سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

بارالها ! ... می دانم برترین توشه رهرو به سوی تو، اراده استوار و فروتنی یاری خواهانه است و اینک، قلبم با اراده ای استوار و فروتنی متواضعانه با تو رازگویی می کند . [امام صادق علیه السلام ـ در دعایش هنگام رفتن نزد منصور، خلیفه عبّاسی ـ]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
تغییر یا تبدیل؟ + جمعه 98 تیر 14 - 5:0 صبح

- به این تصویر نگاه کنید
کدامتانید؟



حالا این یکی
این کدامتانید؟



این را بگویید
می‌دانید کدامید؟



آن‌ها می‌دانند
جواب می‌دهند
زیرا عکس‌های کودکی خود را بارها دیده‌اند
معرفی‌شان کرده‌ام
شناخته‌اند

اما
برای کسی که ندیده باشد...

این تصاویر همه‌شان شش‌ماهگی فرزندان مرا نشان می‌دهد
همه‌شان در شش‌ماهگی
چقدر متفاوت بودند
با امروزشان
با فردایشان حتماً

انسان تغییر می‌کند؟
نه
اصلاً
او تبدیل می‌شود
تغییر کم است
این تغییر نیست
این یک تحوّل اساسی‌ست
چرا که قابل تشخیص نیست
این آدم دیگر او نیست
زمین تا آسمان فرق کرده‌اند
من که این‌طور به نظرم رسید
دیروز که داشتیم با بچه‌ها عکس‌هایی که از کودکی‌شان گرفته‌ام تماشا می‌کردیم

اخلاق‌شان چطور؟
آیا رفتارشان هم همین‌قدر متحوّل شده؟
تبدیل یافته‌ است؟
برای تبدیل نهایی چقدر آماده‌اند؟
چقدر آماده‌تر شده‌اند؟
من چقدر آماده‌شان کرده‌ام؟
به عنوان مسئول تربیت و هدایت‌شان
برای ورود به زندگی جاودان؟

امیرمان (ع) فرمود: «إِذَا کُنْتَ فِی إِدْبَارٍ وَ الْمَوْتُ فِی إِقْبَالٍ، فَمَا أَسْرَعَ الْمُلْتَقَى» (نهج‌البلاغه، ح29)
هنگامى که تو زندگى را پشت سر مى گذارى و مرگ به تو روى مى آورد، پس دیدار با مرگ چه زود خواهد بود (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
از دست رفته + پنج شنبه 98 خرداد 30 - 5:0 صبح

عصبانی
خیلی شدید
ناراحت
تحمّل نمی‌توانست

«بابا وایتکس بریز پیراهنم خوب تمیز شه»
سیداحمد خواست
من هم ریختم
در ماشین لباسشویی
یهو سیدمرتضی هم پیراهنش را آورد:
«بابا اینم بنداز تو ماشین»

بله
نباید می‌انداختم
رنگش سبز بود
خودم باید حواسم را جمع می‌کردم
نکردم خب
اشتباه
انداختم و روشن

یک‌ساعت بعد...
هاهاها...
زرد شده بود
واقعاً زرد
سیدمرتضی داشت دیوانه می‌شد
خیلی پیراهنش را دوست داشت
- ببین پسرم
سبز از دو رنگ زرد و آبی ترکیب شده
تشکیل شده یعنی
رنگ آبی‌ای که در لباس تو استفاده کرده‌اند
در پارچه‌اش
کیفیت نداشته
شسته شده و رفته
زردش اما
با کیفیت
باقی مانده
مسأله همین است

قبول نمی‌کرد
آرام نمی‌شد
- ببین سیدمرتضی
حالا مگه عصبانی باشی
رنگ پیراهنت دوباره بر می‌گرده

نخیر
فایده نداشت
پس دست به کار شدم و رفتم در فاز نصیحت:
- گوش کن
قرار است بزرگ شوی
باید یاد بگیری
چیزی که از دست رفته
دیگر رفته است
بر نمی‌گردد
غصه خوردن برایش فایده ندارد
فقط خودت را اذیت می‌کنی
یاد بگیر
عادت کن
برای آن چه که رفت غصه نخور!

تمام شد
این را که گفتم آرام شد
بالکل فراموش کرد و به زندگی بازگشت!

«لِّکَیْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ وَاللَّـهُ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» (حدید:23)
تا [با یقین به اینکه هر گزند و آسیبی و هر عطا و منعی فقط به اراده خداست و شما را در آن اختیاری نیست] بر آنچه از دست شما رفت، تأسف نخورید، و بر آنچه به شما عطا کرده است، شادمان و دلخوش نشوید، و خدا هیچ گردنکش خودستا را [که به نعمت ها مغرور شده است] دوست ندارد. (ترجمه انصاریان)

پ.ن.
تصویری از پیراهن گرفتم



باورکردنش سخت است
این‌که
این پیراهن تا هفته پیش کاملاً
کامل کامل یعنی
سبز بوده است
سیز تیره! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
هابی + چهارشنبه 98 خرداد 22 - 5:0 صبح

«لحظه»‌ای‌ست
علاقه‌های کودکان
کم‌تر ماندنی باشد
بیشتر آزمایشی

نرم‌افزار رُزتا استون را نصب کردم
یکی از زبان‌ها را انتخاب کردند
عربی

سیداحمد و سیدمرتضی
چند روز سرگرم
درس‌ها را می‌گذراندند
هر وقت که وقت می‌کردند
پشت سر هم



زیاد اما طول نکشید
از دو هفته عبور نکرد
رها شد
رها کردند
دیگر سراغش نرفتند
خسته شدند
نه
خسته نشدند
علاقه‌شان تمام شد
علاقه‌ای که موقّتی بود
از سر کنجکاوی
بیشتر حسّ آشنایی با یک زبان جدید

کلمه «هابی» را اولین بار از دکتر عدالتی* شنیدم
خدایش بیامرزاد
به ما نجوم درس می‌داد:
«ستاره‌شناسی هابی است، یعنی هر کسی دوست دارد درباره آن بداند، ولی کمتر کسی تا پایان ادامه می‌دهد»

* محمد تقی عدالتی، دکترای تخصصی نجوم از دانشگاه منچستر انگلستان، استاد کامل در رشته اختر فیزیک و عضو هئیت علمی گروه فیزیک دانشگاه فردوسی مشهد، رئیس مرکز تقویم کشور، وفات: 1383


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 408 - آموزش 27 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
جیپ جنگی + دوشنبه 98 خرداد 20 - 5:0 صبح

چند روز طول کشید
چند روز رفتیم
همان مسیر را
از شهید ستاری تا عباس‌آباد
از خانه پدری
تا موزه دفاع مقدّس

نمی‌شد در یک روز تمام کرد
هر روز بخشی را
روز بعد جیپ جنگی و هلیکوپتر



سرگرم می‌شوند
سرگرم بازی
آن‌قدر که به بخش بعدی نمی‌رسیم
ناچاریم برویم و دوباره بازگردیم
خدا را شکر که رایگان است
بازدید از این تجهیزات جنگی



ما علاقه‌ای به جنگ نداریم
کودکان‌مان را هم
قطعاً نبایستی مشتاق جنگ بار آوریم
اما
دشمن هست
ما دشمن داریم
تا وقتی آخرت برای ما اصل است
و دنیا برای غرب
دشمن داریم
او می‌خواهد ما را به جهت خود بکشد
و ما نیز
او را در جهت خود
پس جنگ هست
چه بخواهیم و چه نخواهیم
تا دنیاپرستی هست

وقتی می‌دانیم جنگ قهری‌ست
دیگر نمی‌توانیم به اصل رجوع کنیم
اصل صلح و دوستی
ناچاریم جنگاوری را نیز به کودکان‌مان یاد دهیم
برای روزی که نیاز باشد
وقتی که ما نباشیم
دشمن که همیشه هست!


قال (علیه‌السلام): «مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَةَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَةَ وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ، وَ أَکْمِلُوا اللَّأْمَةَ وَ قَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا» (نهج‌البلاغه، خ66)
اى مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا (و احساس مسؤلیّت در برابر دشمنان حق) و لباس رویین خود را آرامش و خونسردى قرار دهید; دندانهارا بر هم بفشارید که مقاومت جمجمه ها را در برابر ضربات دشمن بیشتر مى کند. زره را (با کلاه خود و ساعد بند) کامل کنید و شمشیرها را قبل از کشیدن از نیام، تکان دهید (تا به آسانى از نیام درآید.) با خشم و بى اعتنایى به دشمن نظر افکنید و به هر سو حمله کیند و ضربه بزنید تا غافلگیر نشوید; از فاصله نزدیک با لبه تیز شمشیر، حمله نمایید و با پیش نهادنِ گام، شمشیر را به دشمن برسانید! (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
جنگنده شکاری + شنبه 98 خرداد 18 - 5:0 صبح

تا به حال این‌قدر از نزدیک ندیده بودند
فرزندانم
من هم ندیده
هرگز
یک جنگنده شکاری را
این‌قدر از نزدیک!

ما فقط برای پل طبیعت رفته بودیم
مسافت زیاد
ترافیک همّت
پل را که رد کردیم
یک پارک جنگلی یافتیم
بعد از پارک
ساختمانی بزرگ
خیلی بزرگ
با تانک‌های فراوانی در اطراف



- نه بچه‌ها! امروز نه، برویم فردا برگردیم، ظهر شده و وقت نهار.
نوروز بود
تهران مهمان
دیگر دیر شده
بازگشتیم خانه
و روز بعد...
این‌بار مستقیم رفتیم به موزه دفاع مقدس
بدون گذشتن از پل طبیعت
بدون دادن هزینه پارکینگ
جلوی موزه فضای وسیعی برای پارک خودرو در نظر گرفته بودند
آفرین به این همّت!

تانک‌ها که تمام شد
چشمم به جنگنده‌ها خورد
باور نمی‌کردم
باور نمی‌کردیم
این‌قدر نزدیک
مگر می‌شود
مگر داریم؟!



می‌شد به بال‌های F5 دست زد
نه آنی که صفحه را رفرش می‌کند
این‌یکی پرواز می‌کرد
فانتوم
این سوی پل

و در آن سو
هواپیمای سقوط کرده عراقی
آن را هم می‌شد از نزدیک دید

فوق‌العاده بود
ندیده‌اید؟
نرفته‌اید؟
موزه دفاع مقدس؟
باید رفت
هر کسی که نرفته باید برود
این هواپیماها واقعاً دیدن دارد!

پرواز...
چرا انسان‌ها همه پرواز را دوست دارند
و پرندگان را
و ابزاری که بتوان با آن پرید؟
این راز عشق صعود به آسمان چیست؟!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
جنگل ِ تانکها + پنج شنبه 98 خرداد 16 - 5:0 صبح

بچه‌ها از خودبی‌خود شدند
آن‌همه تانک را که دیدند
موزه بود
برای نمایش آورده
دویدند و بالا رفتند



قدرت
فلسفه توجه به سلاح
بالا رفتن
تصعید
تسلط
تنها دلیلی که اشتیاق کودکان را توجیه می‌کند
این همه علاقه
به بالا رفتن از چنین سلاح‌های پیشرفته‌ای را



ارزشمند است
کاری که انجام شده
کاری که انجام داده‌اند
جمع کردن این سلاح‌ها در یک‌جا
در اختیار کودکان
ببینند
آشنا شوند
گذشته را مرور کنند
آینده را پیش‌بینی

این تنها نبود
فقط تانک نبود
خیلی بیشتر...


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
جنگل ِ شهری + سه شنبه 98 خرداد 14 - 5:0 صبح

حسابی خسته شدیم
یک‌ساعت پیاده‌روی
جنگل‌پیمایی دقیقاً

پل طبیعت را که رد کردیم
وارد یک جنگل شدیم
نام پارک روی آن گذاشته بودند
انسان ساخته
اما
چیزی از جنگل کم نداشت!



دل ِ بشر تنگ شده است
برای طبیعت
قبل‌تر خراب می‌کرد
جنگل را
دریاچه را
حالا امروز
خودش می‌سازد
همان‌هایی که خراب کرده

اما
این‌بار نه همان‌قدر طبیعی
مصنوعی
ساختگی
تلاشی برای بازگشت به زندگی انسانی
به جای ماشینی
می‌خواهد اشتباه خود را جبران کند
انسان مگر چقدر وقت دارد تا همه راه‌ها را با آزمون و خطا طیّ کند؟
بدون هدایت از بیرون
زندگی انسان مثل چرخیدن اسب عصّاری‌ست!

در جنگل رفتیم
تا اتفاق جالبی
جای جالبی را پیدا کردیم
یک موزه بود انگار
«موزه انقلاب اسلامی و دفاع مقدس»
روی سردر آن که این‌طور نوشته!


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
جاپارک راهپیمایی + جمعه 98 خرداد 10 - 6:47 عصر

پیدا کردم
همین راحتمان کرد

همیشه مشکل داشتیم
سال‌هاست
اوایل نزدیک پارک می‌کردیم
مشکل ترافیک بود
بعد هم دور
کلّی باید پیاده می‌رفتیم تا تازه به آغاز راهپیمایی برسیم
این شد که...

این‌بار نقشه را گستراندم
تمام اطراف حرم حضرت معصومه (س) را
مسیر راهپیمایی را
خوب گشتم
و یافتم
جایی را که در مسیر نبود
عوارض طبیعی و مصنوعی جدا کرده
اما
راهی داشت
میان‌بری تا مسیر

خوب است
خودش است
همین است
امروز ماشین را بردم و آن‌جا پارک کردم
دیگرانی نیز فهمیده
همان‌جا آمده
از میان‌بر رفتیم و زود به راهپیمایی رسیدیم
در بازگشت نیز
خیلی سریع
بدون هیچ ترافیکی!

راهپیمایی روز قدس امسال
امروز صبح
خیلی خوش گذشت
برای بچه‌ها هم راحت بود
راحت‌تر از گذشته



کجا؟
نمی‌گویم
بگویم که دفعه بعد جا برای خودمان هم گیر نمی‌آید
نباید لو برود! :)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - خودم 7 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
الگوی مصرف + پنج شنبه 98 خرداد 2 - 5:0 صبح

حرص ایجاد می‌کند
زندگی مدرن
کاپیتالیزم این را ایجاب کرده
فاصله طبقاتی در مصرف

هر غذایی را هر کسی نباید بخورد
هر سینمایی را هر کسی نباید برود
هر خودرویی را هر کسی نباید سوار شود
هر استخری برای هر کسی نیست
این فاصله طبقاتی‌ست



فاصله طبقاتی باید باشد
از ارکان نظام سرمایه‌محور است
نباشد می‌پاشد
چرا؟

کارگر یا کارمند
هر کسی که کالا یا خدمات تولید می‌کند
درآمدی داشته است
باید می‌داشته
حالا که نظام سرمایه‌داری آمده
بانک که راه افتاده
باید بخشی از این درآمد را بدهد
بخش بزرگی هم
ربا به اندک راضی نمی‌شود که
بدهد برای کسی که کار نمی‌کند و درآمد دارد
رباخوار یعنی
کسی که پول برایش پول می‌آورد
بانکدار یعنی
آن‌که از تورّم نان می‌خورد
دلّال و محتکر یعنی

پس
او باید بیشتر کار کند
کارگر و کارمند
هر کسی که تولید می‌کند
کالا یا خدمات
تا
بتواند همان مقدار قبل درآمد کسب کند

آیا کارگر یا کارمند می‌پذیرد؟
البته که خیر
اگر دست خودش باشد
قطعاً نمی‌پذیرد

پس تمدن نیاز به حرص دارد
تحریص کند
بستنی با روکش طلا درست می‌کند
خودرو با دست‌دنده طلا
استخرهایی که شهوانی‌تر باشند
لباس‌هایی که
پوشیدن‌شان برند و مارک محسوب شود
خودروهایی که
حتی دیدن‌شان دست و دل آدم را می‌لرزاند

سرمایه‌داری این است
با تفاخر روی الگوی مصرف
با فاصله طبقاتی
حرص ایجاد می‌کند
آرزو می‌سازد
«بابا یه روز می‌شه ما هم بالای برج میلاد نهار بخوریم و دور خودمون بچرخیم؟»
رستوران گردان در ارتفاع بالا برای همین است
حالا
دیگر او با رضایت خود بیگاری می‌دهد
بیشتر درآمد خود را
با دست خود
تحویل بانک و رباخوار
سرمایه‌دار
چون الگوی مصرف طبقاتی شده است
و او نمی‌خواهد تحقیر شود!

قال علی بن ابی‌طالب (ع): «فَلْتَکُنِ الدُّنْیَا فِی أَعْیُنِکُمْ أَصْغَرَ مِنْ حُثَالَةِ الْقَرَظِ وَ قُرَاضَةِ الْجَلَمِ، وَ اتَّعِظُوا بِمَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ قَبْلَ أَنْ یَتَّعِظَ بِکُمْ مَنْ بَعْدَکُمْ، وَ ارْفُضُوهَا ذَمِیمَةً فَإِنَّهَا قَدْ رَفَضَتْ مَنْ کَانَ أَشْغَفَ بِهَا مِنْکُمْ» (نهج‌البلاغه، خ32)
باید دنیا در چشم شما کم ارزشتر از تفاله برگ هایى باشد که با آن دبّاغى مى کنند (که بسیار بدبو و متعفّن و بى ارزش است) یا (بى بهاتر از) بقایاى قیچى شده پشم حیوانات باشد (که بر زمین مى ریزد و کسى به آن اعتنا ندارد). و از کسانى که پیش از شما بودند پند گیرید، قبل از آن که آیندگان از شما پند گیرند و این دنیاى پست و نکوهیده را رها کنید زیرا کسانى را که از شما شیفته تر نسبت به آن بودند رها ساخت (و به عاشقان خود کم ترین وفایى نکرد).
(ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سویشرتان - اصول تربیت فرزند 16 - ترک ِ گروهی - چهار میم - شیرینی ِ گل - صنعت و معدن - 
افطار ِ غدیر + چهارشنبه 98 خرداد 1 - 12:22 صبح

برای تفریح
خوشی بیشتر
تنوّع و تفاوت
افطار را رفتیم بوستان غدیر

ساده
همانی که قرار بود در خانه بخوریم
نمایشگاه را که دیدیم
«حج همراه با کالای ایرانی»
بعد از نمایشگاه
خانه نیامدیم
از قبل وسایل لازم را پشت ماشین گذاشته بودیم



«می‌شه هر شب افطار رو بیایم این‌جا بخوریم؟»
- نه پسرم
ساعت رو نگاه کن
خیلی دیر می‌شه
از وقت خوابمون می‌گذره!

هوا عالی
بهاری
بوستان هم خلوت
آرامشی وصف‌ناپذیر
اصلاً وقتی آسمان بالای سرت باشد
بدون سقف
احساس حضور خدا هم بیشتر
انگار بهتر تو را می‌بیند
وقتی روزه‌ات را با نام او باز می‌کنی
حضورش را می‌بینی! :)

قال أمیرالمؤمنین (ع): «أَحْمَدُهُ اسْتِتْمَاماً لِنِعْمَتِهِ وَ اسْتِسْلَاماً لِعِزَّتِهِ وَ اسْتِعْصَاماً مِنْ مَعْصِیَتِهِ وَ أَسْتَعِینُهُ فَاقَةً إِلَى کِفَایَتِهِ، إِنَّهُ لَا یَضِلُّ مَنْ هَدَاهُ وَ لَا یَئِلُ مَنْ عَادَاهُ وَ لَا یَفْتَقِرُ مَنْ کَفَاهُ» (نهج‌البلاغه، خ2)
حمد و ستایش مى کنم او را براى جلب اتمام نعمتش و اظهار تسلیم در برابر عزّتش و تقاضاى حفظ و نگهدارى از معصیتش، چرا که آن کس را که او هدایت فرماید هیچ گاه گمراه نمى شود و آن کس را که او دشمن دارد هرگز رهایى نمى یابد و هر که را او کفایت کند محتاج نگردد (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 265 - فرزند 408 - سیده مریم 214 - سید احمد 198 - سید مرتضی 181 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<   <<   6   7   8   9   10   >>   >

یکشنبه 99 فروردین 10

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر فرهنگ آشپزی فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش بازی سند روحانیت فاصله طبقاتی خواص هنر فیلم دشمن خیاطی جوجه انشا کتاب خودم نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق سیدمرتضی
آشنایی
سید مرتضی - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 40
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 115
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید