سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

سپارنده دانش نزد غیر اهل آن، مانندآویزنده گوهر و مروارید و طلا بر گردن خوکان است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
کارت شهروندی + دوشنبه 100 شهریور 8 - 8:6 عصر

کارت ملی که ندارند
زیر 18 سال
گواهینامه هم که نه
مدرسه هم که کارت دانش‌آموزی صادر نمی‌کند
پس چطور باید شناخته شوند؟

روی یک کارت مقوایی
تلفن و نشانی منزل
اوایل سنجاق می‌کردم زیر لباسشان
کودک که بودند
یادشان هم دادم:
«اگر یک وقت دست مرا ول کردی و گم شدی، این کارتو به یه پلیس نشون بده»

بعدتر که بزرگ شدند
آدرس و تلفن را حفظ کردند
ولی باز هم می‌نوشتم و می‌گذاشتم در جیب‌شان

اما چند وقت پیش
ایده تازه‌ای به نظرم رسید:
چرا کارت خانوادگی خودمان را نداشته باشیم؟!



چهار کارت طراحی کردم
عین هم
برای خودم نیز
هر کدام از بچه‌ها هم کد ملی خودشان
حتی بارکد
رایانه‌ای شده از همان کد ملی
شماره موبایل اختصاصی هم که دارند
تلفن منزل و شماره همراه خودم
همراه با آدزس خانه
برای همه‌مان
به عنوان یک کارت شناسایی خانوادگی

حالا دیگر بحث گم شدن نیست
بزرگترند و آدرس و تلفن را از حفظ
راه را هم بلدند
بحث حادثه است
همه باید نشانی و تلفن اضطراری در جیب‌مان باشد
همه کسانی که در شهر زندگی می‌کنند
اقتضای زندگی شهری
جایی که همسایه همسایه را نمی‌شناسد!

قال سِرُّ اللّه(ع): «أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّا قَدْ أَصْبَحْنَا فِی دَهْرٍ عَنُودٍ وَ زَمَنٍ [شَدِیدٍ] کَنُودٍ، یُعَدُّ فِیهِ الْمُحْسِنُ مُسِیئاً وَ یَزْدَادُ الظَّالِمُ فِیهِ عُتُوّاً. لَا نَنْتَفِعُ بِمَا عَلِمْنَا وَ لَا نَسْأَلُ عَمَّا جَهِلْنَا وَ لَا نَتَخَوَّفُ قَارِعَةً حَتَّى تَحُلَّ بِنَا.» (نهج‌البلاغه، خ32)
اى مردم، ما در روزگارى منحرف، و زمانى غرق کفران در آمده ایم، زمانى است که نیکوکار بدکار شمرده مى شود، و ستم پیشه بر طغیانش مى افزاید. از آنچه دانیم سودى نبریم، و از آنچه ندانیم نپرسیم، از خطرات ترسى نداریم تا بر سرمان فرود آید. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
پر از قند و چربی + یکشنبه 100 مرداد 17 - 5:10 عصر

این کلاسش هم تمام شد
بالاخره
پس از یک ماه
انواع دسر و سالاد



تابستان است و مدرسه تعطیل
بیکار که نمی‌شود
چیزی باید آموخت
کودکی فصل آموزش
نوجوانی هم البته

هر آن‌چه می‌آموخت می‌پخت
تصویر می‌گرفتم و برای معلمش ارسال
و مجبور بودیم همه را بخوریم!



سیداحمد و سیدمرتضی هم
آن‌ها نیز کار می‌کنند
یاد می‌گیرند و می‌آموزند



کودکان مانند هم نیستند
علاقه‌ها و استعدادها متفاوت
انتظارات ِ یکسان نباید داشت
باید برای هر کدام راهی یافت

قال صاحب اللواء(ع): «رَحِمَ اللَّهُ امْرَأً سَمِعَ حُکْماً فَوَعَى وَ دُعِیَ إِلَى رَشَادٍ فَدَنَا» (نهج‌البلاغه، خ76)
خدا رحمت کند کسى را که چون سخنان حکیمانه اى را بشنود، خوب فراگیرد و هنگامى که به سوى هدایت ارشاد گردد، پذیرا شود (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
خاچاپوری + یکشنبه 100 تیر 27 - 5:0 صبح

در یک برنامه تلویزیونی
آموزش نوعی غذای محلّی
غیر ایرانی
بیشتر همان نان و پنیر
حالا در شکلی متفاوت

من اما تغییر دادم
خمیر را درست کردم
از پنیر پیتزا هم کمی استفاده
اما مواد داخل
کلاً یک ماجرای دیگر



بادمجان شد ماده اصلی
کمی گوجه فرنگی و فلفل دلمه‌ای
البته که خیلی دوست داشتند
فرزندانم
خیلی استقبال کردند
به حسب نوع پخت
شکل پخت
حالت فست‌فودی
جذابیتی که نسبت به غذاهای معمول خودمان دارد

غذاهای معمول را می‌شود غیرمعمول ساخت
دشوار نیست
با کمی تغییر در دستور کار
مثلاً میرزاقاسمی را شبیه به خاچاپوری
همه چیز قرار نیست همیشه همان‌طور باشد که همیشه بود!

قال صالح المؤمنین(ع): «لَا تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاةُ الدُّنْیَا کَمَا غَرَّتْ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ مِنَ الْأُمَمِ الْمَاضِیَةِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِیَةِ، الَّذِینَ احْتَلَبُوا دِرَّتَهَا وَ أَصَابُوا غِرَّتَهَا وَ أَفْنَوْا عِدَّتَهَا وَ أَخْلَقُوا جِدَّتَهَا وَ أَصْبَحَتْ مَسَاکِنُهُمْ أَجْدَاثاً وَ أَمْوَالُهُمْ مِیرَاثاً، لَا یَعْرِفُونَ مَنْ أَتَاهُمْ وَ لَا یَحْفِلُونَ مَنْ بَکَاهُمْ وَ لَا یُجِیبُونَ مَنْ دَعَاهُمْ» (نهج‌البلاغه، خ230)
دنیا شما را نفریبد چنانکه پیشینیان شما از امتهاى گذشته و مردمان در گذشته را فریفت، آنان که از دنیا شیر فراوان دوشیدند، و دچار غفلت و فریب آن شدند، زمان را بیهوده سپرى کردند، تازه آن را کهنه نمودند، اما مساکن آنان گورستان، و اموالشان ارث دیگران شد، کسى را که نزد آنان رود نمى شناسند، و به گریه آنان که بر آنان بگریند اهمیتى نمى دهند، و کسى را که آنان را صدا بزند جواب نمى دهند. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
نقش ابزار + یکشنبه 100 تیر 20 - 5:0 صبح

چند بار کلوچه فومن پختم
در خانه
ولی در ظاهر
از نظر ظاهر کمی متفاوت
الگوی روی آن

یک‌بار که بیرون بودیم
مشغول خرید بعضی مواد اولیه
چشمم به مهر مخصوص افتاد
ابزار خاصی که روی کلوچه فومن می‌زنند
و خریدیم



زودتر از من مریم
این‌بار کلوچه فومنی واقعی پخت
فوق‌العاده عالی
خوشمزه و زیبا

ابزار این کار را می‌کند
ظاهری که خیلی مهم است
وقتی در تعریف غذا اخذ شده باشد
کلوچه فومن اصلاً با این طرح شناخته می‌شود
بدون آن مفهوم ندارد

گاهی هم برخی مواد اصالت می‌یابد
مانند میکادو
این نیز دستپخت مریم
بدون نان‌های مخصوص که نمی‌شود



شاید این‌ها برای ما فضول معاش
باشد و نباشد فرقی نکند
ولی برای خانواده
برای فرزندان
در مسیر تربیت و جامعه‌سازی‌شان
فرق می‌کند
اگر به اسراف و تبذیر منجر نشود
اگر هزینه‌های سنگین و  غیرمتعارف نداشته باشد
قدرت بر تولید می‌دهد!

قال سید الوصیین(ع): «مَنْ ضَیَّعَهُ الْأَقْرَبُ، أُتِیحَ لَهُ الْأَبْعَدُ» (نهج‌البلاغه، ح14)
آن را که نزدیک واگذارد، یارى بیگانه بسیار دور را دریابد. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
درمانگاه خانگی + جمعه 100 تیر 18 - 4:0 صبح

همچین که صاحب فرزند می‌شوی
چیزهایی لازم
خیلی ضروری
همیشه باید داشته باشی
اصلاً نمی‌شود که نباشد
انواع داروها و لوازم پزشکی

من همیشه داشتم
چنین مواردی را:
قطره آهن
قطره استامینوفن (معمولاً بعد از هر واکسن لازم است)
دیفن هیدرامین کامپاند
پودر ORS (در موارد کاهش املاح بدن به دلیل اسهال شدید)
پماد سوختگی
الکل و پنبه و البته که بتادین
چسب زخم
گاز استریل و غیر استریل
باند ساده و کشی در عرض‌های مختلف (ضرب‌دیدگی و پیچ‌خوردگی)
چسب پانسمان
تب‌سنج (در دو مدل: پیشانی و زیرزبانی)


این‌ها را از ابتدا می‌دانستم
تهیه کرده و همیشه داشتم
ولی بعدتر
چیزهای دیگری هم لازم شد و ذخیره کردم
کم‌کم که فرزندداری کردم:
پماد ضد خارش کالامین
شربت کتوتیفن (التهاب مجاری بینی و گلو)
اسپری آب نمک برای بینی
پماد نیتروفورازون (نرم‌کردن زخم‌های باز)
شیاف بیزاکودیل (یبوست‌های شدید)
قرص ضد تهوّع اندانسترون
اسپری مسکن دندان (لیدوکائین)


تا حدّ زیادی مشکلات را حل می‌کند
کاهش نیاز به مراجعه به درمانگاه
بعضی کارهای اولیه را می‌شود انجام داد
در همان خانه
در صورت بروز آسیب‌ها
بیماری‌ها
که البته من از همه این‌ها استفاده کردم
کاربرد داشتند یعنی
خیلی زیاد هم

اما کجا؟
بعضی را در یخچال
بعضی را در کابینت
جای مناسبی نیاز بود برای نگهداری
جایی ویژه و مناسب

این شد که ساختیم
جعبه کمک‌های اولیه خانگی خودمان را
خیلی هم ساده و راحت
کمک‌های اولیه که نه
یک درمانگاه کامل
تمام آن‌چه برای درمان‌های ساده نیاز داریم





بزرگ و جادار
با نشان هلال‌احمر
با استفاده از چوب‌های اضافه‌ای که از پروژه‌های قبل داشتیم
بدون هیچ هزینه اضافه
بدون خرید چوب و فیبر و مواد اولیه جدید
ساختیم و به دیوار  متصل
خوب چیزی هم شد



جعبه‌های آماده خیلی گران
کوچک هم
با ارزش خریدی کم
ولی اگر خودت بسازی
مطابق سلیقه و نیاز و کاربرد و استفاده
به ارزان‌ترین قیمت ممکن
بله می‌شود!

قال زَینُ الصِّدّیقینَ(ع): «إِنَّ الْأُمُورَ إِذَا اشْتَبَهَتْ، اعْتُبِرَ آخِرُهَا بِأَوَّلِهَا» (نهج‌البلاغه، ح76)
هرگاه کارها مشتبه شد (نیکى و بدى پایان آنها دانسته نشد) انجام آنها به آغازشان مقایسه و برابرى میشود (پس اگر آغاز کار نیک یا بد باشد انجام آن نیک یا بد خواهد بود، زیرا سال نیکو از بهارش آشکار است). (ترجمه فیض‌الاسلام)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
پرسش از ازدواج + پنج شنبه 100 خرداد 27 - 8:21 عصر

چهارده ساله شده
دخترم
سؤال داشت
پرسید
وقت پاسخ که شد
سیداحمد هم آمد
برای جفت‌شان توضیح دادم
«فلسفه ازدواج» را



سه جزوه دادم بخواند
قبلاً نوشته؛
فلسفه خانواده
سامانه خانواده
دشمن خانواده

و فایل صوتی این گفتگو
حرف‌هایی که زدم
در این نشانی

دانستنش به نظرم لازم
برای هر جوانی
پیش از ازدواج حتماً
نداند گم می‌شود
در پیچ و خم آداب و سنن بیهوده!

قال سید الأوصیاء (ع): «إِذَا بَلَغَ النِّسَاءُ نَصَّ الْحِقَاقِ، فَالْعَصَبَةُ أَوْلَى» (نهج‌البلاغه، ح260)
هرگاه زنان (دختران) بحدّ کمال رسند (هنگام زناشویى و تصرّف آنها در حقوقشان برسد) پس خویشان پدرى (از خویشان مادرى به شوهر دادن او) سزاوارترند. (ترجمه فیض‌الاسلام)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - خانواده 53 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
بلد بودن + شنبه 100 خرداد 15 - 5:51 عصر

سال 84
روزهای نخست ازدواج
«چی بپزم؟»
گفتم: هر چه دوست داری!
اما اصرار که کرد
پاسخم این بود: قورمه‌سبزی

با هم رفتیم سبزی‌فروشی محل
خانه‌ای در انتهای کوچه بیگدلی اجاره کرده
روبه‌روی سوپر بختیاری
سبزی‌فروشی هم نزدیک بود
داخل کوچه جوب‌شور

سبزی که می‌خریدم
با خانمی صحبت می‌کرد
با یکی دیگر از خریداران سبزی

پرسیدم: چه می‌گفتید؟
بعد از رسیدن به خانه
و پاسخش ساده:
«پرسیدم قورمه‌سبزی رو چطور درست می‌کنن؟»



مدرسه مریم تمام شده
دخترم
آخرین امتحانش هم
پنجشنبه
فقط یک خواهش داشت:
«نهار شنبه رو می‌شه من درست کنم؟»

این روزها خیلی درگیر پخت و پز
شیرینی و کیک و فرنی و هر چه که دوست دارد
اختیار تامّ هم

و قبول کردم
و او طبخ کرد
همین امروز ظهر
طبق برنامه
طبق برنامه غذایی خانه‌مان
قورمه‌سبزی
بسیار بسیار هم عالی
همه راضی
خوشمزه و دلچسب

هیچ کمکی از من نخواست
هیچ توضیحی
هیچ دستوری
دسترسی به هیچ کتاب آشپزی هم نداشت
اصلاً کتاب آشپزی در خانه نداریم*
*
قبلاً یکی خریده بودم که زن سابق همراه با جهیزیه خودش برداشت و برد!

خوشحال شدم
از موفقیّت
قدرت و توانایی
از این‌که او توانسته آشپز خوبی باشد
و همین‌طور
از این‌که من توانسته‌ام به خوبی او را بپرورم
به لطف و مدد الهی
با توجه و عنایات ربوبی

و آن‌چه از همه جالب‌توجه‌تر
نکته اصلی ماجرا یعنی
زن من آن روز بیش از 20 سال سن داشت و بلد نبود
دخترم امروز فقط 14 سال دارد و بلد است
خیلی کارهای بزرگی را می‌تواند انجام دهد
خیلی بیشتر از آن‌چه که او می‌توانست
او هم مادر داشت و هم پدر
ولی دختر من
تازه مادر هم ندارد

لبخند بر لبم نشست
وقتی داشتم به این نکته می‌اندیشیدم
لبخندی شاید از روی رضایت! :)

قال زَینُ الصِّدّیقینَ (ع): «أَلَا إِنَّ أَبْصَرَ الْأَبْصَارِ مَا نَفَذَ فِی الْخَیْرِ طَرْفُهُ، أَلَا إِنَّ أَسْمَعَ الْأَسْمَاعِ مَا وَعَى التَّذْکِیرَ وَ قَبِلَهُ.‏ ‏أَیُّهَا النَّاسُ، اسْتَصْبِحُوا مِنْ شُعْلَةِ مِصْبَاحٍ وَاعِظٍ مُتَّعِظٍ وَ امْتَاحُوا مِنْ صَفْوِ عَیْنٍ قَدْ رُوِّقَتْ مِنَ الْکَدَرِ» (نهج‌البلاغه، خ105)
آگاه باشید! بیناترین چشم ها آن است که شعاعش در دل نیکى ها نفوذ کند، و شنواترین گوش ها آن است که اندرزها را در خود جاى دهد و پذیرا گردد! اى مردم! چراغ قلب خود را، از شعله (پر فروغ) واعظ با عمل، روشن سازید، و ظرف وجود خویش را، از آب زلال چشمه اى که از آلودگى ها پاک است، پُر کنید. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
قدرمان + سه شنبه 100 اردیبهشت 14 - 3:21 صبح

مولا علی (ع) فرموده است: «تَذِلُّ الْأُمُورُ لِلْمَقَادِیرِ، حَتَّى یَکُونَ الْحَتْفُ فِی التَّدْبِیرِ» (نهج‌البلاغه، ح16)



چنان نیست که همیشه انسان هاى مدیر و مدبر پیروز گردند; گاه تقدیرات همه تدبیرات آنها را برهم مى زند.
مى فرماید: «حوادث و امور، تسلیم تقدیرهاست تا آنجا که گاه مرگ انسان در تدبیر (و هوشیارى او) است»
گرچه انسان باید در همه امور هوشیارانه و مدبرانه عمل کند; اما چنین نیست که از لطف خدا بى نیاز باشد. خداوند براى بیدار ساختن انسان و شکستن غرور و غفلت او گهگاه امورى مقدر مى کند که بر خلاف تمام تدبیرها و پیش بینى ها و مقدمه چینى هاى انسان است تا به او بفهماند در پشت این دستگاه، دست نیرومندى است که هیچ کس بى نیاز از لطف و محبت او نیست.
در طول تاریخ گذشته و در زندگى خود بسیارى از این صحنه ها را دیده ایم که گاه افراد بسیار هوشیار و قوى و صاحب تدبیر ضربه هایى از تدبیر و هوشیارى خود خورده اند و دست تقدیر مسیرى جز آنچه آنها مى خواستند برایشان فراهم ساخته است.

(مکارم شیرازی، پیام امیرالمؤمنین)

پ.ن.
افراد حاضر در تصویر فوق (از راست): خودم، سیده مریم، سید احمد، سید مرتضی


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - خودم 8 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
رقابت ِ قدّی + جمعه 99 اسفند 29 - 1:0 عصر

این آخرین نمودار قد آن‌هاست


[تصویر بزرگ]

قبلاً اشاره کرده بودم
اینجا
این‌که
یک دیوار برای اندازه‌گیری داریم
از وقتی کوچک بودند
از وقتی توانستند بایستند

یک تصویر جالب هم درست کردیم
از چند وقت پیش
به دیوار نصب
اینجا
جذاب‌تر
ماندگارتر هم

خب طبیعی بود
بلندتر بودن سیده مریم
بعد هم سیداحمد
و در انتها
شکی نیست که بایستی سیدمرتضی می‌بود
مدت‌ها این‌چنین

اما تغییرات اخیر
تغییرهایی متفاوت
آن‌چه می‌تواند آینده را تغییر دهد

سیداحمد از سیده مریم بالاتر رفته
بلندتر شده
شاید فعلاً یک سانتی‌متر
ولی
شیبی در پیش
آینده‌ای چه بسا خیلی بلندتر

و اما سیدمرتضی
مشتق نمودار او را اگر حساب کنی
شیب را
سرعت تغییر را
اساساً خیز برداشته
یک جور خاصّی
طوری که اگر بر همین منوال بماند
سیداحمد را هم پشت سر خواهد گذاشت

رقابتی تنگاتنگ
مسابقه‌ای پابه‌پا
خودشان هم جدّاً پیگیر
مدام می‌ایستند و محاسبه می‌کنند

و نگران
مریم: «بابا چرا رشد قدّ من کم شده؟»
- ببین دخترم!
پزشکان می‌گویند وابسته به ژنتیک است
تابع آن
و گرنه از نظر کلسیم
خب هر سه شما روزی سه لیوان شیر می‌نوشید
مساوی با هم

و پرسش بعدی:
«چرا قدّ من باید به اون زنه بره؟»
- انتخاب ژن‌ها دست ما نیست که
بالاخره این‌طور تقدیر شده
از ما که کاری بر نمی‌آید
اما
یک چیز خیلی مهم است
فهم یک چیز
فهم این‌که
«ما فقط مسئول اتفاقاتی هستیم که با اختیار خود انجام داده‌ایم»
اصلاً به ما ربطی ندارد
آن‌چه خارج از اختیار ماست
کارهایی که
دیگران مسئول آن هستند
ما نباید پاسخگوی آن باشیم

این مهم است
درک ِ اختیار
دامنه و قلمرو آن
فهم عدم مسئولیت
نسبت به آن‌چه خارج از گستره اختیار ماست

خیلی‌ها را دیده‌ام
خیلی‌ها را دیده‌ایم
می‌بینیم
از ظاهر خود مثلاً ناراحت
رضایت ندارند
ناراضی‌اند
این نادرست
فکر کردن به این موضوعات اصلاً

انسان اگر خود را بشناسد
جایگاه خود را
موقتی بودن اقامت در دنیا را
بفهمد اگر
نگران نخواهد شد
اضطراب به دور
نسبت به آن‌چه که سهمی در آن ندارد

نگرانی لازم است
ترسید باید
نسبت به چه؟
به آن‌چه خودمان عمل می‌کنیم
نسبت به آن‌چه در حوزه اختیار ما قرار گرفته است
جایی‌ست که پیوسته باید نگریست
مضطرب بود و مراقبت کرد
جایی‌که ما مسئول آن‌ایم
و باید پاسخ بدهیم!

قال ابوالیَتامی والمساکین (ع): «اتَّقُوا اللَّهَ تَقِیَّةَ مَنْ شَمَّرَ تَجْرِیداً وَ جَدَّ تَشْمِیراً، وَ کَمَّشَ فِی مَهَلٍ وَ بَادَرَ عَنْ وَجَلٍ، وَ نَظَرَ فِی کَرَّةِ الْمَوْئِلِ وَ عَاقِبَةِ الْمَصْدَرِ وَ مَغَبَّةِ الْمَرْجِعِ» (نهج‌البلاغه، ح210)
از خدا بترسید، ترسیدن وارسته اى که دامن به کمر زده و خود را آماده ساخته، و در فرصتى که داشته کوشیده و ترسان به راه بندگى تاخته و نگریسته است در آنجا که رخت بایدش کشید و پایان کار و عاقبتى که بدان خواهد رسید. (ترجمه شهیدی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
زن ِ بابا + چهارشنبه 99 اسفند 13 - 5:0 صبح

«بابا باید زن بگیری!»
سیداحمد خیلی اصرار داشت
خیلی زیاد

برایم دعوت به کار می‌آید
کار حضوری
دفتری و کارمندی
هر از چند گاهی
برخی از همکاران قدیم
که چه؟
فلان مؤسسه فلان شغل با فلان مبلغ دستمزد
و پاسخ من هنوز تغییر نکرده:
- نمی‌توانم، بچه دارم، فقط دورکاری!

این‌بار اما سیداحمد گیر داد
ول کن هم نبود
این شد که گفتم: دلایلت را بگو

سیدمرتضی نموداری رسم کرد
اسم افراد را هم سمت راست نوشت
و سیداحمد
دلایلش را گفت و من در بالا نوشتم:



1. راحتی بابا
یعنی این‌که دیگر نیازی نیست آشپزی کند
جارو و نظافت
رسیدگی به درس و مشق
خانه‌داری و بچه‌داری یعنی
می‌رود سر کار و خیالش از بابت خانه راحت

این را مریم فقط قبول کرد
باقی ادله سیداحمد را نپذیرفت
لازم نمی‌دانست یعنی

2. نرمال‌سازی
واژه نرمال را خود سیداحمد گفت:
«زندگی ما نرمال می‌شود»
یعنی مثل باقی خانواده‌ها
که هم مادر دارند و هم پدر
در رفتن به مسافرت
در رفتن به مهمانی
وقتی خود را در مدرسه معرفی می‌کند
هم بابا داشته باشد و هم مامان

سیدمرتضی دلایل دیگری را هم قبول داشت
اما
وقتی گفتم کدام را مهم‌تر می‌دانی
همین را گفت
این‌که دوست ندارد در مدرسه بدون مامان باشد
در نگاه هم‌کلاسی‌هایش
برایش این مهم‌ترین دلیل بود

3. تغییر برنامه غذایی
این فقط دلیل سیداحمد
هیچ‌کس موافق نبود
او هم اول پنهان می‌کرد
هی می‌گفت «تغییر»
وقتی اصرار کردم که منظورش از تغییر چیست
وقتی
حالت‌های مختلف تغییر را ذکر کردم
جابه‌جایی وسایل منزل
جابه‌جا شدن مسئول خانه
تغییر مکان به خانه‌ای دیگر
او
در نهایت منظور خود را آشکار کرد
تغییر برنامه غذایی

سیداحمد بخشی از برنامه غذایی ما را دوست ندارد
دقیقاً ناهار شنبه و چهارشنبه را
و بخشی از دوشنبه و جمعه
آن‌جایی که گوشت در غذا باشد
با خوردن گوشت مشکل دارد
می‌گویم: خب نخور
باقی را که می‌توانی
اما لب به خورش نمی‌زند
اگر گوشت قرمز در آن باشد
می‌گوید طعم گوشت در تمام غذا پخش می‌شود
قورمه‌سبزی
قیمه
ماکارونی با گوشت چرخ کرده
خورش کرفس
و مانند آن‌ها

متابولیسمش خیلی بالاست
سوخت و ساز
شاید اصلاً گوشت قرمز برایش خوب نباشد
شاید نخورد بهتر هم باشد
پرتحرّک و پرجنب و جوش
مزاجش گرم و خشک

از کی؟
اول که این‌طور نبود
از دو سال پیش
از دو سال پیش یهو تغییر کرد
ذائقه‌اش متفاوت شد
دیگر به گوشت گیر می‌داد
انگار نمی‌تواند تحمّل کند!

اما این هم دلیل مهم او نبود
دلیل اصلی او آخرین بود

4. مایه تیله
این اصطلاح را سیدمرتضی استفاده کرد
برای پول
وقتی سیداحمد پنهان کرد
سیدمرتضی گفت:
«سیداحمد به خاطر مایه تیله می‌گه زن بگیری»

منظورش پول بود
توانایی مالی بیشتر
اما نه مریم
و نه سیدمرتضی
آن‌ها پول را مهم نمی‌دانستند
سیداحمد ولی
او انگیزه اصلی خود را آشکار کرد:
«چرا دایی‌هام این‌قدر پولدارند ولی ما نیستیم!»
خودروهای آن‌ها را دیده است
وضع پوشش‌شان
رفت و آمد و خرج و مخارجشان
و برایش سنگین آمده
گران
سبک زندگی مرفه آن‌ها

- بچه‌ها
من که مشکلی ندارم
از اول هم مخالف نبودم
تا به حال هم
هر چه پیشنهاد شده پذیرفته‌ام
رفته‌ام و صحبت کرده‌ام
اما
شرط مرا تا به حال کسی نپذیرفته است
«شرطت چیه؟»

برایشان توضیح دادم
این یک ازدواج ساده نیست
فرد جدیدی که عضو خانواده ما می‌شود
فقط قرار نیست مقبول من باشد
باید شما هم او را بپذیرید
او هم
فقط قرار نیست با من بسازد
باید اخلاق شما را هم بتواند تحمّل کند

پس
من یک شرط داشته و دارم
مدتی با ما زندگی کند
دو سه ماه
و نتیجه
اگر همه توانستیم هم را بپذیریم
پنج نفرمان
بماند
ازدواج کنیم
اما اگر نشد
خداحافظی

«نمی‌شود که، نامحرم است»
این را مریم گفت
و من پاسخ دادم:
- یک عقد موقت برای محرمیت!

و سیداحمد:
«خب چرا این شرط رو قبول نمی‌کنند؟»
- اتفاقاً من هم همین را پرسیدم
از یک نفر نه
از چند نفرشان
و پاسخ این بود:
= اگر بچه‌ها منو نخواستن باید برم؟!

و من
هر بار این پاسخ را دادم:
- اگر قرار به جدایی باشد
در دوره موقت که راحت‌تر است
تا پس از ازدواج دائم
نیست؟!
بالاخره اگر بچه‌ها نتوانستند تحمّل کنند
اگر از اخلاق مادر جدید خوششان نیامد
ادامه که ممکن نیست
هست؟!

مریم مخالف بود
و سیدمرتضی او را متهم می‌کرد:
«مریم می‌ترسه سیندرلا بشه!»

سیدمرتضی خیلی اصرار نداشت
بیشتر سیداحمد
با او صحبت کردم
موضع خود را روشن
و در نهایت
گفتم من مشکلی با ازدواج ندارم
اما
با این شرطی که گفتم
اگر پیدا کردی
اگر جایی سراغ داری
خبر بده
من که نیافتم!

گفتگوی دوستانه‌ای بود
راحت حرف زدیم
دیدگاه‌های خود را بیان
همین خوب است
این‌که می‌توانند
این‌که جرأت دارند
این‌که
حریم ممنوعه‌ای تصوّر نمی‌کنند
آراء و نظراتشان را طرح
از آن دفاع
و پافشاری می‌کنند
این خوب است
حتی اگر به نتیجه نرسد
«گفتن» بخشی از «راه حل» است!

قال اَوَّلُ مـَن آمـَنَ بـِاللّه‌ِ (ع): «أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا یَسْتَغْنِی الرَّجُلُ وَ إِنْ کَانَ ذَا مَالٍ عَنْ عِتْرَتِهِ وَ دِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ، وَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَیْطَةً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَیْهِ عِنْدَ نَازِلَةٍ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ» (نهج‌البلاغه، خ23)
مردم مرد، اگر چه مالدار باشد، از کسان خویش بى نیاز نیست تا با دست و زبان از او دفاع کنند، چه کسان وى از همه بدو نزدیکترند و جانب او را بهتر فراهم آورند، و به هنگام رسیدن بلا از دیگران مهربانترند. (ترجمه شهیدی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 485 - خانواده 53 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3   4   5   >>   >

پنج شنبه 100 آذر 11

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سیده مریم - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا