سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

امّا حقّ شما برمن . . . این است که به شما بیاموزم تا نادانی نکنید و ادب آموزمتا بدانید . [امام علی علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
اُشتران + جمعه 99 مهر 18 - 9:33 صبح

امتحان خیاطی
بعد از شش‌ماه آموزش
روزی مهم
از ساعت 8 صبح
تا یک ادامه داشت
پنج ساعت متوالی
روزی که ثمره شش ماه تلاش را برداشت می‌کرد

رفتیم سازمان فنی و حرفه‌ای
مرکز اصلی
چرخ خیاطی و تمامی وسایل را
و بعد:
سیدمرتضی حالا کجا بریم؟
تا وقتی امتحان مریم تمام شود؟

خیابان سازمان را ادامه دادیم
تا جایی که می‌شد
تا انتهای مسیر
روستای قنوات
پیش رفتیم
جایی در نهایت
باغ‌های انار
وقتی همه چیز تمام می‌شد
در کنار سایه‌ای
دیوارکی
و زیراندازی



و در مسیر
جایی در بیابان‌های میانه
هرگز این همه شتر یکجا ندیده بودیم
گله‌های فراوان
نه فقط یکی
در نقاط مختلف
تا جایی‌که می‌شد نزدیک شدیم



چقدر بزرگ
چقدر ترسناک
چقدر انسان احساس ضعف می‌کند
وقتی مخلوقاتی چنین قدرتمند می‌بیند
نشانه‌ای از برتری الهی

پس چگونه است که حیواناتی با این عظمت رام بشر شده‌اند؟
چرا قیام نمی‌کنند؟
چرا در برابر چوبی که چوپان بر بدنشان فرود می‌آورد
چرا وحدت ندارند؟
یکپارچگی؟
حتی یکی‌شان هم برای نابودی او کافیست
چرا آرام هستند و به این همه ظلم رضایت
تحمل درد ضربه‌های صاحبشان

مریم قبول شد
مدرک فنی و حرفه‌ای نازک‌دوزی
ولی شترها
آن‌ها هنوز در آن بیابان می‌چرند

حیوان‌اند
انسان نیستند
و ما نیز
اگر بارکش ظالمان
اگر اجازه دهیم بدوشندمان
چه فرقی بین ما و آن‌ها؟

قال ساقی کوثر (ع): «کُنْ فِی الْفِتْنَةِ کَابْنِ اللَّبُونِ، لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ» (نهج‌البلاغه، ح1)
در فتنه ها همچون شتر کم سن و سال باش; نه پشت او قوى شده که سوارش شوند نه پستانى دارد که بدوشند (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
جاقلمی + شنبه 99 مهر 5 - 4:5 عصر

چند ساعتی مشغول بود
از وقتی معلم خواست
دبیر هنر
کلاس هشتم
یک کاردستی خانگی
یک وسیله مفید



وقتی عکس گرفتم
یکی گفت شاید معلّم باور نکند اصلاً
که مریم درست کرده است
از بس زیبا و درخشان

قال أشجع المتین (ع): «فَوْتُ الْحَاجَةِ، أَهْوَنُ مِنْ طَلَبِهَا إِلَى غَیْرِ أَهْلِهَا» (نهج‌البلاغه، ح66)
از دست رفتن حاجت بهتر از طلب کردن آن از نااهلان است (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - هنر 23 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
بی نظیر + شنبه 99 شهریور 22 - 5:0 عصر

این نمونه اول



و بعد هم
نمونه‌ای دیگر
نمونه‌هایی دیگر
زیاد و زیادتر



بیشتر است
خیلی بیشتر

استاد شده
تلاش کرده و یاد گرفته
مهارت
بسیار فراتر از آن‌چه می‌پنداشتم
شگفتی‌آفرین

کودکان بی‌نظیرند
تقصیر گردن بزرگان
چرا جامعه حاضر نیست فرصت فراهم کند؟
چرا این‌قدر اصرار دارد
اصرار بر چه؟
اصراری کور
بر این‌که کودک باید بازی کند و تفریح
در حالی‌که خودشان این را نمی‌خواهند
کودکان عاشق بزرگی‌کردنند
پاکردن در کفش بزرگ‌ترها

هر کلاسی که ثبت نامش می‌کردم می‌خندیدند
هنوز هم
هم استاد و هم سایر شاگردان
هم مسئول ثبت‌نام حتی
قبول نمی‌کنند کودکی مهارت بیاموزد
نظیر ندارد انگار
از بس که کودکان را از مهارت‌آموزی دور داشته‌اند
بس نیست؟
کودکی مگر بهترین فرصت یادگیری نیست؟!

قال مولانا حجّةالأبرار (ع): «سَیِّئَةٌ تَسُوءُکَ، خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُکَ» (نهج‌البلاغه، ح46)
کار بدى که تو را ناراحت (و پشیمان) مى سازد نزد خدا بهتر است از کار نیکى که تو را مغرور مى کند. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - آموزش 28 - هنر 23 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
بزرگتر از دهان + دوشنبه 99 شهریور 3 - 7:0 صبح

«این را چطوری باید بخوریم؟»
سؤال به جایی بود
پاسخش چیست؟
- من چه می‌دانم؟! خودتان یک راهی پیدا کنید!

در آگهی‌ها دیده بودند
در تابلوهای تبلیغاتی
در بروشورهای معرفی فست‌فودها
همبرگرهای بزرگ و هیولایی را

نانش را خودم درست کردم
همبرگرش هم
در حقیقت همان کتلت خودمان
فقط کمی بزرگ‌تر و کلفت‌تر
وقتی جلویشان گذاشتم
شوکه شدند
شگفت‌زده
خیلی خوش‌شان آمد
از این‌که این‌قدر واقعی به نظرشان می‌آمد
تصویری که تا به حال فقط فانتزی بود



انسان زیاده‌خواه است
لقمه‌های بزرگ‌بزرگ می‌خواهد
هوس دارد
شغل‌های بزرگ
پول‌های بزرگ
خانه‌های بزرگ
ماشین‌های بزرگ
اما
آیا به این فکر کرده که دهنش چقدر است؟
جا می‌شود یعنی آیا؟!

چقدر ما انسان‌ها نادانیم
وقتی لقمه‌های بزرگ‌تر از دهان‌مان طلب می‌کنیم
وقتی آبرویمان رفت می‌فهمیم
سس گوجه که از دور و بر دهان‌مان سرازیر شد
کوس رسوایی‌مان!

ندیدید بچه‌ها چه بر سر خود آوردند تا این همبرگرها را بخورند!

قال امام الناصح (ع): «فَلَا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِکَ عَلَى هَمِّ یَوْمِکَ، کَفَاکَ کُلُّ یَوْمٍ عَلَى مَا فِیهِ» (نهج‌البلاغه، ح379)
غم و اندوه تمام سال را بر همّ و غمّ امروزت اضافه مکن. غم هر روز براى آن روز کافى است {غصه آینده را نخور!}. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
لوپ ِ علاقه-رفتار + شنبه 99 مرداد 25 - 5:0 صبح

انسان علاقه‌مند می‌شود
به کاری که ممارست داشته باشد
تکرار انس می‌آورد
و علاقه تکرار

چیزی را که دوست داری تکرار می‌کنی
و چیزی که تکرار شود دوست داشته می‌شود
علاقه پیدا می‌شود
یک حلقه بسته
رو به تعالی
پیشرفت
زیاده شدن

کیک هندوانه‌ای درست کرده
چه پرتلاش
شیرینی
هر روز که نه
مهارش کرده‌ام
کنترل شدید
هفته‌ای بیشتر از یکی دو بار نباید بشود
مشتاق است هنوز
بسیار زیاد
هر روز هم زیادتر



اول مرغ یا تخم‌مرغ؟
پارادوکسی که رها نمی‌کند
آیا اول علاقه داریم و بعد مبادرت می‌ورزیم
یا کار که می‌کنیم علاقه‌مند می‌شویم؟

کتب امامُ الاَبرار (ع): «عَوِّدْ نَفْسَکَ التَّصَبُّرَ عَلَى الْمَکْرُوهِ وَ نِعْمَ الْخُلُقُ التَّصَبُرُ فِی الْحَقِّ» (نهج‌البلاغه، ن31)
خویشتن را بر استقامت در برابر مشکلات عادت ده که استقامت و شکیبایى در راه حق، اخلاق بسیار نیکویى است. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - آشپزی 85 - سیده مریم 254 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
شیشه های رنگارنگ + شنبه 99 مرداد 11 - 7:0 صبح

یهو علاقه پیدا کرد
از کسی شنید
خوشش آمد
رفت و رنگ ویترای خرید
رنگ‌هایی شفاف
مختص رنگ‌آمیزی شیشه



شیشه‌ای دیگر در خانه نمانده
شیشه‌ای که جان سالم به در برده باشد
از رنگ‌های مریم
از رنگ‌آمیزی مریم! :)



حالا هر کدام بشقابی مختص به خود دارند
لیوانی اختصاصی
نشان‌دار شده ظروف‌شان
دیگر معلوم است هر کدام در چه ظرفی غذا می‌خورد



قال ازْهَدُ الزّاهِدین (ع): «الْبُخْلُ عَارٌ، وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَةٌ، وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ [حَاجَتِهِ] حُجَّتِهِ، وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ» (نهج‌البلاغه، ح3)
بخل ننگ است و ترس مایه نقصان، فقر شخص زیرک را از بیان دلیلش گنگ مى سازد و آن کس که فقیر و تنگدست است حتى در شهر خود غریب است. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - هنر 23 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
شهر از فراز ِ پارک + شنبه 99 مرداد 4 - 4:0 صبح

مسیریاب‌ها نرم‌افزارهای خوبی هستند
کار راه می‌اندازند
شهری را که نمی‌شناسی
آشنا که نباشی

با بچه‌ها بیرون بودیم
گفتم نزدیک‌ترین پارک را نشان بده
داد
مسیر خودرو را عوض کردم
چقدر بالا
چقدر مرتفع
و البته چقدر خلوت
انگار غیر از ما کسی در پارک نبود
بام تهران بود واقعاً
حس می‌کردی هم‌قدّ برج میلاد شدی



باران گرفت
طاقی پیدا کردم و زیر آن ایستاده
مرد جوانی پیش آمد
رشته حقوق
دفتر وکالت داشت
سر بحث را باز کرد
همان مسأله همیشگی ازدواج و خانواده
مشکل اصلی جوانان این روزگار

یاد استادی* افتادم
پرسیده بودند چرا آخوندها لباسی متفاوت دارند
آیا لباس شهرت نیست
در حالی که می‌دانیم زمان رسول خدا (ص) و ائمه اطهار (ع) نبوده است
لباس ایشان متفاوت از عامه مردم

پاسخ نیکی داد:
روحانی مثل مکانیک نیست
ماشین خراب شود و مراجعه کنی دکّانش
یا مثل طبیب
بیمار برود به مطبّش
مغازه ندارد که مردم هر وقت کار دارند آن‌جا بروند
زیرا فقط پاسخگوی مسائل شرعی نیست
کار او فقط «نظری» نیست

تخصص روحانی «سبک زندگی اسلامی» است
مردم همیشه و همواره و هر لحظه با او کار دارند
پرسش‌های روزمره زندگی را
هر جا که به دین ارتباط دارد
که البته همه‌اش مرتبط با دین
که دین یک سبک زندگی است
که دین به همه مسائل روزمره کار دارد
بپرسند
یا ببینند و الگو بردارند
لباس روحانیت برای این است که بفهمند این آدم متخصص این کار است
رفتارش
گفتارش
سلوک و منش او بشود الگویی برای دین‌داری
کار آخوند تبلیغ «عملی» است

فلسفه لباس روحانیت این
و گرنه که ما هم مثل پریست‌ها
کشیش‌های مسیحی
می‌شد عنداللزوم یک تکه سفید لای یقه‌مان بگذاریم و ناگهان به یک مبلّغ مذهبی تبدیل شویم
اسلام این‌طور نیست
الگوهایی می‌خواهد که به چشم دیده شوند
بین مردم باشند
با مردم زندگی کنند
ولی رفتارشان منطبق بر دین
با رفتار غیردینی متفاوت باشد

این است که استادی** می‌فرمود:
روحانی باید که چشم و قلب و زبانش روحانی باشد

روحانی اگر «روحانی» باشد
لباس روحانیت هم به تن داشته باشد
مردم که روحانیت او را ببینند
اصلاح می‌شوند
جامعه طریق صلاح را در پیش می‌گیرد
وقتی روحانی صالح باشد

در گذشته این‌طور بوده
باید آینده نیز چنین باشد!

کتب الأمیر (ع): «وَ انْظُرْ إِلَى مَا اجْتَمَعَ عِنْدَکَ مِنْ مَالِ اللَّهِ، فَاصْرِفْهُ إِلَى مَنْ قِبَلَکَ مِنْ ذَوِی الْعِیَالِ وَ الْمَجَاعَةِ مُصِیباً بِهِ مَوَاضِعَ الْفَاقَةِ وَ الْخَلَّاتِ» (نهج‌البلاغه، ن67)
در بیت المالى که نزد تو جمع شده دقت کن و آن را براى عیالمندان و گرسنگانى که در نزد تو هستند مصرف کن، و به فقیران و نیازمندان برسان. (ترجمه انصاریان)

* استاد حسینی الهاشمی (ره)
** استاد طیّآره (ره)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
صنعت ِ ایرانی یخچال + شنبه 99 تیر 28 - 9:0 صبح

اصلاً نمی‌دانستم
باور هم نمی‌کردم
خیلی برای خود من جالب بود

قبل‌تر از خودم پرسیده بودم
چرا یخچال را «یخ چال» نامیده‌اند؟!
چرا «یخ کمد» نیست؟!

آن روز فهمیدیم
وقتی به موزه علوم و فناوری رفتیم
فروردین پارسال

مردم ایران یخ داشتند
در گذشته
در همه طول سال
وقتی که یخچال و فریزر نبود
با سامانه‌ای که خود اختراع کرده بودند

آقایی که مسئول این قسمت از موزه بود
این‌طور توضیح داد:
دیواری بلند و طولانی می‌ساختند
پشت آن حوضی کم عمق
طوری که آفتاب نخورد
آب که پر می‌کردند
شب‌ها یخ می‌زد
دوباره آب می‌ریختند
باز یخ می‌زد
لایه‌لایه یخ می‌شد
روزها هم آفتاب نمی‌توانست آب کند
زمستان را پر می‌کردند از یخ
چاله بزرگی را که برای ذخیره ساخته بودند
روی چاله گنبدی مرتفع
اجازه ندهد گرما نفوذ کند
لای یخ‌ها کاه
تا به هم نچسبند

تمام تابستان یخ داشتند
یخچال‌هایی که ایرانی‌ها در تمام شهرها می‌ساختند
یخ‌ها را می‌فروختند و مردم استفاده می‌کردند
روزی که فناوری‌های غربی نیامده بود هنوز



یعنی همین محله «یخچال قاضی» قم هم چنین سابقه‌ای دارد
روزی حتماً یخچال بزرگی در آن‌جا نصب بوده
به همان سبکی که همه جای ایران بوده
خیلی شگفت‌آور
بعد هم همین نام را به «کمدهای سرد کن» خارجی نسبت دادند
شد یخچال‌های امروزی!

موزه فوق‌العاده آموزنده‌ای بود
حقیقتاً جالب
بچه‌ها که ساعات خوشی را گذراندند
مدتی که گام به گام موزه را می‌دیدند



موزه ایران باستان و دوران اسلامی را هم دیدیم
کمتر مورد استقبال قرار گرفت
شاید هنوز سن کودکانم برای درک ارزش اشیاء این موزه‌ها کافی نبود
بیشتر خودم برایشان توضیح دادم
از انسان‌هایی که بودند و دیگر نیستند
فقط آثارشان



ما هم امروز هستیم و قطعاً روزی نخواهیم بود
چه آثاری از ما برای آن روز باقی خواهد بود؟!

کتب علی بن أبی‌طالب (ع): «فَإِنَّ الْمَرْءَ لَیَفْرَحُ بِالشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیَفُوتَهُ، وَ یَحْزَنُ عَلَى الشَّیْءِ الَّذِی لَمْ یَکُنْ لِیُصِیبَهُ» (نهج‌البلاغه، ن66)
آدمى از رسیدن به چیزى که از او فوت نمى شد خوشحال مى گردد، و از فوت چیزى که نصیب او نمى گشت اندوهناک مى شود (این خوشحالى و اندوه بیجاست). (ترجمه انصاریان) [روزی انسان از پیش مقدّر شده است!]


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
کارت بازی خودرو + سه شنبه 99 تیر 24 - 6:51 عصر

ما بازی کارت ماشین ساختیم
این



این‌جاها هم می‌فروشیم:

                                    صفحه معرفی کارت بازی خودروی پویا

هر سال همین
برای سرگرم شدن بچه‌ها
یکی دو تا بازی ساخته‌ایم
معمولاً تابستان‌ها

یک‌بار «ویچی» را ساختیم
مدتی مورد علاقه
پیوسته بازی می‌کردند

یک‌بار بازی «خانواده»
همراه با «تک»
که البته ترجمه فارسی از همان بازی «اونو»ست
و اولی ترجمه «عقوبةالکذّاب»

«پازل شش‌گوش»
با آن خطوط رنگی زیبایش
بیشتر مورد علاقه خودم
و کمتر بچه‌ها

حتی گاهی توپ ساختیم
«توپ پارچه‌ای»
با محتوایی نرم و انعطاف‌پذیر

یا «اسکیت»
خود بچه‌ها تولید کردند

یک‌بار «شطرنجی سه‌نفره»
که سه‌تایی با هم بازی کنند
لازم نباشد همیشه یکی‌شان بیرون انتظار بکشد

بازی «هشیار و بیدار»
کارت بازی «جمع اعداد»

و از همه بیشتر
در تمام این سال‌ها
«محاکمه» بازی کردند
این بازی را از همه بیشتر دوست داشتند



ولی در میان همه این‌ها
یک بازی نظیر نداشت
ساخت خودمان
ابداع خودمان
نوآورانه بود
کارت بازی «گوشی همراه»



و امسال
این تابستان
یک طرح جدید

کارت‌های بازی ماشین دیگر در بازار نیست
خودرو
وقتی کودک بودیم بود
زیاد هم
اما سال‌هاست تولید نمی‌شود
هر چه هست شده عتیقه
گران به فروش می‌رسد
خودروهایش هم قدیمی
اطلاعاتی مربوط به چهل سال پیش



کارت خودرو ساختیم
با بچه‌ها
این‌بار اما خیلی وسیع‌تر
با خودروهایی بیشتر
با اطلاعاتی تازه‌تر
آخرین فناوری‌های تولید خودرو در جهان



«بچه‌ها میاید چاپش کنیم؟!»
شگفت‌زده شده بودند
باورشان نمی‌شد
مگر می‌شود؟
مگر ما هم می‌توانیم تولید انبوه کنیم؟!



سال «جهش تولید»
به نظرم رسید خوب است
ما هم یک محصولی اضافه کرده باشیم
به بازاری که نیاز به تولید بیشتر دارد



فهرست خودروها را از ویکی‌پدیا گرفتم
فهرستی از پرفروش‌ترین‌های تاریخ خودرو
و بعد
هر چه خودرو در ایران می‌شناختیم اضافه کردیم
ایرانی و غیر ایرانی
آن‌هایی که هر روز در خیابان می‌بینیم
بچه‌ها هم کمک کردند
در شناسایی خودروهایی پرتردّد
شد 165 عدد خودرو



اول در یک فرم 100 در 70 سانتی‌متر چیدم
دو تا شد
بعد دنبال چاپخانه
نشانی چاپخانه‌ها را از سایت وزارت ارشاد یافتم
به چهارتایشان سر زدیم
نزدیک‌ترین‌شان به خودمان



قیمت‌ها مختلف بود
از همه ارزان‌تر را پیدا کردیم
بزرگ بود
در دستگاهش جا نمی‌شد
گفت کوچکش کن
فقط 50 در 70



شد پنج فرم
هر کدام چهار تا زینگ
خیلی زیاد می‌شد
با هم مشورت کردیم
تقسیمش کنیم به پنج دسته کارت
یک زینگ هم برای پشت کار
تک‌رنگ



سیدمرتضی نقاش خانه ماست
لوگو را او طراحی کرد
لوگوی پشت کار را
آن‌چه پشت تمام کارت‌های بازی ماشین دیده می‌شود



فرم اول را دادیم
چاپخانه تولید کرد
سلفون براق زد
برش داد
رفتیم بالاسر چاپ
با بچه‌ها
دستگاه‌ها را با شگفتی نگاه می‌کردند
حالا ما «ناظر چاپ» بودیم
باید کیفیت خروجی را تأیید می‌کردیم



تجربه درخشانی بود
مانند یک اردوی بازدید
شادی در چهره‌شان موج می‌زد
هنوز هم



کارت‌ها را که آوردیم خانه
مشغول شدند
دسته‌بندی و بسته‌بندی
35 عدد کارت
در هر بسته
قیمت را هم کف قرار دادیم
خیلی ارزان‌تر از هر کارت بازی که می‌شود خریداری کرد
سری اول را گذاشتیم برای فروش
در همین چند روز

«بچه‌ها اگر سری اول فروش رفت، بعد سری دوم را چاپ می‌کنیم»
موافقت کردند
صبر کنیم تا هزینه‌اش در بیاید
هزینه سری دوم
از فروش سری اول
هر سری پشت سر هم
اگر بازار کشش داشت همه پنج سری کارت را چاپ می‌کنیم!



ما هم تولیدکننده شدیم
به همین سادگی
شریک و سهیم
با کمک بچه‌ها
یک خط تولید کوچک در خانه
با کمترین هزینه ممکن

گذاشتیم در این سایت‌ها برای فروش:


حالا هر کسی به راحتی می‌تواند بخرد
و ما برایش ارسال می‌کنیم
در حقیقت بچه‌ها بسته‌بندی و ارسال خواهند کرد
به سراسر ایران اسلامی



سیدمرتضی: «خارج از ایران هم می‌توانند بخرند؟! روی اینترنت است دیگر!»
- ایده خوبی‌ست
به خارج هم صادر کنیم
البته ایرانی‌های مقیم خارج
چون کارت‌های ما که به زبان فارسی‌ست
به زبان‌های دیگر که نیست
إن‌شاءالله در مراحل بعدی
باید ببینیم راه‌حل‌هایش چیست
بالاخره باید ارز پرداخت کنند
و ما هم باید به خارج پست کنیم
این تبادل آسان نیست
ابتدا مشکلات آن را باید ارزیابی کنیم

توقع کودکان اصلاً کم نیست
چرا توقع ما باشد؟!

قال أمین الرسول (ع): «کُنْ سَمْحاً وَ لَا تَکُنْ مُبَذِّراً، وَ کُنْ مُقَدِّراً وَ لَا تَکُنْ مُقَتِّراً» (نهج‌البلاغه، ح33)
بخشنده باش نه بیش از حدّ، اندازه نگاه دار نه در حدّ سختگیرى. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - بازی 20 - سیده مریم 254 - سید احمد 238 - سید مرتضی 232 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  سریع تر از زمان - تصمیم ِ بزرگ - این غیبته؟ - نمودار کرونای قم - 
یادبود صنایع مفقوده + شنبه 99 تیر 21 - 6:0 صبح

خیابان را کلاً بسته‌اند
شده پیاده‌رو
یک مجسمه اما بدجور توجهم را جلب کرد
اخیراً که رفته بودیم



خیلی تلخ است
وقتی به نابودی صنعت می‌اندیشیم
آن‌چه بود
و دیگر نیست
قرار نیست باشد یعنی

بازار کهنه که قدم می‌زدم
بیست سال پیش شاید
دکان‌های عجیبی می‌دیدم
یکی پنبه‌ها را با دست از غلتک‌هایی رد می‌کرد
دانه می‌گرفت
دیگری پارچه می‌بافت
با دستگاه چوبی بزرگی که از سقف آویزان بود
صنایعی که رفته‌اند
دیگر یافت نمی‌شوند

لحاف‌دوزهایی با کمان‌هایی شگفت
چاقوتیزکن‌هایی با چهارپایه‌هایی پدال‌دار
گاری‌هایی که نان خشک را با نمک عوض می‌کردند
گاهی هم با سبد
همه‌شان رفتند و دیگر نیستند

دنیا بالکل رفتنی‌ست
ماندنی نیست
تمام اجزای آن کم‌کم
تأسف ندارد
اندوه شایسته نیست
صنعت‌هایی که تبدیل به هنر می‌شوند
می‌شوند صنایع دستی
دیگر کاربرد ندارند یعنی
فقط جنبه تزئینی

گذشته تأسف ندارد
ما همه درگذریم
ما هم می‌گذریم
روزی می‌آید که گذشته می‌شویم
مهم توشه است
پس از گذشتن چه با خود می‌بریم.

کتب ابوتراب (روحی فداه): «وَ مِنَ الْفَسَادِ إِضَاعَةُ الزَّادِ وَ مَفْسَدَةُ الْمَعَادِ» (نهج‌البلاغه، ن31)
از نمونه هاى تباهى، نابود کردن زاد و توشه آخرت است. (ترجمه دشتی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 317 - فرزند 485 - سیده مریم 254 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

<      1   2   3   4   5   >>   >

پنج شنبه 100 آذر 11

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس مباحثه سیده مریم سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر آموزش سند هنر بازی روحانیت فاصله طبقاتی فیلم خواص دشمن انشا خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سیده مریم - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 41
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌دار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 120
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xکارت بازی ماشین پویا