سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

آن که از دنیا اندوهناک است ، از قضاى خدا خشمناک است . و آن که از مصیبتى که بدو رسیده گله آرد ، از پروردگار خود شکوه دارد و آن که نزد توانگر رفت و به خاطر مالدارى وى از خود خوارى نشان داد دو ثلث دینش را به باد داد ، و آن که قرآن خواند و مرد و راه به دوزخ برد از کسانى بود که آیات خدا را به فسوس گرفت و افسانه شمرد ، و آن که دلش به دوستى دنیا شیفته است دل وى به سه چیز آن چسبیده است : اندوهى که از او دست بر ندارد ، و حرصى که او را وانگذارد ، و آرزویى که آن را به چنگ نیارد . [نهج البلاغه]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
اعتیاد ِ مصرف + یکشنبه 95 اسفند 15 - 8:36 صبح

«بابا دلار بیشتره یا تریلیارد؟»
وسط صبحانه پرسید
گویا چیزی ناگهان به خاطرش آمده باشد
- متوجه منظورت نمی‌شم پسرم!
«منظورم اینه که دلار بیشتره یا تریلیارد؟»
- سؤالت اشتباه است
این دو تا شبیه هم نیستند که بگوییم کدام بیشتر است
تریلیارد جایگاه عدد است
مثل هزار، میلیون، میلیارد، بعدش هم تریلیارد
اما دلار
واحد پول آمریکاست



نمی‌دانم چرا این‌قدر روی دلار حساس شده بود
واقعاً اصرار داشت تا دلار را بفهمد
از همین رو، دوباره پرسید
«حالا دلار بیشتره؟»
احتمالاً در مدرسه چیزی درباره دلار شنیده
در حالی‌ که مشغول کارهای آشپزخانه بودم برایش توضیح دادم
- هر کشوری یک واحد پولی داره
همان‌طوری که ما ریال داریم
انگلیس پوند داره
آلمان مارک داره
آمریکا هم دلار داره
اما اگر منظورت قیمت دلار به پول ماست
ما باید سه هزار و پانصد تومان بدهیم تا آن‌ها یک دلار به ما بدهند!

گویی که برآشفته باشد
با نگرانی
چهره در هم کشید و پرسید: «چرا؟»
حق داشت ناراحت شود
انگار به هویّت و میهن و شرافت او خدشه وارد شده باشد
- چون ما مصرف‌مان زیاد است، ولی تولیدمان کم
هر کشوری که زیاد مصرف کند پولش بی‌ارزش می‌شود
ما باید مصرف خود را کم کنیم
به اندازه تولید خودمان
یا کمتر از آن
تا ارزش پول‌مان بالا بیاید!

اقتصاد مقاومتی را باید به کودکان‌مان بیاموزیم
تا قبل از این‌که «معتاد ِ مصرف» شوند
مثل خود ما...


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 262 - فرزند 404 - اقتصاد 106 - سید احمد 194 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
چه کنیم 1 + چهارشنبه 95 مرداد 27 - 5:58 عصر

دوستی طلبه
از شهری غیر قم
ایمیلی و گفتگویی
حرف‌هایی که شاید مفید باشد برای‌مان، شاید!

دو سئوال داشتم:
1. در موردوضعیت امروز حوزه، دانشگاه، نهادهای اجرائی و فضای عمومی جامعه؛
به نظر شما در زمانی که ما نتوانسته ایم راه کارهای اداره ی مطلوب هر کدام از این بخش ها را بریزیم، باید چه کنیم؟
در نوشته های قبلی شما با استفاده از تمثیل استاد، در مورد ساختن پی سه شهرک علمی و نه حتی کف آن فرمودید: نباید مردم را از خانه هاشان بیرون برد.
یادم هست که فرمودید باید بر آن تولیدات استاد اضافه کنیم.
اما تا آن زمان چه؟
2. در مورد سازمان مدیریت و برنامه و توسعه ی غربی شما تحقیقات و یا ....دارید؟


وقتی که جنگ آغاز شد
جنگ تحمیلی
دفاع مقدس
خب یک عده باید می‌‌‌‌رفتند خط مقدم
باید دست به اسلحه می‌‌‌‌بردند
ولی کدام اسلحه؟
اسلحه‌‌‌‌های سبکی که در اختیار داشتند
پس موشک و تانک و توپ چه؟
قطعاً یک عده‌‌‌‌ای در وزارت دفاع مشغول تولید باید می‌‌‌‌شدند

چند سال گذشت؟
ده سال؟
بیست سال؟
امروز ما موشک‌‌‌‌های شهاب را داریم
موشک‌‌‌‌های بالستیک
که تا اسرائیل هم می‌‌‌‌رسد
خودمان تانک هم تولید کردیم
و حالا دیگر مجبور نیستیم از روسیه اس سیصد بخریم مثلاً

آیا درست بود که در این بیست یا سی سال
دوستان‌‌‌‌مان را در نظام اجرا
توبیخ کنیم که چرا از روسیه و کشورهای دیگر سلاح خریداری می‌‌‌‌کنید؟
اما امروز می‌‌‌‌توانیم توبیخ کنیم
اگر بار دیگر بودجه مملکت را خرج خرید سلاح کنند!

سخن آقای احمد توکلی بسیار جالب بود به نظر بنده
ایشان در مصاحبه‌‌‌‌ای چند وقت پیش
فرمودند که: من به دنبال مدل اقتصاد اسلامی هستم
ولی فعلاً هیچ مدلی ندارم که ارائه کنم
اما یک راه حل موقت دارم
مدل‌‌‌‌های غربی را بررسی کرده‌‌‌‌ام
یکی از مدل‌‌‌‌هایی که کمترین مخالفت و ضدیت را با اسلام دارد
و نزدیک‌‌‌‌تر به عدالت به نظر می‌‌‌‌رسد انتخاب کرده‌‌‌‌ام
معتقدم فعلاً باید از آن مدل استفاده کنیم!

جامعه متشکل از آحاد است
افراد زیاد و بسیار
تفاوت جامعه با فرد در همین است
فقه فردی هم از همین رو با فقه حکومتی متفاوت شده
در فقه فردی تکلیف متوجه فردی‌‌‌‌ست
که در هر زمان تنها قادر به انجام یک فعل واحد است
یا صلاة
یا انقاذ غریق
اما در فقه حکومتی مکلف جامعه است
فقه حکومتی درصدد بیان احکام افعال متعدد برای افراد متکثّر است
در حکومت می‌‌‌‌توانند عده‌‌‌‌ای اصلاً مستقلاً به انقاذ غریق مشغول باشند
و عده‌‌‌‌ای نیز در مسجد مشغول عبادت
در چنین فضایی لازم نیست همه در نظام اجرا قرار بگیرند
گروهی باید مدیریت اجرایی را بر عهده داشته باشند
گروهی در نظامات غربی و شرقی به دنبال نزدیک‌‌‌‌ترین نظریات به اسلام
مانند روشی که امام(ره) در انتخاب گزینه «جمهوری» داشت
و گروهی هم البته
در سطوح بنیادین
مشغول تولید تئوری و نظریه برای صد سال بعد
شاید هم دویست سال
مگر اقتصاد امروز ِ غرب محصول دست نامرئی آدام اسمیت قرن 18 میلادی نیست؟!
300 سال پیش
غرب مگر بیش از صد سال است که دنیا را گرفته این‌‌‌‌طور؟
مگر لیبرالیسم سیاسی غرب محصول امثال جان استوارت میل نیست
با آن رساله آزادی شگفتش
که برای من عجیب بود وقتی کلمه قرآن را (Koran) در متن اصلی انگلیسی آن مشاهده کردم!
میل مربوط به قرن 19 است
دویست سال پیش

غرض این‌‌‌‌که امور بنیادین زمان‌‌‌‌بر است
چیزی که نیاز دارد نیروی انسانی‌‌‌‌ست
آدم‌‌‌‌هایی که همه عمر خود را صرف نمایند
و محصولات پژوهش و مطالعات خود را با دقت ثبت و ضبط کنند
تا به نسل بعد تحویل دهند
چند نسل باید روی هم سوار شوند
تا به دستاوردی قابل اتکا برسند
چند سال طول کشید تا سایه اخباری‌‌‌‌گری از ساحت تشیّع کنار رود
و علم اصول به جایگاه خود باز گردد؟!

اما درباره سازمان مدیریت
البته که غربی‌‌‌‌ست
به قولی، همان اصل چهار ترومن است
آقای روغنی زنجانی بیشترین اقامت را در این سازمان داشته
در نقش مدیریت
شما اگر یک نگاهی به ابتدای انقلاب بیافکنید
هر سال یک مدیر عوض کرده است
و جالب این‌‌‌‌که
همه مدیران آن تحصیل کرده خارج از کشور بوده‌‌‌‌اند
هر کدام یک دکترا از یک کشور خارجی
وقتی به روغنی زنجانی رسید
ایشان با سه رئیس جمهور کار کرد
خیلی زیاد ماند بر سر این سازمان
این مطلب نمی‌‌‌‌تواند اتفاقی باشد
بعد از تعویض پشت به پشت هر چند ساله و چند ماهه مدیر
یک‌‌‌‌هو این سازمان به چنین ثباتی برسد
در هر صورت
ایشان بعد از تبدیل شدن سازمان به معاونت
یک  مصاحبه‌‌‌‌ای کرد
در آن مصاحبه به همین غربی بودن سازمان اشاره کرد
به ادعای غربی بودن آن
همان مصاحبه‌‌‌‌ای که انتقادهای تندی علیه احمدی‌‌‌‌نژاد در آن هست
می‌‌‌‌گوید همیشه با کسانی مواجه بوده که سازمان را غربی پنداشته‌‌‌‌اند
و ایشان می‌‌‌‌گفت با آغوش باز با این افراد برخورد کرده
و گفته: گر تو بهتر می‌‌‌‌زنی، بستان بزن!
اما هیچ کسی راهی نشانش نداده
که بهتر از روش‌‌‌‌های بین‌‌‌‌المللی،‌‌‌‌ یا همان غربی باشد

تحقیقات مشخصی نکردم
که به محصولی منتهی شود
ولی برای اطلاع خودم پی‌‌‌‌گیری کردم
مدتی نیز فیلم‌‌‌‌هایی را از هاروارد اکستنشن (http://www.extension.harvard.edu) گرفتم
واحدی در تاپ‌‌‌‌ترین دانشگاه دنیا
که در سایت‌‌‌‌های رتبه‌‌‌‌بندی جهانی دانشگاه‌‌‌‌ها
چند سال است رتبه یک را دارد
این دانشگاه یک بخش مجازی دارد
به نام اکستنشن
که کلاس‌‌‌‌های رسمی دانشگاه را فیلم گرفته و روی اینترنت می‌‌‌‌گذارند
بخشی از این فیلم‌‌‌‌ها رایگان است
من هم بخش رایگان آن را که درباره اقتصاد کلان بود گرفتم و دیدم
چند وقتی هم هست که با http://www.coursera.org آشنا هستم
این‌‌‌‌جا هم محلی است
که درس‌‌‌‌های مجازی دانشگاه‌‌‌‌های دنیا را ارائه می‌‌‌‌کند
بخشی از درس‌‌‌‌های اقتصاد را گرفتم
بعضی را مشاهده کرده
و البته مقداری هم مانده که در فرصت مقتضی ببینم

اقتصاد در غرب بارها و بارها متحول شده است
اقتصاد کلاسیک اسمیتی به بن‌‌‌‌بست خورد
نئوکلاسیک‌‌‌‌ها آمدند
و اصلاً پول را از «ابزار مبادله» تبدیل کردند به «کالا»
امروز پول یک کالا محسوب می‌‌‌‌شود در غرب
نئوکلاسیک‌‌‌‌ها هم چندین فرقه شده‌‌‌‌اند
تا همین چند وقت پیش کینزین‌‌‌‌ها بودند
امروز مانیتارین‌‌‌‌ها (Monetary)
شاید فردا هم یک گروه دیگر قدرت را بگیرند
سازمان مدیریت ما چه می‌‌‌‌کند؟!
در به کار گیری همین روش‌‌‌‌های نوظهور غربی هم درمانده است
وضع امروز کشور ما از نظر اقتصاد غربی دچار یک بحران استگفلیشن (Stagflation) است
بحرانی عجیب
که برخلاف منحنی فیلیپس
که حاکی از نسبت عکس میان «بی‌‌‌‌کاری» و «توّرم» است
در اثر شوک ناشی از تحریم
و افزایش ناگهانی نرخ‌‌‌‌ها
هر دو عنصر «بی‌‌‌‌کاری» ناشی از «رکود» را با «تورم» جمع کرده است
این اتفاق در دهه‌‌‌‌های پیش در آمریکا روی داد
و سبب کنار گذاشته‌‌‌‌شدن کینزین‌‌‌‌ها شد
سازمان مدیریت ما چه می‌‌‌‌کند؟!
بنده گمان می‌‌‌‌کنم حتی اگر همین سازمان، غربی بود
بهتر بود از وضعی که الآن داریم
یعنی حتی غربی هم نیست!
غرب رفت
و این سازمان همچنان در گذشته باقی مانده
در گذشته غرب

ما به اقتصاد اسلامی نیازمندیم
چیزی که نداریم
و کسی هم مدعی نیست که داریم
ولی در ارائه راهکارهای موقت هم دچار مشکل هستیم
زیرا اشکال اصلی در سازوکار مدیریت کشور است
مشکلی در سازماندهی نیروهای انسانی
که اجازه نمی‌‌‌‌دهد نیروهای «قادر» بالا بروند
این تصوّر یا شاید توهّم حقیر است

موفق باشید

فهرست مطالب:
چه کنیم 1
چه کنیم 2
چه کنیم 3
چه کنیم 4
چه کنیم 5
چه کنیم 6
چه کنیم 7
چه کنیم 8
چه کنیم 9
چه کنیم 10
چه کنیم 11
چه کنیم 12
چه کنیم 13
چه کنیم 14
چه کنیم 15
چه کنیم 16
چه کنیم 17
چه کنیم 18
چه کنیم 19
چه کنیم 20
چه کنیم 21
چه کنیم 22
چه کنیم 23
چه کنیم 24
چه کنیم 25
چه کنیم 26
چه کنیم 27
چه کنیم 28
چه کنیم 29
چه کنیم 30


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: مباحثه 210 - اقتصاد 106 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
تولیدمحور + شنبه 94 آبان 9 - 6:48 صبح

قبل‌ترها
قریب به دو سه دهه پیش
بیشتر کالاهای مورد نیاز را
مردم اگر می‌توانستند
در خانه می‌ساختند
از ماست و پنیر گرفته
تا پاره‌ای لوازم زندگی
حتی در شهرها هم

امروز تغییر روی داده
همه‌چیز در کارخانه تولید می‌شود
و کودکان‌مان
وقتی «تولید» را نمی‌بینند
یاد می‌گیرند همیشه با «خرید» به آن‌چه نیاز دارند دست یابند!

خب عجیب نیست که مصرف‌گرا شوند!؟

مثلاً یک ساعت آموزشی
معلم گفته هر دانش‌آموزی همراه داشته باشد
خرید آن ساده‌تر
برای هر پدر و مادری
اصلاً قیمت و هزینه آن هم کمتر
ولی برای تربیت «اقتصاد مقاومتی»
برای این‌که کودکان‌مان ارزش «تولید» را فرا بگیرند
خوب است وقت بگذاریم
چیزهایی را بسازیم
به جای این‌که بخریم

با یک تکه تخته سه‌لا
کمی وقت گرفت
ولی به تماشای کودکانی که ساخت و سازم را تماشا می‌کردند می‌ارزید
به چیزی که در این مسیر فرا می‌گیرند:
«تولیدمحوری»

پ.ن.
چندی پیش
نیازم به قفسه‌ای برای نگهداری دیسک‌های فشرده افتاد
چند تکه چوب خریدم
اتصال‌شان با خودم
ولی روغن‌جلا زدنش را دادم بچه‌ها انجام دهند
با قلمو!
بچه‌ها از کار واقعی بیشتر لذت می‌برند انگار تا بازی!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 262 - فرزند 404 - اقتصاد 106 - سیده مریم 210 - سید احمد 194 - سید مرتضی 177 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
شامپوی ممنوع! + سه شنبه 94 اردیبهشت 29 - 3:33 عصر

«از این نباید بخری، از این نباید بخری!»
امروز گفتند
صبح که رفته بودیم سه‌شنبه‌بازار

قبلاً این‌جا نوشته بودم روشم را
برای انجام نقش خود
نقشی که در مقابل تبلیغات مصرف‌گرایانه دارم
گویا به خوبی ایفایش نموده‌ام
نشانه‌اش امروز صبح

داشتیم در سه‌شنبه‌بازار قدم می‌زدیم
بیشتر میوه و سبزیجات
اما کسی مواد شوینده و بهداشتی آورده بود
عمده و زیاد
تا پرسیدم: «شامپو سیر پرژک چنده؟»
بچه‌ها همه با هم فریاد زدند:
«از این نباید بخری، از این نباید بخری!»
قبل از این‌که بپرسم چرا
خودشان گفتند:
«اینو تلویزیون تبلیغ کرده! می‌خواستن فریبمون بدن که بخریم!»

کم نیاوردم
گفتم: «احسنت، راست گفتید»
و ادامه دادم:
«البته نمی‌خواستم بخرم، فقط خواستم قیمت کنم»

واقعاً هم اصلاً دوست ندارم از این کالاها
از این‌که مواد خوراکی برای بهداشت و مثلاً تقویت ریشه‌های مو به کار رود
یک جوّ افراطی مدرن تصوّر می‌کنم
این‌که
همه هجوم می‌برند به استعمال خوراکی‌ها بر روی بدن
آن‌چه خوردنش سزاوارتر
شامپوی انار و سبوس و سیر و پرتقال و خیار و ...
به نظرم هوس بعضی به این ترکیبات
ناشی از شکم‌سیری‌ست
رفاه زیاد
وقتی انسان از خوردن طعام سیر می‌شود
حرصش به خوراکی‌ها طور دیگر خودنمایی می‌کند
و صنعت
بازار تولید کالا
البته که به دنبال سوار شدن بر این نیاز کاذب!

در هر صورت
خوشحال شدم :)
از این‌که یاد گرفته‌اند چگونه در برابر «فریب تبلیغات مصرف‌گرایانه» مقاومت کنند!
امید که بر همین سبیل پایدار مانند و کم نیاورند!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 262 - فرزند 404 - اقتصاد 106 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
نسبیــّـت ِ بهشتی + چهارشنبه 93 خرداد 14 - 10:58 عصر

چند روزی‌ست این کتاب در دست است
اقتصاد شهید بهشتی
چند ساعت پیش که در پارک نشسته بودم
و به مطالعه اجباری روزانه مشغول
در هوای خنک شبانه بهاری قم
به این صفحات رسیدم
برایم جالب بود
شاید برای شما هم باشد:

دنبال جامعه مطلقاً خوب بودن
به دنبال مدینه فاضله اسلامی گشتن
امروز را
با فردایی که با ظهور محقق خواهد شد سنجیدن
و بدی‌ها و خطاها
و حتی پاره‌ای معصیت‌ها را
از بعضی افراد مسئول
بر سر نظام اسلامی کوفتن و غیراسلامی‌ش خواندن...

شهید بهشتی ره به راستی یک امّت بود!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: روحانیت 17 - اقتصاد 106 - خواص 13 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  انداختیم - مشق ِ معنوی - اصول تربیت فرزند 11 - باورنکردنی - راهپیمایی - لیست ِ جهیزیه - 
صرفه جویی در عید + سه شنبه 93 اردیبهشت 23 - 12:34 عصر

می‌گوید:
«بابا از پول‌های من برای خودت جوراب بخر»
- چرا پسرم؟
«آخه امروز روز پدره می‌خوام بهت هدیه بدم»
من در حالی که بغلش کردم
می‌بوسمش
و سفت فشارش می‌دم: دستت درد نکنه پسر گلم، خیلی ممنونم ازت!
بلافاصله می‌گوید:
«اما جوراب ِ گرون نخر بابا، پولام تموم نشه!» :)

عیدی‌هایشان را از نوروز
در پاکت‌هایی گذاشته‌ام به دیوار
هر کدام به اسم خودش
هر از چند گاهی برگه‌ای بر می‌دارند و با هم می‌رویم بیرون و هر چه بخواهند می‌خرند
حس «مال‌داری»شان گرفته!

و عجیب که حس «حرص» و «طمع» از طفولیت با انسان است
و چه مسیر دشواری
و چه زحمات و تلاش‌هایی
تا اخلاق رذیله از بشر دور شود و با اخلاق حسنه جایگزین گردد!
جایگزینی‌ای که بر عهده والدین است.

حق فرمود که: «إِنَّ الْإِنسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا» (معارج:19)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 262 - فرزند 404 - اقتصاد 106 - سید مرتضی 177 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<   <<   11      

جمعه 98 اسفند 2

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ فلسفه آشپزی خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم دشمن جوجه انشا کتاب خودم خیاطی نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی سیدمرتضی طلاق
آشنایی
اقتصاد - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 39
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید