سفارش تبلیغ
صبا ویژن
این آگهی ارتباطی با نویسنده وبلاگ ندارد!
   

دانش با عمل همراه است . پس هر که دانست عمل کرد و هر که عمل کرد دانست و دانش، به عمل فرا می خواند، پس اگر او را اجابت کرد چه بهتر و گرنه از او جدا و دورمی شود [امام صادق علیه السلام]

تازه‌نوشته‌هاآخرین فعالیت‌هامجموعه‌نوشته‌هافرزندانم

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

[بیشتر]

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
دیدی گفتم + سه شنبه 101 بهمن 4 - 5:0 صبح

منتظر
در ماشین
تا مریم بیاید
من و سیداحمد و سیدمرتضی

صحبت شد
سیداحمد از ماجرایی گفت
قبلاً تذکر داده
می‌دانستم این‌طور می‌شود
سرانجام آن را
از سر تجربه

- الآن اگه بهت بگم «دیدی گفتم» شاید ناراحت بشی
مردم معمولاً این‌طور
نوعی شماتت
ولی یه جمله از یه نفری می‌خوام برات بگم
خیلی وقت پیش شنیده:
اونیکه میگه «دیدی گفتم» دوستته
دشمن میگه «می‌خواستم بگم»!

توضیح لازم
توضیح دادم
شیرفهم
- دشمنت نمی‌خواد موفق بشی
پس بهت نمی‌گه
می‌ذاره در خطا بیافتی
گرفتار بشی
بعد که خوب تو دلش بهت خندید
با این جمله ویرانت میکنه: «می‌خواستم بهت بگم»
خب چرا نگفتی؟
چرا تذکر ندادی؟
چرا کمک نکردی تا خطا نکنم؟
گرفتار نشم؟
اما دوست
حتماً میگه
تذکر میده
حتی وقتی توجه نکنی
عمل نکنی
چون نمی‌خواد در خطا گرفتار بشی

بله
درسته که شماتت بده
شاید اگر این جمله رو نگه بهتر
ولی هدفش چیه؟
«قبلاً گفتم، عمل نکردی، گرفتار شدی، بعداً اگر گفتم، عمل کن، گرفتار نشی»
هدف این
که بدانی باتجربه‌تر از توست
اعتماد
قبول کنی
برای پذیرش آینده
برای کمک‌های بعدی
این شماتت را تحمّل می‌کند
او که می‌خواهد از خطاهایش بکاهد!



- یک جمله دیگه هم یادم افتاد
از یک بزرگی:
«وقتی رو در رو با کسی هستی، او پشت سر تو را می‌بیند، چیزی را که تو نمی‌بینی»
همیشه دنبال این باش که نظر دیگران را بدانی
درباره خودت
و پشت سرت
آن‌چه نمی‌توانی ببینی
ما خودمان را معمولاً کم می‌بینیم
خیلی کم
یکی دوبار در روز که جلوی آینه باشیم
ولی دیگران
آن‌ها هستند که «مدام» ما را می‌بینند
خودمان و رفتارمان را
عاقل به نظر دیگران اهمیت می‌دهد
چون برای بهتر شدن نیاز دارد

«اینا رو از کجا یاد گرفتی بابا»
سیدمرتضی پرسید
به گفتگوی من و سیداحمد گوش می‌داد
- روی در توالت عمومی خوندم! :)
به شوخی گفتم
خندیدند
- پسرم اگه کتاب زیاد بخونی، می‌بینی این‌چیزا تو کتابا هست!

قَالَ عِصمَةُ الأولیاء (ع): الْغِیبَةُ جُهْدُ الْعَاجِزِ. (نهج‌البلاغه، ح461)
به زشتى یاد کردن مردمان پشت سر آنان، سلاحى است براى مرد ناتوان. (ترجمه شهیدی)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - خودم 9 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظر دهید!

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
لکه پذیری + شنبه 101 بهمن 1 - 2:52 صبح

اصلاً خوب نیست
یقین زیادی
اطمینانی که پایه ندارد
صددرصدی
چنین باور و تفکری
وقتی اعمال و رفتار خودمان را در نظر داشته باشیم
ما همیشه در معرض خطاییم

سیدمرتضی زحمت کشید
در فترت میان امتحانات نوبت اول
فرصت و وقتی اضافی
فرنی شکلاتی درست کرد
یک نوع «پودینگ» به گفته خودش
خوشمزه هم :)



به قانون هم عمل
قانون خانه ما
همه ظرف‌ها را شست
هر چیزی که برای پخت و پز به کار گرفته
تمیزکاری اساسی
هر کسی که از آشپزخانه استفاده می‌کند

عصر رفتم شام آماده کنم
دستگیره یخچال کمی شکلاتی شده
خیلی کم
تمیز کردم
تذکر هم دادم
به رسم همیشگی

«نه، کار من نبوده»
- پسر گلم، غیر از تو کسی از پودرکاکائو استفاده نکرده که
شاید دستت کثیف بوده
مسأله‌ای نیست، فقط خواستم بگم حواست بیشتر جمع باشه، همین!
«من صددرصد مطمئنم که دستگیره یخچال رو کثیف نکردم»
- ببین!
قضیه حالا جدی شد
دستگیره یخچال واقعاً قضیه خیلی کوچیکیه
تمیزش کردم
ولی
قضیه «اطمینان» خیلی بزرگه
نمی‌تونم بهت گیر ندم
همین‌که از باور صددرصدی درباره رفتار صحبت می‌کنی
نگران‌کننده است
مجرمانه است اصلاً
خطرناک
«خب من یقین دارم دستم تمیز بوده»

باید برایش توضیح می‌دادم
باید از «توهّم» درش می‌آوردم
از این خطر
باید می‌فهمید در چه مصیبتی ممکن است گرفتار شده باشد
بزرگترین مصیبت بشریت؛
«یقین در درستی رفتار خود»

- یادته همین دیروز هم سر یک موضوع دیگری همین را گفتی
بارها ازت شنیدم
این چند وقت
بدجور
عاقل این‌طور حرف نمی‌زند
همیشه احتمال خطا می‌دهد
در رفتار خودش
«مگه من چی گفتم؟»
بر حرفش اصرار داشت
خیلی سریع موضع گرفت
ناراحت
- از کلمات «یقین، اطمینان، صددرصد» استفاده نکن
وقتی از رفتار خودت صحبت می‌کنی
«شاید» یادت نرود
همیشه احتمال بده شاید اشتباه کرده باشی
این را هیچوقت فراموش نکن
تا عمر داری
تا زنده هستی
«انتقادناپذیر» نباش
وقتی هر کسی گفت
هر کسی ایراد گرفت
اگر گفت مثلاً این‌جا رو «لکه کردی»
بپذیر:
«شاید حواسم نبوده، ببخشید اگر لکه شده»
سعی کن «لکه پذیر» باشی
انتقادپذیر یعنی
آدمی که فکر کند
فقط فکر
همین کافیست
فکر کند یقین دارد اشتباه نکرده
همان لحظه بزرگ‌ترین اشتباه عمرش را کرده
بزرگ‌ترین!

وقتی درباره رفتار خودمان صحبت می‌کنیم
همیشه احتمال خطا هست
باید بدهیم
درصدی احتمال
درصدی شاید
شاید متوجه نبوده و خطا کرده باشیم
اگر ندهیم انسان نیستیم
عاقل نیستیم
فناپذیر نیستیم
ادعای خدایی‌ست
خودپرستی
و این خطرناک
خیلی خیلی خطرناک
و ِری دَنجرس (Very Dangerous) یعنی!

قال طَریقُ المُستقیم (ع): «سَیِّئَةٌ تَسُوءُکَ، خَیْرٌ عِنْدَ اللَّهِ مِنْ حَسَنَةٍ تُعْجِبُکَ‏.» (نهج‌البلاغه، ح46)
کار زشتى که تو را برنجاند، نزد خداوند از عملى که تو را دچار خودبینى نماید بهتر است‏. (ترجمه انصاریان)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - آشپزی 90 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
غیبت + شنبه 101 دی 24 - 5:39 عصر

سیداحمد حرف می‌زند
درباره فرد دیگری
سیدمرتضی قطع می‌کند:
«غیبت نکن»

و من:
- سیدمرتضی، غیبت چیه؟
جوابی نمی‌دهد
- به چه حرفی می‌گن غیبت؟
«نمی‌دونم»
- وقتی به یکی می‌خواهی بگویی غیبت نکن، باید معنای غیبت را بدانی خب!
«من از همه شنیدم که غیبت نباید کرد»
- از هیچکدومشون نپرسیدی که غیبت چیه؟

سیدمرتضی نپرسید
ولی سیداحمد:
«بابا غیبت به چی می‌گن؟»
- مگه مسجد نمی‌رید؟ از پیشنماز مسجد بپرسید.
سیدمرتضی: «من امشب می‌پرسم»
سیداحمد: «بابا تلفن دفتر رهبری چنده؟»
- از 118 بگیر!

راه همیشه نباید ساده باشد
آسان
راه رسیدن به پاسخ
گاهی دشواری خوب است
که جواب را ندهی
بروند و راه رسیدن به جواب را پیدا کنند
همیشه که در کنارشان نیستی
آینده‌ای هست



سیداحمد تلفن کرد و پاسخ گرفت:
«یه چیزی درباره طرف بگی که اگر بفهمه ناراحت بشه»
سیدمرتضی هم حضوری پرسید
به پاسخ رسیدند
و از آن مهم‌تر
راه رسیدن به پاسخ را تمرین کردند!

کتب صَفْوَة اللّه (ع): «فَإِنَّمَا أَهْلَکَ مَنْ کَانَ قَبْلَکُمْ أَنَّهُمْ مَنَعُوا النَّاسَ الْحَقَّ فَاشْتَرَوْهُ، وَ أَخَذُوهُمْ بِالْبَاطِلِ فَاقْتَدَوْهُ.» (نهج‌البلاغه، ن79)
امت هایى که پیش از شما بودند تنها دو چیز مایه هلاکت و بدبختى آنها شد: نخست اینکه آنها مردم را از حقشان باز داشتند، ازاین رو ناچار شدند حق خود را (از طریق رشوه) به دست آورند و دیگر اینکه مردم را به باطل سوق دادند و آنان نیز از آن پیروى کردند. (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سیده مریم 270 - سید احمد 264 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

در صفحه نخست می‌خوانید:  نظم ِ بدوی - دیدی گفتم - لکه پذیری - غیبت - کافه پایان - استعداد یا کارآیی - نمودار کرونای قم - 
استعداد یا کارآیی + دوشنبه 101 دی 12 - 9:26 صبح

حرف ندارد
در طراحی بی‌نظیر
در خانه ما
از هیچ چه می‌سازد

دو سه کلاس طراحی البته رفت
تابستان‌ها
وقتی دیدم علاقه دارد



- ببین پسرم!
داوینچی هم طراح
نقاش اصلاً
در دوره خود بی‌نظیر
اما کدام کارش مفید؟
طرح‌هایی که از بدن انسان و اجزای آن کشید
در پزشکی

تو می‌توانی یک نقاش بزرگ باشی
بعدش چه؟
تابلوهایت را می‌خرند و به دیوار
چند مرفّه مستکبر
که چه؟
جز پول چه نصیب تو می‌شود؟
وقتی مُردی چه داری؟

طراحی وسیله است، نه هدف
ابزار
کاربرد در علوم دیگر
سایر فنون
تو موشک بساز
طراحی نیاز دارد
جامعه‌شناس باش
اقتصاددان حتی
طراحی کاربرد دارد
طراحی را به عنوان هدف زندگی انتخاب نکن
استعداد را در مسیر کارآ به کار گیر

انسان اختیار دارد
او هم
فرزند من است
اما انسانی‌ست مستقل
با آرا و نظراتی مختص
وظیفه من فقط آگاهی
تا ببینیم چه رشته‌ای را انتخاب خواهد کرد
دو سال آینده!

قال سید النجباء(ع): «فَعَلَیْکُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِی ذَلِکَ وَ حُسْنِ التَّعَاوُنِ عَلَیْهِ» (نهج‌البلاغه، خ216)
بر شما لازم است یکدیگر را به اداى حقوق سفارش و نصیحت کنید و در انجام آن به هم کمک نمایید (ترجمه مکارم)


برچسب‌های مرتبط با این نوشته: عکس 349 - فرزند 522 - سید مرتضی 257 -
نوشته شده توسط: سید مهدی موشَّح نظرات شما ^

   1   2   3   4   5   >>   >

شنبه 101 بهمن 8

امروز:  بازدید

دیروز:  بازدید

کل:  بازدید

برچسب‌های نوشته‌ها
فرزند عکس سیده مریم مباحثه سید احمد سید مرتضی اقتصاد آقامنیر آشپزی فرهنگ فلسفه خانواده کار مدرسه سفر سند آموزش هنر بازی روحانیت فیلم فاصله طبقاتی خواص انشا دشمن ساخت خیاطی خودم جوجه کتاب نهج‌البلاغه تاریخ ورزش فارسی طلاق
آشنایی
سید مرتضی - شاید سخن حق
السلام علیک
یا أباعبدالله
سید مهدی موشَّح
آینده را بسیار روشن می‌بینم. شور انقلابی عجیبی در جوانان این دوران احساس می‌کنم. دیدگاه‌های انتقادی نسل سوم را سازگار با تعالی مورد انتظار اسلام تصوّر می‌نمایم. به حضور خود در این عصر افتخار کرده و از این بابت به تمام گذشتگان خود فخر می‌فروشم!
فهرست

[خـانه]

 RSS     Atom 

[پیام‌رسان]

[شناسـنامه]

[سایت شخصی]

[نشانی الکترونیکی]

 

شناسنامه
نام: سید مهدی موشَّح
نام مستعار: موسوی
جنسیت: مرد
استان محل سکونت: قم
زبان: فارسی
سن: 43
تاریخ تولد: 14 بهمن 1358
تاریخ عضویت: 20/5/1383
وضعیت تاهل: طلاق
شغل: خانه‌کار
تحصیلات: کارشناسی ارشد
وزن: 117
قد: 182
آرشیو
بیشترین نظرات
بیشترین دانلود
طراح قالب
خودم
آری! طراح این قالب خودم هستم... زمانی که گرافیک و Html و جاوااسکریپت‌های پارسی‌بلاگ را می‌نوشتم، این قالب را طراحی کردم و پیش‌فرض تمام وبلاگ‌های پارسی‌بلاگ قرار دادم.
البته استفاده از تصویر سرستون‌های تخته‌جمشید و نمایی از مسجد امام اصفهان و مجسمه فردوسی در لوگو به سفارش مدیر بود.

در سال 1383

تعداد بازدید

Xکارت بازی ماشین پویا Xانتخاب نام فرزند بر اساس ابجد