نظرات حول فقه حکومتی را جمع‌بندی نمود
شاید این نمودار بتواند آن را نمایش دهد

در جلسه‌ای که پریشب برگزار شد (23 اسفند 1391)

همین‌که اندیشه در این موضوعات عمومی می‌شود
و ذهن‌ها را درگیر می‌کند
خود یک نعمت الهی است
و فرصتی برای آینده فقه شیعه
خدای را سپاس


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: آقامنیر 97 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
تهران گردی!؟ + دوشنبه 91 بهمن 16 - 2:5 عصر

نباید انسان به اشتباه دیگران بخندد
اما اگر متذکر نشود هم
کار درستی نکرده

در یکی از ادارات شهرستان‌ها
یکی از شهرستان‌های همین کشور اسلامی خودمان
به دیوار نصب بود
این اعلامیه گرفتارکننده

همین امروز صبح دیدم
گفتم: همه عمر
در تهران زندگی کرده‌ام
تا همین چند سال پیش
اما هرگز «تهران‌گردی» نکردم
آدمیزاد هم ندیدم که برای «تهران‌گردی» اقدام نماید
شهری که جز دود و آلودگی و سروصدا و خستگی و کوفتگی هیچ ندارد

این چه نادرستی است که در این اعلامیه کرده‌اند؟!
همین ناروا‌گویی‌هاست
که ساده‌لوحان را به مرکز کشور می‌کشاند

به گمان تمدن و فرهنگ بدان نگریستن
و شهری که تنها «مرکز» ایران است را
هنوز جاهلان «پایتخت» می‌نامند
و حتی در رسانه رسمی
در حالی‌که دیگر تختی بر جای نمانده
و ما سال‌هاست که پایه‌ها را شکسته‌ایم!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته:
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3      >

جمعه 98 اسفند 2

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم دشمن جوجه انشا کتاب خودم خیاطی نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی سیدمرتضی طلاق
آشنایی
نوشته‌ها 2 - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید