سفارش تبلیغ
صبا
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

هرگاه بنده ای از امّت من برادرش را در راه خدابه لطفی بنوازد، خداوند، خدمتگزاران بهشت را به خدمتش در خواهد آورد . [رسول خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 2 - خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 2 + جمعه 98 شهریور 1 - 9:0 عصر

زمین؛ منشأ تولید
پدر سرمایه‌داری نوین، منشأ تولید را «زمین» می‌دانست. تمام کارهای مولّد به زمین ختم می‌شود. نجاری که میز می‌سازد، چوب را از درخت‌بری خریده است که او از درختی بریده است که از زمین برآمده. خیاط پارچه را از بافنده می‌خَرد و او نخ را از ریسنده و او از دامداری که پشم می‌فروشد و یا کشاورزی که پنبه. اگر هم مصنوعی باشد از پتروشیمی که نفت خام را از زمین بیرون آورده.
زمین در نظر اسمیت مبدأ ثروت است و هر چه تولید باشد، ته آن به زمین بند است؛ کشاورزی، دامداری، معدن و صنعت.

گدایان خدمتگزار
پس مشاغل دیگر چه؟ آن‌هایی که کارشان مولّد نیست چطور زندگی می‌کنند؟ ماجرا از همین‌جا کم‌کم آغاز می‌گردد. از جایی‌که عده‌ای محصول تولید نمی‌کنند، بلکه فقط خدمت.
کشاورز مثلاً، روزی یک هویج اگر برداشت کند، خُب خودش می‌خورد. اگر دو تا برداشت کند چه؟ یکی را به همسایه‌اش می‌تواند بدهد، کسی که تولید نکرده است. اما چرا باید این کار را انجام دهد؟
شغل‌های خدماتی از همین‌جا درست شده‌اند. کارهایی که کشاورز به آن‌ها نیاز دارد. فرصت برای نظافت منزل ندارد، یک هویج به همسایه غیرمولّد می‌دهد تا منزل او را تمیز کند. وقت یا توان آموزش فرزند خود را ندارد، هویج اضافه را می‌دهد تا آن‌که توان تولید محصول ندارد، فرزند او را آموزش دهد.
به این ترتیب فرد مولّد هزینه زندگی افراد غیرمولّد را تأمین می‌کند.

پیدایش شهرهای غیرمولّد
اما این روند تا کجا می‌تواند ادامه پیدا کند؟ روند تأمین غیرمولّدها توسط مولّدها؟ این را آدام اسمیت متوجه نبود. این‌که سنگ‌بنای اقتصاد آزادش تا کجا پیش خواهد رفت.
شهرها که بزرگ شدند، شدند مأمن افراد غیرمولّد. به قول امروزی‌ها شغل‌های خدماتی. اگر چه امروز ارائه خدمت را نیز «تولید» می‌نامند، ولی، از نظر اسمیت، پدر کاپیتالیسم، هیچ کار خدماتی به تولید ثروت نمی‌انجامد.
نیازهای اصلی مردم شهر را چه کسی تأمین می‌کند؟ کشاورز چند هویج اضافه داشت که قرار بود بدهد برای تأمین خدمات خودش. اما این همه شهروند، آیا خوراک همه این‌ها را هم باید تأمین کند؟

مصرف بیش از تولید
خدمات افزایش یافت. کارهای خدماتی یعنی. در دنیای امروز نیروی انسانی غیرمولّد بیش از مولّد شده و نیازهای اصلی تمام این نیروها به محصول را باید همان اندک نیروی مولّد تأمین کنند. این چطور می‌شود؟
البته که ابزار آمده. فن‌آوری ایجاد شده. کشاورز دیگر تراکتور دارد و کمباین. ابزارهایی که راندمان تولید را بالا می‌برد. کشاورز امروز هزار برابر گذشته محصول تولید می‌کند. با همان میزان ساعت کار گذشته. اما چرا ثروت او از گذشته بیشتر نشده است؟

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 46 - اقتصاد 97 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 2 - خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 - ساخت ِ خاطره - پیتزاشان - شماره گیر - اصالت ربط - تارت ِ نخود - شش سال بعد - عاقبت - 
خانواده؛ دشمن کاپیتالیسم 1 + پنج شنبه 98 مرداد 31 - 12:0 عصر

«دشمن بشریت یعنی جریان سرمایه‌داری بین‌المللی و صهیونیسم تقریباً از حدود صد سال پیش تصمیم گرفتند که خانواده را در بین بشر از بین ببرند»
آیةالله العظمی خامنه‌ای، 7/12/1397

ادعای پدر
«آدام اسمیت»  پدر کاپیتالیسم است. تا قبل از او نبود. نظریه اصلی نظام سرمایه‌داری را او طرح کرد: «دست نامرئی بازار» را.
ادعای او این بود: مکانیزم بازار خودبه‌خود به تعادل می‌رسد. اگر اجازه دهیم سرمایه‌ها «انباشته» شود، متمرکز، دست یک یا چند نفر، افراد کمی دارای ثروت فراوان، این ثروت انباشته، به بازار می‌آید و تقاضا برای کارگر افزایش پیدا می‌کند. کارگر هم که تعدادش زیاد نشده، پس دستمزد بالا رفته و وضع مالی کارگران خوب می‏شود. همه‌شان سر کار می‌روند و به «اشتغال کامل» می‌رسیم. یعنی وضعیتی که هیچ بیکاری وجود نخواهد داشت.
همان تعادل «عرضه و تقاضا» که امروز همه به آن باور داریم. پسته که گران می‌شود، می‌گوییم: تقاضای جهانی بالا رفته، پس تولیدکننده صادر می‌کند. اگر هم بخواهد در داخل بفروشد، به همان نرخ صادرات. کدام آدم عاقلی وقتی مشتری گران هست، ارزان می‌دهد؟!

اقتصاد آزاد
این همان اقتصاد «لیبرال» است. اقتصاد بازار آزاد که می‌گویند همین است. آدام اسمیت یعنی این را می‌گفت. کار به کار کسی نداشته باشید، دولت در اقتصاد دخالت نکند، مردم عاقل هستند، خودشان سرمایه را در جای درست خرج می‌کنند!
در اقتصاد لیبرال، در اقتصاد مبتنی بر بازار آزاد، سرمایه و ثروت خودش تصمیم‌گیرنده نهایی‌ست. هر جا به نفعش باشد می‌رود و هر جا نباشد، فرار می‌کند. این‌که در بورس می‌گویند: سرمایه ترسوست، منظورشان همین است. هر جا ریسک و خطر زیاد شود، سرمایه‌گریز می‌شود.
مثالی واضح: دو بانک اگر یکی سود ده درصد روی سپرده‌ها بدهد و دیگری بیست درصد، با ریسک برابر، اگر کسی در اولی سپرده بگذارد، نمی‌گویند احمق و سفیه است؟!

ثروت ملّی
آدام اسمیت این را ثروت ملّت‌ها می‌داند. این‌که اگر جامعه به اشتغال کامل برسد، همه کار کنند، تولید در آن کشور زیاد می‌شود. کالا یعنی ثروت. کشوری ثروتمندتر است که بیشترین بازده در تولید را داشته باشد و با تمام توان خود کار کند. این از چه راهی به دست می‌آید؟ از راه باز گذاشتن دست ثروت‌اندوزان در تجمیع سرمایه و رها کردن بازار و آزاد گذاشتن قیمت کالاها و نرخ دستمزد کارگر.
از نظر او همه چیز اتوماتیک است در اقتصاد. اگر هم گاهی به هم می‌ریزد، چون دولت‌ها دستکاری کرده‌اند!

مولّد و غیرمولّد
اسمیت کارگران را به دو قسمت تقسیم کرد. اصلاً کار را. کارهایی که مولّد هستند و ثروت تولید می‌کنند و کارهای غیرمولّد.
او فقط تولید «کالا» را تولید ثروت می‌دانست. از نظر او تمامی کارهای خدماتی «مصرفی» هستند و چیزی تولید نمی‌کنند. مثل معلّمی، پزشکی، رفتگر شهرداری، مدیر، حسابدار، بانکدار و هر کاری که ته آن یک کالا به دست نیاید.
او ثروت را محصول تولید کالا می‌دانست و تمامی کسانی که کار خدماتی انجام می‌دهند ریزه‌خوار کسانی هستند که کالا تولید می‌کنند.

[ادامه دارد...]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: خانواده 46 - اقتصاد 97 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3   4   5   >>   >
فهرست کاملی از نوشته‌هایم در این وبلاگ، از روزی که پارسی‌بلاگ افتتاح شد تا همین امروز که به لطف پروردگارم، هنوز قادر به نوشتنم!
به فرزند
از فعالیت
به فرزند
با نوشتن
در سفر
به فرزند

شنبه 98 شهریور 2

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده سفر کار مدرسه آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی هنر خواص فیلم کتاب دشمن جوجه خیاطی انشا خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
اقتصاد - شاید سخن حق
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید